25-03-2017، 18:18
(آخرین ویرایش در این ارسال: 25-03-2017، 18:20، توسط Creative girl.)
و دیدیم هیچ چیز خاصی نیست رو به ژانینا کردم و گفتم : یادمه تو واحد های شخصیت پاس کردی و کارگاه های شخصیت رفتی پس سر فرصت بهمون راجع شخصیت هاشون بگو (دوستان این موضوع واقعا وجود داره خواهر خودم روانشناس بالینی هست و میتونه از رو چهره ویژگی های اصلی شون رو بگه)
به بچه ها نگاه کردم دیدم مست خوابن گفتم برن بخوابن خودمم ساعت 5 صبح زنگ گذاشتم و یه دوش ده دقیقه ای گرفتم و خوابیدم
صبح با صدای زنگ گوشی بیدار شدم صداش رو قطع کردم رفتم تو آشپزخونه یه صبحونه مفصل درست کردم بچه ها رو بیدار کردم خودمم رفتم لباس انتخاب کنم یه مانتو طلایی با کمربند زنجیر مانند وَ شلوار لوله ای مشکی همراه با شال مشکی یه دستبند ظریف طلا هم دستم کردم تو حال سرک کشیدم ژاله و ژانین داشتن شماره بچه هایی رو که تو دانشگاه گیر اوردن رو به بچه ها میگفتن تا ذخیره کنن. من که رفتم پیششون ژانینا گفت: من از دم در خونه رادوین اینا تا روی اون میله ای که سر درب دانشگاه هست دوربین و شنود گذاشتم
ژاله : ما هم یه دختر گیر اوردیم از این فوضولا هر اتفاقی می افته بهمون میگه اسمش گیسوِ تو کار پسراست و فقط از پسرا میدونه
ژانین: تازه علاوه بر گیسو یه مسر هست باربد اینم فقط از دخترا میدونه
مژده : در مورد دوستانش باید بگم که سه تا دوست داره همشون با رادوین همسن هستن. نوژن که یه خواهر بزرگ تر از خودش داره . سپنتا , تصمیمی ترین دوستشه و تک فرزنده وَ مَهبُد که یه برادر دوقلو به نام هیربُد داره
_ولی در رابطه با رشته هاشون رادوین و سپنتا ریاضی ,نوژن عمران_راه سازی وَ
مهبد مهندسی _زیربنا حالا نوژان عمران_سدسازی و هیربد هم موسیقی
ژانینا : یه سر به دانشگاه میزنم مدیر دانشگاه و از دور ببینم چه جور آدمیه.
_منم میام سیستمشون و Hک کنم هر جور اطلاعات بخوایم توش هست
بازم سلام لطفا نظر بدین با نظراتون انگیزه میگیرم
به بچه ها نگاه کردم دیدم مست خوابن گفتم برن بخوابن خودمم ساعت 5 صبح زنگ گذاشتم و یه دوش ده دقیقه ای گرفتم و خوابیدم
صبح با صدای زنگ گوشی بیدار شدم صداش رو قطع کردم رفتم تو آشپزخونه یه صبحونه مفصل درست کردم بچه ها رو بیدار کردم خودمم رفتم لباس انتخاب کنم یه مانتو طلایی با کمربند زنجیر مانند وَ شلوار لوله ای مشکی همراه با شال مشکی یه دستبند ظریف طلا هم دستم کردم تو حال سرک کشیدم ژاله و ژانین داشتن شماره بچه هایی رو که تو دانشگاه گیر اوردن رو به بچه ها میگفتن تا ذخیره کنن. من که رفتم پیششون ژانینا گفت: من از دم در خونه رادوین اینا تا روی اون میله ای که سر درب دانشگاه هست دوربین و شنود گذاشتم
ژاله : ما هم یه دختر گیر اوردیم از این فوضولا هر اتفاقی می افته بهمون میگه اسمش گیسوِ تو کار پسراست و فقط از پسرا میدونه
ژانین: تازه علاوه بر گیسو یه مسر هست باربد اینم فقط از دخترا میدونه
مژده : در مورد دوستانش باید بگم که سه تا دوست داره همشون با رادوین همسن هستن. نوژن که یه خواهر بزرگ تر از خودش داره . سپنتا , تصمیمی ترین دوستشه و تک فرزنده وَ مَهبُد که یه برادر دوقلو به نام هیربُد داره
_ولی در رابطه با رشته هاشون رادوین و سپنتا ریاضی ,نوژن عمران_راه سازی وَ
مهبد مهندسی _زیربنا حالا نوژان عمران_سدسازی و هیربد هم موسیقی
ژانینا : یه سر به دانشگاه میزنم مدیر دانشگاه و از دور ببینم چه جور آدمیه.
_منم میام سیستمشون و Hک کنم هر جور اطلاعات بخوایم توش هست
بازم سلام لطفا نظر بدین با نظراتون انگیزه میگیرم
