16-07-2013، 10:43
گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطمون ایمیلی
حیف از آن رابطه ای انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست بجز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ ترا؟
برده یا دات کام و دات ارگ ترا؟
بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سآبجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم سنگین است
به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک
آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم
مرگ لیلی ، نت و مت را ول کن
همه را جای OK کنسل کن
OFF کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و بین من ON ام
اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویس با آن دست
نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
شده ام خسته ز Font و Format
شده ام دلخور از گردی آن@ ( ات )
کرد ریپلای به لیلی ، مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هرچه گفتی که بکن خواهم کرد
زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی
نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سر آید قهرت
سر جلسه خواستگاری... بعد از نیم ساعت سکوت!
مادر داماد: ببخشین، کبریت دارین؟
خانواده عروس: کبریت؟! کبریت برای چی؟!
مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بکشه...
خانواده عروس: پس داماد سیگاریه...؟!
مادر داماد: سیگاری که نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سیگار میچسبه...
خانواده عروس: پس الکلی هم هست...؟!
مادر داماد: الکلی که نه... والا قمار بازی کرد، باخت! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره...
خانواده عروس: پس قمارم بازی میکنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...
خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان که نه... والا معتاد بوده، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...
خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...
خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
نتیجه اخلاقی: همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین!
که شده رابطمون ایمیلی
حیف از آن رابطه ای انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست بجز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ ترا؟
برده یا دات کام و دات ارگ ترا؟
بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سآبجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم سنگین است
به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک
آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم
مرگ لیلی ، نت و مت را ول کن
همه را جای OK کنسل کن
OFF کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و بین من ON ام
اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویس با آن دست
نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
شده ام خسته ز Font و Format
شده ام دلخور از گردی آن@ ( ات )
کرد ریپلای به لیلی ، مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هرچه گفتی که بکن خواهم کرد
زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی
نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سر آید قهرت
سر جلسه خواستگاری... بعد از نیم ساعت سکوت!
مادر داماد: ببخشین، کبریت دارین؟
خانواده عروس: کبریت؟! کبریت برای چی؟!
مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بکشه...
خانواده عروس: پس داماد سیگاریه...؟!
مادر داماد: سیگاری که نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سیگار میچسبه...
خانواده عروس: پس الکلی هم هست...؟!
مادر داماد: الکلی که نه... والا قمار بازی کرد، باخت! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره...
خانواده عروس: پس قمارم بازی میکنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...
خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان که نه... والا معتاد بوده، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...
خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...
خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
نتیجه اخلاقی: همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین!