24-08-2015، 15:37
(آخرین ویرایش در این ارسال: 25-08-2015، 17:34، توسط ϟ Gσтнıc ναмρıяє Gıяʟ ϟ.)
![[ چه چیزی درباره ی خون آشام ها میدانید ] 1](http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1394/1/24/503872_642.jpg)
خون عامل وراثت و انتقال صفات و ویژگی های یک خانواده و یک قبیله و یک نسل و یک نژاد است.
اصرار در حفظ پاکی و اصالت خون به ویژه در خاندان های پادشاهی در شرق و غرب جهان وجود داشته و دارد.
ازدواج های درون قبیله ای یا خانوادگی برای جلوگیری از آلوده نشدن
خون اصیل و پاک یک قوم یا نژاد هنوز هم در برخی اقوام و قبایل ساکن در هند،
عربستان، میان رودان، آفریقا و حتی در ایران دیده می شود.
آیین هایی مانند قربانی کردن، ریختن خون برای جلوگیری از چشم زخم، قسم خوردن به خون،
خوردن جگر و خون حیوانی خاص برای کسب قدرت و بسیار آداب و آیین های گاه رعب آور و ترسناک
که مجال بررسی آنها در اینجا نیست هنوز هم با کمال تعجب و ناباوری همانند دوران باستان،
در برخی نقاط جهان جریان دارد.
افسانه ها و شخصیت هایی مانند لاماستو یا لاماشتو که اسطوره های آشوری است
و نمونه بارز یک خون آشام یا داستان «لیلیت و لیلو» که از ایزدان مهم بین النهرین هستند
و بعدها در داستان های یهودی شکل و صورت دیگری به خود می گیرند
یا هیولاهای خون آشامی مانند «راکشاسا» و «وتالا» در ادبیات فولکلور هندوستان
و همچنین افسانه هایی مانند داستان «آل» در ایران که شخصیتی شبیه به همان «لاماستوی» آشوری دارد
و بسیار شخصیت های افسانه ای که در نقاط گوناگون مشرق زمین و سرزمین ما از دیرباز وجود داشته اند،
شاید به نوعی الهام بخش داستان نویسانی همچون برام استوکر قرار گرفته اند تا
شخصیت کنت دراکولا را با استفاده از شخصیت واقعی «ولاد تپش» به وجود آورد.
با این همه داستان به همین جا ختم نمی شود،
زیرا نویسنده و محققی فرانسوی به نام «ژان مارجینی» (Jean Marginy)
که تخصص اصلی اش در زمینه خون آشام ها در فرهنگ عامه است،
ادعا کرده اولین نشانه های باستانی مربوط به خون آشامی یعنی دقیقا مکیدن خون یک انسان
توسط یک انسان دیگر در ایران باستان وجود داشته است.
او می نویسد که روی یک کوزه سفالی باستانی که در ایران به دست آمده نقشی وجود دارد که
شخصی را به طور کاملا آشکار نشان می دهد که مشغول مکیدن خون قربانی خود است.
متاسفانه او در مورد اینکه این کوزه سفالی در حال حاضر در کجا نگهداری می شود
یا از کدام ناحیه و منطقه در ایران به دست آمده، سکوت کرده،
تلاش های ما هم برای یافتن این کوزه و تماس با نویسنده مزبور تاکنون نتیجه ای نداده است.
به همین دلیل تا پیداشدن دلایل محکم ترجیح می دهیم از کنار این نوشته با احتیاط عبور کنیم،
اما آنچه برای ما مسلم است اینکه در منطقه شمال و جنوبی کشور ما
باور راسخ و محکمی نسبت به خون آشام ها از قدیم وجود داشته است.
در مازندران و گیلان و خصوصا در روستاها و مراکز کشت برنج این افسانه بیشتر دیده می شود.
شالیکاران مزارع برنج که گاهی تا ساعتی از شب مشغول کار در مزارع بودند،
داستان های زیادی از اینکه مورد حمله موجودی سیاه قرار گرفته اند، تعریف می کنند.
با تعقیب این افسانه شاهد کم رنگ شدن آن در مناطق میانی و سردسیر هستیم،
اما با رسیدن به نواحی جنوبی به ویژه منطقه خوزستان و مناطق نزدیک تر به مرزهای میان رودان
داستان خون آشام ها دوباره قدرت یافته، به باورهای واقعی تبدیل می شود.
جالب اینجاست که در تمامی این داستان ها،
هیولای خون آشام به شکل زنانی زیبا و با لباس سیاه یا تیره تصویر شده
که قادر به تغییر چهره است.
طبق باورها آنها پس از جلب اعتماد قربانی با دندان های تیز خود قربانی خود را از پای انداخته و خون او را می خورند.
در بیشتر این افسانه ها، این هیولاهای انسان نما، علاقه بسیاری به خوردن جگر انسان و به ویژه بچه های خردسال دارند.