07-03-2019، 13:42
من نمی خواهم اخلاق بدهم، اما به کسانی که این کار را می کنند توصیه می کنم که اگر می خواهید هرگونه ارزش و اعتباری را از بهترین چیزها بگیرید مانند گذشتگان همچنان دربارۀ آنها سخن بگویید، آنها را در رأس اخلاق خود قرار دهید و از صبح تا غروب دربارۀ سعادت، فضیلت، آرامش روح، درستکاری و پاداش و جزای طبیعت چیزها صحبت کنید. به موازات آنکه شما بدینگونه صحبت کردید، این چیزهای خوب سرانجام در میان مردم محبوبیت خواهد یافت، و همه به طرفداریِ آنها فریاد بر خواهند کشید. اما از همین لحظه، هر آنچه طلا بود زائل می شود و حتی هر چیزی که حاویِ طلاست به سرب بدل خواهد شد.
در حقیقت، شما در هنر کیمیازدایی و در بی ارزش ساختن چیزها استاد شده اید! اما یک بار هم به عنوان آزمایش نسخۀ دیگری بردارید تا خلافِ چیزی را که دنبالش هستید به دست آورید؛ یعنی این چیزهای عالی را نفی کنید، تمجید عوامل را از این چیزها بگیرید، از گسترش آنها جلوگیری کنید، آنها را دوباره به شرم روح های تنها بدل سازید، و بگویید که اخلاق میوه ممنوعه است. شاید در آن صورت آن دسته از مردانی را که اهمیت دارند، یعنی گروه قهرمانان را بتوانید به طرف آرمان خود جذب کنید. البته در این صورت، این آرمان باید هراس را الغا کند، نه انزجاری را که تاکنون القا می کرد. در واقع، آیا انسان وسوسه نمی شود که همانند استاد اکارت [عارف آلمانی] بگوید که: «من از خدا می خواهم که مرا از خدا نجات دهد.»
فریدریش نیچه، دانش طربناک، کتاب پنجم
در حقیقت، شما در هنر کیمیازدایی و در بی ارزش ساختن چیزها استاد شده اید! اما یک بار هم به عنوان آزمایش نسخۀ دیگری بردارید تا خلافِ چیزی را که دنبالش هستید به دست آورید؛ یعنی این چیزهای عالی را نفی کنید، تمجید عوامل را از این چیزها بگیرید، از گسترش آنها جلوگیری کنید، آنها را دوباره به شرم روح های تنها بدل سازید، و بگویید که اخلاق میوه ممنوعه است. شاید در آن صورت آن دسته از مردانی را که اهمیت دارند، یعنی گروه قهرمانان را بتوانید به طرف آرمان خود جذب کنید. البته در این صورت، این آرمان باید هراس را الغا کند، نه انزجاری را که تاکنون القا می کرد. در واقع، آیا انسان وسوسه نمی شود که همانند استاد اکارت [عارف آلمانی] بگوید که: «من از خدا می خواهم که مرا از خدا نجات دهد.»
فریدریش نیچه، دانش طربناک، کتاب پنجم