امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آورده اند که ...

#1
[rtl]آورده اند که ...[/rtl]


آورده اند که ... 1



عزاداری برای سید الشهدا علیه السلام، به دلیل اهداف بلند و نقش سازنده فردی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن، از جایگاه ویژه ای در سخن و سیره اهل بیت علیهم السلام برخوردار است. استفاده از مدح و مرثیه، همواره بعنوان اهرمى در دفاع ازحق و مبارزه با حكومتهاى جور، مورد استفاده قرار مى گرفت. در اینگونه مجالس، احساس و عاطفه، به كمك شعور مى آید و مكتب عاشورا زنده مى ماند چراکه اشك، زبان گویاى احساسهاى عمیق یك انسان متعهّد و پاى بند به خطّ حسینى و كربلایى است.




در این نوشتار نگاهی کوتاه می افکنیم بر سرگذشت و حالات كسانیكه به این مجالس لاهوتی متمسّك شدند و آثار شگفت انگیزی را مشاهده نمودند.

 

[rtl]همچون محبوب[/rtl]


شاید بعضى از بى خردان متوجّه اهمیّت عزادارى براى حضرت سیّد الشهداء علیه السلام را نشوند و ندانند كه دهها حدیث در اهمیّت عزادارى براى حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السلام رسیده و حتّى تمام علماء و مراجع تقلید خودشان به آن مبادرت می كرده اند و یكى از وسائل تشرف به محضر حضرت بقیّة اللّه (عج) را گریه بر حضرت سید الشهداء علیه السلام مى دانسته اند.

مرحوم علاّمه سید بحر العلوم روز عاشورائى با عدّه اى از طلاب از كربلا به استقبال دسته سینه زنى بزرگ طویرج مى روند، ناگهان طلاب مى بینند مرحوم سیّد بحرالعلوم با آن عظمت و مقام شامخ علمى عمامه و عبا و قبا و عصا را كنار انداخت و مثل سایر سینه زنها لخت شده و خود را میان عزاداران و سینه زنان انداخت و به سر و سینه مى زند.

طلاّبى كه با معظم له به استقبال آمده بودند هرچه مى كنند كه مانع از آن همه احساسات پاك و محبّت بشوند میّسر نمى گردد. بالاخره عدّه اى از طلاّب براى حفظ سیّد بحرالعلوم اطراف ایشان را می گیرند كه مبادا زیردست و پا بیافتد و ناراحت شود، تا اینكه بعد از اتمام برنامه سینه زنى بعض از خواص از آن عالم بزرگ مى پرسند چگونه شد كه شما بى اختیار وارد دسته سینه زنى شدید و آنگونه مشغول عزادارى گردیدید؟

فرمود: وقتى به دسته سینه زنى رسیدم دیدم حضرت بقیة اللّه عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف با سر و پاى برهنه میان سینه زنها به سر و سینه مى زنند و گریه مى كنند من نتوانستم طاقت بیاورم لذا از خود بى خود شدم در خدمت حضرتش مشغول سینه زدن گردیدم .


[rtl]استفاده از مدح و مرثیه، همواره بعنوان اهرمى در دفاع ازحق و مبارزه با حكومتهاى جور، مورد استفاده قرار مى گرفت .در اینگونه مجالس، احساس و عاطفه، به كمك شعور مى آید و مكتب عاشورا زنده مى ماند چراکه اشك، زبان گویاى احساسهاى عمیق یك انسان متعهّد و پاى بند به خطّ حسینى و كربلایى است[/rtl]


[rtl]عشقی که نمی سوزد[/rtl]


جایى كه آتش جهنم كه قابل مقایسه با آتش دنیا نیست به وسیله امام حسین علیه السلام خاموش و برد و سلام مى گردد پس نسوزانیدن آتش ضعیف دنیوى به وسیله آن بزرگوار جاى تعجب نیست .

شهید محراب آیة اللّه سیّد عبدالحسین دستغیب حکایت می کند که مرحوم دكتر سید اسماعیل مجاب عجایبى از ایام مجاورت در هندوستان كه مشاهده كرده بود نقل مى كرد، از آن جمله مى گفت : عده اى از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سیدالشهداء علیه السلام معتقد و علاقه مندند و براى بركت مالشان با آن حضرت شركت مى كنند یعنى در سال مقدارى از سود خود را در راه آن حضرت صرف مى كنند، بعضى از آنها روز عاشورا به وسیله شیعیان، شربت و پالوده و بستنى درست كرده و خود به حال عزا ایستاده و به عزاداران مى دهند و بعضى آن مبلغى كه راجع به آن حضرت است به شیعیان مى دهند تا در مراكز عزادارى صرف نمایند.

یكى از آنان را عادت چنین بود كه همراه سینه زنها حركت مى كرد و با آنها به سینه مى زد. چون مرُد بنا به مرسوم مذهبى خودشان بدنش را با آتش سوزانیدند تا تمام بدنش خاكستر شد جز دست راست و قطعه اى از سینه اش كه آتش آن دو عضو را نسوزانیده بود. بستگانش آن دو قطعه را آوردند نزد قبرستان شیعیان و گفتند: «این دو عضو راجع به حسین شماست».

آورده اند که ... 1
[rtl]

احترام عزادار
[/rtl]


اذیت و اهانت به مۆمن و شخص وابسته به خدا و رسولش و امام معصوم علیه السّلام خطرناك و موجب نزول بلا و قهر الهى است. آقاى سید محمود عطاران نقل می کند كه سالى در ایام عاشورا جزء دسته سینه زنان محله سردزك بودم، جوانى زیبا در اثناى زنجیر زدن، به زنها نگاه مى كرد، من طاقت نیاورده غیرت كردم و او را سیلى زدم و از صف خارج كردم. چند دقیقه بعد دستم درد گرفت و متدرجا شدت كرد تا اینكه به ناچار به دكتر مراجعه كردم، گفت اثر درد و جهت آن را نمى فهمم ولى روغنى است كه دردش را ساكن مى كند. روغن را به كار بردم نفعى نبخشید بلكه هر لحظه درد شدیدتر و ورم و آماس دست بیشتر مى شد. به خانه آمدم و فریاد مى كردم. شب خواب نرفتم، آخر شب لحظه اى خوابم برد حضرت شاهچراغ علیه السّلام را دیدم فرمود: باید آن جوان را راضى كنى.

چون به خود آمدم دانستم سبب درد چیست، رفتم جوان را پیدا كردم و معذرت خواستم و بالا خره راضیش كردم، در همان لحظه درد ساكت و ورمها تمام شد و معلوم شد كه خطا كرده ام و سوء ظن بوده است و به عزادار حضرت سیدالشهداء علیه السّلام توهین كرده بودم .

 

[rtl]صاحب عزای همیشگی[/rtl]


یكى از وعّاظ مشهور تهران عصر روز آخر ذى الحجّة از منزل بیرون آمد كه شب اول محرّم به منبرهاى دهه عاشورا كه وعده داده برسد، در وسط هاى كوچه پیرزنى آمد و گفت : آقا من از امشب تا ده شب در منزل خودم روضه دارم لطفا تمام شبها را تشریف بیاورید و براى ما روضه بخوانید.

واعظ گفت: من وقت ندارم. پیرزن گفت: هر وقت شب به منزل برگشتید تشریف بیاورید اگرچه به اندازه چند دقیقه باشد. واعظ باكمال خونسردى و بى میلى جواب مثبت داد كه مى آیم.

شب اول محرّم كه دیر وقت از روضه برگشته بود به همان منزل رفت پرچم سیاه كوچكى دید كه بالاى در آویزان است و روى پرچم «سلام بر حسین شهید» نوشته، چون در باز بود با گفتن یك یااللّه وارد شده، به درون اطاقى وى را راهنمائى كردند، وقتى وارد شد دید سه یا چهار نفر زن با چادر مشكى نشسته اند و چون صندلى نداشت خشت و آجر را بروى هم گذاشته اند تا بعنوان منبر از آن استفاده شود.


[rtl]شاید بعضى از بى خردان متوجّه اهمیّت عزادارى براى حضرت سیّد الشهداء علیه السلام را نشوند و ندانند كه دهها حدیث در اهمیّت عزادارى براى حضرت ابى عبداللّه الحسین علیه السلام رسیده و حتّى تمام علماء و مراجع تقلید خودشان به آن مبادرت می كرده اند و یكى از وسائل تشرف به محضر حضرت بقیّة اللّه (عج) را گریه بر حضرت سید الشهداء علیه السلام مى دانسته اند[/rtl]






آقاى واعظ روى منبر نشست و بعد از خطبه چند جمله از فضائل حضرت سید الشهداء علیه السّلام گفت و روضه خواند و زنهاى حاضر در مجلس گریه كردند و با دعا كردن به مجلس خاتمه داد و این كار تا چند شب ادامه داشت ولى شب پنجم یا ششم که از مجالس مهم شهر برگشت با خود گفت: خوب است امشب منزل پیر زن را نادیده انگاشته و نروم.



او به منزل خود رفت و شام خورد و به درون بستر رفت كه بخوابد. به محض آنكه خوابید حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهرا سلام اللّه علیها را در خواب دید، خدمت حضرتش عرض ادب كرد ولى حضرت نسبت به واعظ بى اعتنا بود، واعظ لرزید و گفت: مگر از من خطائى سرزده كه اینگونه به من بى مهرید؟ حضرت فرمود: چرا آن پیرزن را منتظر نگهداشتى و نرفتى ؟!

واعظ از خواب برخاست و تند تند لباس پوشید و رفت، دید پیرزن دم در ایستاده و نگاه به راه مى كند به محض آنكه آقا را دید گفت چرا اینقدر دیركردى، واعظ كه قلبش مى طپید و از چشمانش اشك مى بارید چیزى نگفت و به درون منزل رفت و از هر شب بهتر روضه خواند و برگشت. فهمید هرجا روضه امام حسین علیه السّلام هست آنجا صاحب عزا بى بى عالم حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها هم هست .

 

[rtl]خورشید تابان بر فراز قرنها[/rtl]


آری، چهارده ستون از ستونهاى قرون با همه ساعتها و روزها و سالهایش چون حبه نمكى بر كف اقیانوس آب شد و ناپدید گشت ولى نام مقدّس سالار شهیدان علیه السلام همچنان بر فراز قرون و اعصار مى درخشد، و هر روزى كه مى گذرد مراسم سوگواری حسینى هر سال با شكوهتر از سال پیش برگزار مى گردد.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
https://harfeto.timefriend.net/16352332903584
پاسخ
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

موضوعات مرتبط با این موضوع...
Smile آورده‌اند که...

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان