شاید یکی از مواردی که موجب پایدار شدن یک بازی در ذهن گیمر میشوند ، صحنه های غم انگیز و احساسی بازی ها هستند . مرگ شخصیت ها و بسیاری از عوامل دیگر که موجب میشود داستان بازی غنی تر و دوست داشتنی تر شود و چه بسا اشک خیلی ها را در آورد ! حتی یک پروگیمر با اون ابهتش جلوی این صحنه ها کم می آورد ! گریه نکن رفیق ، خواست خدا بود !!

در این مقاله به بررسی غم انگیزترین صحنه های بازی های ویدئویی میپردازیم . لطفا گریه نکنید . زندگی جریان دارد !!

مرگ Jenny در Darkness
بازی "تاریکی" داستان جالبی داشت.داستانی که شما را مانند "جکی استاکادو" در بطن تاریکی فرو می برد. جکی استکادو، شخصیت اول بازی برای انتقام و رو به رو شدن با اعضای یک مافیای خطرناک اجازه می دهد که نیرو های تاریکی به درون او نفوذ کنند و دو بازوی اهریمنی از دو کتف او بیرون می زنند. صحنه ای که ما از این بازی انتخاب کرده ایم صحنه ای است که اعضای مافیایی "جنی"، دوست دختر جکی را گروگان گرفته اند و جکی را تهدید می کنند. در حالی که انتظار داریم جکی با نیرو های خفنش حرکتی بزند و جنی را نجات دهد اما دیگر خیلی دیر شده. گلوله ای در مغز جنی جاخوش میکند و یکی از غم انگیز ترین لحظات در تاریخ بازی های ویدویی پدید می آید. پس از این اتفاق و ناراحتی بعدش،جکی(وما) به شدت خشمگین و عصبانی می شود و برای انتقام نیرو های تاریکی قوی تر و خطرناک تری جذب می کند. اما جنی هیچگاه زنده نمی شود .

مرگ "برادر بزرگتر" در A Tale of Two Sons
بازی "داستان دو پسر" آنقدر جذاب و الهام بخش بود که از سوی بسیاری از منتقد ها از هر نظر بهترین داستان سال 2013 انتخاب شد. هنر سازندگان این بازی در چند سال اخیر در بین بازی های ماجرایی سابقه نداشت. داستان بازی از جایی شروع می شود که دو برادر (یکی کوچکتر و یکی بزرگتر) برای پیدا کردن چشمه ی حیات و زندگی سفری طولانی و خطرناک را آغاز میکند. پدر آن ها تا مرگ فاصله ی زیادی ندارد و آن ها باید از این چشمه برای پدر خود آبی بیاورند. در اواخر بازی است که برادر بزرگتر مورد حمله قرار می گیرد و حال برادر کوچک است که باید جان او را نجات دهد. او به چشمه ی حیات می رسد و برای برادرش آب می آورد اما وقتی باز می گردد او را بی جان می یابد. دیدن گریه و زاری های برادر کوچک روی بدن بی جان برادر بزرگ اشک در چشمانمان جمع می کند و مارا تحت تاثیر قرار می دهد .

پیدا کردن Maria در Gears of War 2
این یکی با کارگردانی های عالی و شخصیت پردازی های فوق العاده ی اپیک گیمز حتما بغض تان را می ترکاند و اشکتان را سرازیر می کند. "دامینیک سانتیاگو" در بازی "چرخ های جنگ" همیشه به یاد همسرش "ماریا" است. و همیشه روزنه ای امید برای پیدا کردن او در دلش دارد. دام همسرش ماریا را در جریان جدا شدن ائتلافی ها و مردم آزاد گم کرده و در دو قسمت چرخ های جنگ و همچنین کتاب های این سری به دنبال او است. حال در قسمت دوم سری بازی های چرخ های جنگ، دام، ماریا را پیدا می کند. ابتدا تصور می شود که ماریا صحیح و سالم است و همه چیز برای دام مانند قبل عالی خواهد شد. اما این فقط تصورات دام است. در اصل ماریا پوست و موی خود را از دست داده و در محفظه های قرنطینه شده دیگر آن ماریای سابق نیست. دیدن چهره ی دام در آن لحظه اعصابتان را بهم می ریزد و دوست دارید کنترلر را به گوشه ای پرتاب کرده و زار زار گزیه کنید. از این بدتر نمی شود؟ خیلی هم می شود. دام تصمیم می گیرد ماریا را بکشد و او را از این زندگی بدبختانه اش نجات دهد.

مرگ Aeris در فاینال فانتزی 7
بدون تردید و قطعا فاینال فانتزی 7 بهترین فاینال فانتزی ساخته شده است. محبوبیت این عنوان آنقدر زیاد بود که اسکوئر انیکس چند سال بعد یک انیمیشن سینمایی نیز بر اساس فاینال فانتزی 7 نیز ساخت. شخصیت های محبوب فاینال فانتزی نظیر سفیروت و کلود و... یک جا دور هم جمع شده بودند و با گیم پلی شاهکار اسکوئر انیکس و موسیقی های خارق العاده ی تتسویا نومورا یک شاهکار را برایمان به امغان آورده بودند. صحنه ی مورد نظر من را شاید حدس زده باشید. زمانی که سفروت ظالم از بالا به اریس حمله می کند و دیقا جلوی چشم های کلود شمشیرش را در قلب او فرو میکند. با اینکه بازی قدیمی است و نمی تواند به پای موشن کپچر های الان برسد اما حالات شخصیت ها را به خوبی حس می کنید و غم وجودتان را فرا می گیرد. کامل کننده ی این صحنه ی خارق العاده موسیقی شگفت انگیز تتسویا نومورا و بلند کردن اریس توسط کلود است. فاینال فانتزی 7 فوق العاده بود و این صحنه به فوق العاده بودنش کمک زیادی کرد.


مرگ سارا در The Last of Us
شاهکار ناتی داگ صحنه های احساسی و غم انگیز کم ندارد. داستانی آخر الزمانی که توسط ناتی داگ کارگردانی شود معلوم است که چه می شود. صحنه ی مورد نظر من در همان فصل افتتاحیه ی بازی اتفاق می افتد. زمانی که ویروس در شهر پخش شده و همه در حال فرار کردن از شهر هستند. جوئل و دخترش سارا به همراه تامی، برادر جوئل هم همینطور. دولت دستور داده تا تمام آلوده ها کشته و نابود شوند. هنگامی هم که یک سرباز به جوئل و دخترش می رسد با این که آن ها آلوده نیستند دستور به کشتن آن ها می گیرد. جوئل برای حفاظت از دختر خود به طرفی می پرد و تامی آن سرباز را می کشد. در حالی که تصور می شود همه چیز عالی و آرام است جوئل متوجه می شود که سارا تیر خورده و در حال مرگ است. ناله های سارا، هنر نمایی تروی بیکر در نقش جوئل و هنر بی نظیر موشن کپچر اشک هر انسانی را در می آورد

بازی "تاریکی" داستان جالبی داشت.داستانی که شما را مانند "جکی استاکادو" در بطن تاریکی فرو می برد. جکی استکادو، شخصیت اول بازی برای انتقام و رو به رو شدن با اعضای یک مافیای خطرناک اجازه می دهد که نیرو های تاریکی به درون او نفوذ کنند و دو بازوی اهریمنی از دو کتف او بیرون می زنند. صحنه ای که ما از این بازی انتخاب کرده ایم صحنه ای است که اعضای مافیایی "جنی"، دوست دختر جکی را گروگان گرفته اند و جکی را تهدید می کنند. در حالی که انتظار داریم جکی با نیرو های خفنش حرکتی بزند و جنی را نجات دهد اما دیگر خیلی دیر شده. گلوله ای در مغز جنی جاخوش میکند و یکی از غم انگیز ترین لحظات در تاریخ بازی های ویدویی پدید می آید. پس از این اتفاق و ناراحتی بعدش،جکی(وما) به شدت خشمگین و عصبانی می شود و برای انتقام نیرو های تاریکی قوی تر و خطرناک تری جذب می کند. اما جنی هیچگاه زنده نمی شود .

مرگ "برادر بزرگتر" در A Tale of Two Sons
بازی "داستان دو پسر" آنقدر جذاب و الهام بخش بود که از سوی بسیاری از منتقد ها از هر نظر بهترین داستان سال 2013 انتخاب شد. هنر سازندگان این بازی در چند سال اخیر در بین بازی های ماجرایی سابقه نداشت. داستان بازی از جایی شروع می شود که دو برادر (یکی کوچکتر و یکی بزرگتر) برای پیدا کردن چشمه ی حیات و زندگی سفری طولانی و خطرناک را آغاز میکند. پدر آن ها تا مرگ فاصله ی زیادی ندارد و آن ها باید از این چشمه برای پدر خود آبی بیاورند. در اواخر بازی است که برادر بزرگتر مورد حمله قرار می گیرد و حال برادر کوچک است که باید جان او را نجات دهد. او به چشمه ی حیات می رسد و برای برادرش آب می آورد اما وقتی باز می گردد او را بی جان می یابد. دیدن گریه و زاری های برادر کوچک روی بدن بی جان برادر بزرگ اشک در چشمانمان جمع می کند و مارا تحت تاثیر قرار می دهد .

پیدا کردن Maria در Gears of War 2
این یکی با کارگردانی های عالی و شخصیت پردازی های فوق العاده ی اپیک گیمز حتما بغض تان را می ترکاند و اشکتان را سرازیر می کند. "دامینیک سانتیاگو" در بازی "چرخ های جنگ" همیشه به یاد همسرش "ماریا" است. و همیشه روزنه ای امید برای پیدا کردن او در دلش دارد. دام همسرش ماریا را در جریان جدا شدن ائتلافی ها و مردم آزاد گم کرده و در دو قسمت چرخ های جنگ و همچنین کتاب های این سری به دنبال او است. حال در قسمت دوم سری بازی های چرخ های جنگ، دام، ماریا را پیدا می کند. ابتدا تصور می شود که ماریا صحیح و سالم است و همه چیز برای دام مانند قبل عالی خواهد شد. اما این فقط تصورات دام است. در اصل ماریا پوست و موی خود را از دست داده و در محفظه های قرنطینه شده دیگر آن ماریای سابق نیست. دیدن چهره ی دام در آن لحظه اعصابتان را بهم می ریزد و دوست دارید کنترلر را به گوشه ای پرتاب کرده و زار زار گزیه کنید. از این بدتر نمی شود؟ خیلی هم می شود. دام تصمیم می گیرد ماریا را بکشد و او را از این زندگی بدبختانه اش نجات دهد.

مرگ Aeris در فاینال فانتزی 7
بدون تردید و قطعا فاینال فانتزی 7 بهترین فاینال فانتزی ساخته شده است. محبوبیت این عنوان آنقدر زیاد بود که اسکوئر انیکس چند سال بعد یک انیمیشن سینمایی نیز بر اساس فاینال فانتزی 7 نیز ساخت. شخصیت های محبوب فاینال فانتزی نظیر سفیروت و کلود و... یک جا دور هم جمع شده بودند و با گیم پلی شاهکار اسکوئر انیکس و موسیقی های خارق العاده ی تتسویا نومورا یک شاهکار را برایمان به امغان آورده بودند. صحنه ی مورد نظر من را شاید حدس زده باشید. زمانی که سفروت ظالم از بالا به اریس حمله می کند و دیقا جلوی چشم های کلود شمشیرش را در قلب او فرو میکند. با اینکه بازی قدیمی است و نمی تواند به پای موشن کپچر های الان برسد اما حالات شخصیت ها را به خوبی حس می کنید و غم وجودتان را فرا می گیرد. کامل کننده ی این صحنه ی خارق العاده موسیقی شگفت انگیز تتسویا نومورا و بلند کردن اریس توسط کلود است. فاینال فانتزی 7 فوق العاده بود و این صحنه به فوق العاده بودنش کمک زیادی کرد.


مرگ سارا در The Last of Us
شاهکار ناتی داگ صحنه های احساسی و غم انگیز کم ندارد. داستانی آخر الزمانی که توسط ناتی داگ کارگردانی شود معلوم است که چه می شود. صحنه ی مورد نظر من در همان فصل افتتاحیه ی بازی اتفاق می افتد. زمانی که ویروس در شهر پخش شده و همه در حال فرار کردن از شهر هستند. جوئل و دخترش سارا به همراه تامی، برادر جوئل هم همینطور. دولت دستور داده تا تمام آلوده ها کشته و نابود شوند. هنگامی هم که یک سرباز به جوئل و دخترش می رسد با این که آن ها آلوده نیستند دستور به کشتن آن ها می گیرد. جوئل برای حفاظت از دختر خود به طرفی می پرد و تامی آن سرباز را می کشد. در حالی که تصور می شود همه چیز عالی و آرام است جوئل متوجه می شود که سارا تیر خورده و در حال مرگ است. ناله های سارا، هنر نمایی تروی بیکر در نقش جوئل و هنر بی نظیر موشن کپچر اشک هر انسانی را در می آورد

مرگ دام در Gears of War 3
در قسمت قبل هم "چرخ های جنگ" و دامینیک سانتیاگو داشتیم. جایی که ماریا همسر دام پیدا می شود. در این قسمت اما به سراغ قسمت سوم چرخ های جنگ می رویم و با مرگ خود دام مواجه می شویم. دامینیک که زنده بودن همسرش بزرگترین امید او برای ادامه ی جنگ بود، خودش مجبور می شود او را بکشد و حال دیگر آن دام دوست داشتنی و سرحال قسمت های قبل نیست. در قسمتی از بازی گروه مارکوس با موجی عظیم از حمله ی لوکاست ها رو به رو می شوند.
این حمله آنقدر پر تعداد است که تقریبا کسی فکر نمی کند بتواند زنده از آن کار زار بیرون بیاید. اما ناگهان دام فکری به سرش می زند و خود را قربانی می کند تا بقیه زنده بمانند. او سوار تراک می شود وبا سرعت هر چه تمام تر خود را به مخزن مواد منفجره می کوبد. پس از انفجاری بزرگ تقریبا همه ی لوکاست ها کشته می شوند و دوستان دام زنده می مانند. فریاد های "دام، دام" مارکوس فینیکس که دام برایش مانند یک برادر بود و موسیقی فوق العاده ی این صحنه همه چیز را غم انگیز جلوه میداد. دامینیک سانتیاگو یک قهرمان زندگی کرد و یک قهرمان مرد...

مرگ جان مارستون در Red Dead Redemtion
تقاضا برای جناب جان آنقدر زیاد بود که تن این بزرگوار در گور لرزید . بازی Red Dead Redemption یا به عبارتی فارسی رستگاری سرخ پوست مرده، آنقدر محبوب و مشهور شد که شاید خود راک استار انتظار این قدر محبوبیت را نداشت. شخصیتی چند وجهی و با پتانسیل بالا مانند جان مارستون همه چیز را برای یک داستان نویس راحت می کند. داستان رستگاری جان را نمی خواهم توضیح دهم و سرتان را درد بیاوم. فقط این را بگویم که رستگاری جان آنقدر زیبا و احساسی به تصویر کشیده شد که آن را به یکی از غم انگیز ترین لحظه های بازی های ویدیویی تبدیل کرده است. جان که پس از ماجرا ها و سفر های طولانی به خانه اش بازگشته، پس از چند سال باز هم رنگ آرامش را میبیند و با زن روستایی و پسر نوجوانش روزگاز می گذراند. او به پسرش شکار، ماهی گیری و خیلی چیز های دیگر یاد می دهد و تلافی آن چند سالی که از او دور بوده را در می آورد. اما دیری نمی پاید که اعضای فاسد دولت او را پیدا می کنند و به گلوله می بندند. جان پیش از این خانواده اش را فراری داده و نوعی با این کار خود را قربانی خانواده اش می کند تا رستگاری به اوج برسد .

مرگ جوکر در Batman Arkham City
واقعا چه واژه ای را در باب شخصیت جوکر می توان گفت؟ چه شخصیت پردازی عمیقی در این شخصیت گنجانده شده که پس از اینهمه بلایی که سر بتمن می آورد باز هم در هنگام مرگش ناراحت و غمگین می شویم. این فقط به ما ختم نمی شود. حتی شوالیه تاریکی نیز از این اتفاق شوکه و ناراحت می شود. قضیه و داستان آرکهام سیتی بسیار طولانی است و در این مقاله نمی گنجد. فقط این را بگویم که ویروسی در شهر منتشر شده که از قضا جوکر هم به آن آلوده است برای همین پوست و سلامتی خود را از دست داده.
در سکانس پایانی آرکهام سیتی، جوکر در هدف دارد که تنها شیشه ی پادظهر را از بتمن بگیرد اما طی زد و خوردی این شیشه به زمین می افتد و می شکند. حال جوکر برای خوردن این دارو زمین را لیس می زند و به بتمن دشنام می دهد. جوکر آخرین نفس ها و سرفه هایش را می کند و دار فانی را وداع می گوید. شوالیه ی تاریکی در دیالوگی ماندگار خطاب به جوکر می گوید "من نمیخواستم تو بمیری" و همین یک جمله کافیست تا بازیبازان(مخصوصا طرفداران دو آتشه ی بتمن عین خودم) زانوی غم بغل بگیرند و زار زار گریه کنند. جوکر خندان می میرد و ما را در غم فرو می برد.

مرگ آگرو در Shadow of Colossus
از هر جهت بخواهیم به سایه ی کلوسوس نگاه کنیم، این بازی شاهکار و به یاد ماندنی است. غولاخر های این عنوان همیشه جزو بهترین غولاخر ها هستند، اسب این عنوان(آگرو) بهترین اسب در تاریخ بازی ها است و حال در انتخاب صحنه ی غم انگیز هم این بازی کم نمی آورد. در مقاله ی بهترین اسب ها دیدیم که اسب "واندر" یعنی آگرو بهترین اسب شد. حال به صحنه ی مرگ آگرو می رویم. در اواخر بازی واندر باید از پلی سست و شکننده عبور کند. این پل در اواخر راه می ریزد و واندر هر طور هست نجات پیدا می کند اما آگرو موفق نمی شود و این اسب به یاد ماندنی و وفادار به تاریخ می پیوندد. هر چند انتظار ناراحتی بیشتری از واندر داشتیم(واندر پس از مرگ آگرو فقط نام آگرو را صدا می کند. همین.) اما ما به واندر کاری نداریم. خودمان داشتیم از غصه می مردیم. چه غول ها و موجوداتی که با این اسب از بین نبردیم و چه ماجراجویی هایی را تجربه نکردیم...

مرگ لی در The Walking Dead
می رسیم به صحنه ی غم انگیزی که به اعتقاد خیلی ها غم انگیز ترین صحنه در کل تاریخ بازی های ویدیویی است. شاهکار تل تیل آنقدر از هر جهت ستودنی و خوب بود که آدم از تعریفش عاجز می شود. داستان لی و کلمنتاین دوست داشتنی که سفری طولانی و پر خطری را در دنیایی پر از "واکر" آغاز میکنند و در هر قدم و هر فصل که جلو می روید بیشتر و بیشتر عاشق شخصیت های این بازی(مخصوصا لی و کلمنتاین) می شوید. احساس مسئولیتی که لی به کلمنتاین می کند، بهترین پدر ها نسبت به فرزندانشان نمی کنند. از طرفی با توجه به گذشته ای که لی دارد احتیاج به محبت کردن و مراقب کسی بودن دارد تا اتفاقات هولناکی که برایش افتاده فراموش کند.
در واقع عنصری که این شخصیت پردازی را بیش از همه پر رنگ می کند، خود واکر ها هستند. این موجودات نفرت انگیز یک هدیه ی خوب برایمان دارند: "در دنیای آخر الزمانی و پر خطر است که می شود روی واقعی انسان ها را دید". سکانس آخر مرده متحرک اشک سنگ را در میاورد. حال که لی آنقدر خوب شخصیت پردازی شده و ما به او وابسته شدیم، نویسنده می خواهد او را از ما بگیرد. دیالوگ های ماندگاری که در لحظات آخر بین لی و کلمنتاین رد و بدل می شود از هزار تا صحنه ی اکشن و هالیوودی بهتر است. دیالوگ "موهاتو کوتاه نگه دار کلم" یا "خودتو به امید و کریستا برسون" همیشه در ذهنمان می ماند. در آخر هم که دیگر لی مراحل آخر تبدیل شدن به واکر را می گذراند می توانید به او شلیک کنید یا او را رها کنید.(به شخصه بهش شلیک نکردم. اصلا نتونستم). غم انگیز ترین صحنه در بازی های ویدیویی به مرده متحرک تعلق می گیرد. ممنونیم تل تیل و ممنونیم از همه ی سازندگان که این صحنه های به یاد ماندنی را برایمان خلق کردند.



مرگ Ghost در Call Of duty MW2
و اما میرسیم به صحنه ای که از نظر من غم انگیزترین صحنه تاریخ بازی های ویدئویی است !! چه کسی میتواند این صحنه را از یاد ببرد ؟ هنگامی که روچ و گوست در خانه ماکاروف در گرجستان میروند و اطلاعات کامپیوتر شخصی ماکاروف را کپی میکنند و پس از تلفات و تلاش بسیار ، از دریاچه عبور میکنند و از جمعیت زیاد دشمن میگذرند . روچ زخمی میشود و گوست به او کمک میکند و به سمت هلیکوپتر میروند. مثل همیشه گیمر فکر میکند که الان سوار هلیکوپتر میشوند و از بالا به دشمن ها مینگرند ! اما برعکس این اتفاق افتاد . در کمال ناباوری ، ژنرال شپرد با گلوله ای که به روچ زد ، پرده از قضیه برمیدارد و لقب خیانتکار را به خود میدهد ! و سپس به گوست شلیک میکند . گوست را کنار روچ می اندازند و رویشان نفت میریزند ، و سپس ، دو نفر از دوست داشتنی ترین شخصیت های سری مدرن 2 در کمال ناباوری در آتش میسوزند . و من هنوز توی شک موندم



مرگ Captain mactavish soap در Call of Duty MW3
مثل اینکه یک بمب شیمیایی برای ماکاروف فرستاده شده است که به سیرالئون میرود . پس کاپیتان پرایس ، مک تاویش و یوری به سیرالئون میروند تا بتوانند ماکاروف را پیدا کنند . پرایس به کمک کاماروف شورشی راه انداختند تا یوری و مک تاویش به محل مورد نظر برای ترور ماکاروف برسند . همه چیز طبق برنامه پیش میرفت و برنامه این بود که ماکاروف ترور شود ، اما پرایس قصد داشت تا کاماروف را نجات دهد و هنگامی که او را به کمک یوری و مک تاویش که در برج قرار داشتند و از راه دور به او کمک میکردند ، کاماروف گفت : متاسفم پرایس .. همین موقع ماکاروف با یوری حرف میزند : یوری دوست من .. تو نباید به اینجا میومدی .. و همین موقعا است که مک تاویش متوجه بمبی در محلی که قرار دارند میشود و یوری را به بیرون پرتاپ می کند و خود نیز با انفجار بمب به بیرون پرتاب میشود . مک تاویش به شدت زخمی شده و پرایس به کمک ان ها می آید . پرایس نگران و آشفته است و با سرعت مک تاویش را از محل بیرون میبرد. او نمیخواهد دوست چندساله و پسرش را از دست دهد . بعد از تلاش فراوان و کشتن دشمن ها به محل امن میرسیم . مک تاویش را روی تخت میگذاریم . پرایس نگران است و نمیخواهد اتفاقی برای مک تاویش بیفتند . در همین حین مک تاویش میگوید که ماکاروف یوری را می شناسد و میمیرد .. تلاش ها و رفتارهایی که پرایس در طول مرحله از خود نشان میدهد و ناراحتی ای که بعد از مرگ مک تاویش دارد ، اشک من را در اورد !!
عکس با کیفیتی پیدا نکردم ، خودمم حال نداشتم برم عکس بگیرم ، بعدا درستش میکنم !!