14-09-2013، 21:26
(آخرین ویرایش در این ارسال: 14-09-2013، 21:31، توسط ЯØறдητ!c✘ G!гL.)
وایییییی مادرم پوستمو درمیاره ازبس که غذا بهم میده تو مدرسه بخورم..
میبینی وسط زنگ تفریح صدای مزخرف ناظم ازپشت بلندگو درمیاد منم گوشامو میگرم... دوستام میگن خانوم افشاری باشمابودن انگار که این خانوم ناظمم کلا با همه چیه من(اسمو,فامیلو,مادر پدرم )مشکل داره میرم دفتر میبینم مادرم با یه کیف پر اومده مدرسه...
تصور کنید من چی میکشم..
راستی امتیاز موضوع رو هم براش بزارین.
میبینی وسط زنگ تفریح صدای مزخرف ناظم ازپشت بلندگو درمیاد منم گوشامو میگرم... دوستام میگن خانوم افشاری باشمابودن انگار که این خانوم ناظمم کلا با همه چیه من(اسمو,فامیلو,مادر پدرم )مشکل داره میرم دفتر میبینم مادرم با یه کیف پر اومده مدرسه...
تصور کنید من چی میکشم..

راستی امتیاز موضوع رو هم براش بزارین.