امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

نقاشی, پُرســـش نعره مَزَن ! هیچ مَگو !

#1
نقاشی, پُرســـش نعره مَزَن ! هیچ مَگو ! 1

درد دل های یک هنرمند نقاش

هنگامه عابدین*
آنچه در گسترهٔ این همه سال های فراز و فرود ِ “هنر” در مکانِ هنریِ ایران مدام در حالِ رخ دادن است و ذهنِ نا آرام مرا بیش از پیش به خود مشغول کرده ، همهٔ آن چیزی است که من به آن می گویم ” بلاهتِ خاصِ مخاطبِ عام” .
بَر نَخورَد به کسی لطفا ، چرا که این بلاهت همواره یک بلاهتِ تاریخی بوده وهست نه شخصی…..و نه مختصِ اینجایی ها تنها می تواند باشد، که شخصا در گالری ها و موزه های خارج از کشور هم بار ها به آن بر خورده ام (اما بسیار اندک) و اینکه چرا در آنجا اندک؟ چون مخاطبِ عامِ آنطرفی یاد گرفته پایش را جایی بگذارد که چیزی در بارهٔ انجا بداند و یا کلا بخواهد که بداند ! یا اگر نمیداند خاموش می ماند . روی سخنم هم نه با ” مخاطبِ خاص”است که به جای ” مطلق اندیشی”ِ صرف… سوال طرح می کند تا به بخشی از آگاهی دست بیاندازد، بلکه گروهِ قابل توجهی از مخاطبان عام است که به جای آنکه بر ” ندانستن” ِ خود اشراف داشته باشند، همهء سوال های تاریکِ ذهنشان را می خواهند در سفرهٔ گستردهٔ هنرمندی بجویند که خود نیز شاید در طلب و جستجوست هنوز. از شما چه پنهان که تا مدتی هم به خطا گمان می کردم : (خب ….این جوری است دیگر امور هنری )! اما بعد ها پی بردم که : می شود با تعامل دو طرف جور دیگری هم بشود و گشتم تا “سوراخ دعا” را در جای دیگری جستجو کنم … این که” مخاطبِ عامِ نمایشی ” که اینجا و درین متن دوست دارم او را ” او” بنامم چه کسی است، می گویم …
. “او” همان کسی است که هیچ توظف و هدفمندی بر خود قائل نیست و نمی خواهد ازمقامِ یک ” دیدارکنندهٔ منفعل ” کمی بالاتر بایستد . کسی که کاهلی و تنبلی و بی عملی اش خود آبسه ای است ” دردناک”. حالا دارم درک می کنم دلیلِ عمدهٔ اینکه چرا از هیچ ” افتتاحیه” ای چه بر کار های خودم و چه در مکان های دیگر لذت نبرده ام و آن کلان سوال ها چرا و چگونه در ذهن من متصور شده که ناتوان از ستاندن جوابش مدام از خود می پرسم : چرا امور هنریِ ما تنها میان” اهل هنر است” که می چرخد! چرا فضای افتتاحیه ها را حضور اکثریتِ مخاطبانِ گل و شیرینی به دستانی پُر کنند که گویی تنها وظیفهء ابدی شان گفتن جمله هایی ازین دست است : دستتان درد نکند – چقدر کار قشنگی( به جای چه کار خوبی)! کارتان فوق العاده بود ! ووو….. و دیگر هیچ ! دِ برو که رفتی ! تا به نمایش گذاشتنِ نمایشی دیگر در نمایشگاهِ بعدی .چرا “هنر” تنها میان خودِ اهالی هنر است که می چرخد؟ چرا واقعا ؟ تنها میان هنرمند – گالری دار- کیوریتور- منتقد- موزه- رسانه ووو…..چرا؟!
” او” رفتن به نمایشگاه را تنها ادای دینِ قوم و خویشی و خانوادگی و دوستی می داند. ” او” کسی است که به جای طرح سوال های همیشه تکراری اش که چه کار قشنگی! منظورتان چه بود ازین کار) ؟ نمی آید برود دنبال ِ جواب هایی مکتوب . او” نمی خواهد ( نه اینکه نتواند)همپای هنرمند بخواند و درک کند و جستجوگر باشد . ” او ” باید یادش بماند که نمیتواند تا ابد ” دهان گشاده” بماند تا لقمه های حاضر- آمادهٔ( نان و پنیر و سبزی وار) را هر بار و همیشه از دست خودِ ” هنرمند ” روانه حلقش کند. راحت الحلقومی که حالا شده دستمایه ای تُنُک بر “ماتحت گشادگی ” !! “او” همچنین لازم است بداند همان گونه که وقتش را برای سریال های زرد و رنگین ِ”حریمِ سلطانی” و خواندن رمان های “بامدادِ خماری” صرف میکند ( بکند .اشکالی نیست)، کمی و تنها کمی درک کند که باید به اندازهٔ “ارزنی” یا که ” جو “ای پیش آگاهی از امور هنری هم برایش لازم است پیش از آنکه پاپوشِ نازنینِ مزین به بِرَند ِ ” لوئی ویتون” اش را به محلِ افتتاحیه بگذارد . حتی اگر در مقامِ دائی و خاله و عمو و پسر خاله و دختر عمه به گالری یا موزه می رود .. که اگر به تعداد جعبه های شیرینی و سبد های گلی که خرجِ افتتاحیه ها می کرد، کتابی هر چند ساده و ابتدائی در بارهٔ “هنر” می خرید و می خواند، افتتاحیه ها این چنین در طول سال ها محلِ مضحکه و بالماسکهٔ چهره های خنثی نمی شد . ” او “باید آگاه باشد و بداند که اگر حتی با خروار ها خروار دَک و پُز بی آنکه الفبای کوچکی از چیزی را بداند با اظهار نظر های بی مورد و نسنجیده، نشان بدهد که موجودِ فرهیخته گی است دست بر قضا بیشتر از همیشه “ابله” جلوه می کند .
……………………………………………….
پ.ن : این متن روی سخنش مخاطب خاص و آگاه به هنر نیست. چرا که مخاطب خاص با طرحِ هر سوال هر چند ساده دست به پژوهشی می زند .
این متن هیچ ربطی به افتتاحیهٔ اخیر نمایش گروهی من ندارد !

…………………………………………….

* هنگامه عابدین، نقاش و شاعر و مدرس هنرهای تجسمی – عضو رسمی و عضو علی البدل شورای مدیریت کمیتهٔ انتشاراتِ ” انجمن هنرمندان نقاش ایران”
پاسخ
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  بزرگترین تابلوی نقاشی جهان
  آشنایی با سبک رئالیسم در نقاشی
  سبک امپرسیونیسم و سرآغاز آن در نقاشی
  ✗نقد نقاشی گیـتار نواز پیر✗
Rainbow [حمله سونامی مدرنیزم به نقاشی سنتی ایرانی]
Rainbow روایتگری در نقاشی از ادبیات و سینما دشوار است!
  نقاشی های شگفت انگیز سه بعدی بر روی بدن انسان
  چند حقیقت جالب درباره نقاشی مونالیزا !
  | نقد نقاشی سیب زمینی خورها |
  | نقد نقاشی شب پُر ستاره |

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان