23-05-2018، 17:47
و خداوند
عشق و انتظار را با هم آفرید …
این را من خوب می دانم !
منی که از انتظار تو
به عشق رسیدم …
به خودت، باورت و زندگی ات عشق بورز
سن و سالت مشکل عشق نیست
زمان نمی تواند بلور اصل را کدر کند
مگر آنکه تو پیوسته برق انداختن آن را از یاد برده باشی!
برای خودت دعا کن که آرام باشی، صبور باشی..
مهم نیست که آخرین زلزله ی زندگی ات چند ریشتر بود
مهم این است که دوباره از نو بسازی:
زندگي ات را
باورت را
خودت را..
عجب حکایتی می شود
سرسپردگی تو
با جنون من !
چه شروع زیبایی می شود
حضور دیدار شبانه ات
اگر …
اگر که بیایی
و اتفاق بیافتی …
آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند،
که حرفهای عاشقانه نمیزنند،
چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی
آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند..
اما عاشقشان میشوی!
ناخواسته دلت برایشان میرود…
این آدمها فقط راست میگویند
راست می گویند با چاشنی قشنگ ” مهر”
لبخند میزنند نه برای اینکه توجهت را جلب کنند،
لبخند میزنند چون لبخند جزئی از وجودشان است…
لبخندشان مصنوعی نیست، اجباری نیست
در لبخندشان خدا را میبینی….
اینها ساده اند
حرف زدنشان…
راه رفتنشان…
نگاهشان….
ادعا ندارند، بی آلایشند، پاک و مهربانند…
آسمان هم که باشی
بغلت خواهم کرد
فکر گستردگی واژه نباش
همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند
پر از عاشقانه ای تو
دیگر از خدا چه بخواهم ؟ !
گاهی پای کسی می مانی …
که نه دیدیش …
نه می شنسیش
فقط حسش کرده ای …!
تجمسش کرده ای؛
پشت هاله ای از …
نوشته های مجازی …!
روی پیج مجازی اش …!!!
که هر روز می خوانی و …
در جوابش می گویی
دوستت دارم دوست مجازی من
گاهی همه ی زندگی ات…
در یک ” تو “
خلاصه می شود…
” تو ” در خلوتم قدم میزنی و صدای پای ” تو “
می شود ملودی آرام ذهن من …
هر ردی که از من بگیری به ” تو ” میرسد…
” تو ” می شوی دنیای من …
” تو ” می شوی نیاز من …
” تو ” می شوی همه ی من …
ميان هر نفسي كه مي كشم
همهمه اي ست
از همه پنهان
از تو چه پنهان
ميان هر نفسي كه مي كشم تو هستي
كه ميكِشم تو را ، كه ميكُشي مرا
آغوش تو …
ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺳﺖ !!
آغوش تو …
ﺗﺮﺱﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﻠﻌﺪ !!
آغوش تو …
ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺳﺮﺩﺭﺩﻫﺎ !!
ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪﺗﺮﯾﻦ ﺭﺧﻮﺕﻫﺎ !!
آغوش تو …
ﯾﻌﻨﯽ “ﻣﻦ ” ﺧﻮﺑﻢ!
ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ …
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﯽﻫﻮﺍﯼ ﺗﺮﺱﻫﺎ
ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ !! …
شادی خریدنی نیست
شادی هر لحظه با شماست
شما خالق شادی هستید!!
گاهی شادی ، یک لبخند مهربان است
گاه یک نگاه مهربان
کافیست ، نگاهتان به زندگی شاد باشد
یاد بگیر
دستِ رابطه در دستانِ توست
یا رهایش میکنی به امانِ روزگار
یا در آغوشش میگیری
بزرگش میکنی
پیرمیشوی به پایش
ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ
ﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،
ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ.
ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ،
ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ:ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ
ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪ؟
ﻗﺸﻨﮕﻪ: ﯾﻬﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ،
ﯾﻬﻮ . . . ﺗﻮ ﯼ ﺟﻤﻊ .. ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،
ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ.
ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …
ﺁﺭﻩ …
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ!!!
سرمایی که بوده ام همیشه
ولی …
بین خودمان بماند
سرمایی تر میشوم وقتی
پای آغوش تو در میان باشد
کااااااش….
صدای بعضی آدما رو میشد بوسید…
مخصوصا وقتی که...
اسمت رو صدا میزنند…
نمی دانم چشمانت با من چه میکند
فقط وقتی که نگاهم میکنی …
چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
که حس میکنم چقدر زیباست
فدا شدن برای چشمهایی که تمام دنیاست…
در دل من چیزی است،
مثل یک بیشه نور،
مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم،
که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت،
بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است،
که مرا میخواند.
بی تو هیچ نمیخواهم
نه آسمان!
نه زمین!
نه باران!
نه خیس شدن!
نه تازگی!
نه طراوت
گرمای دستانت را به من بده
همه چیز را از من بگیر
ﭼــﻘﺪﺭ قشنگــه
وقتـی ازت بپــــــرسه
” دوستـــــم داری؟ ”
و تــو بـا شیطـنت بگی نــــه !
وبعد
ﺍﯾـﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ
ﺑﺸﻨـﻮﯼ :
مـگــه دسـت خـودته ……. ﭼﻪ ﺑﺨـــﻮﺍﯼ ﭼﻪ
ﻧﺨـﻮﺍﯼ ﻣــﺎﻝ خـــودمی
بــایـد دوستـم
داشتـه بـاشی!!!!