12-07-2014، 14:30

تردیدی نیست كه به علت پیشرفتهای سریع انسان در زمینههای علوم و تكنولوژی، وجود چنین مۆسسهای برای هر كشوری ضروری است. اما متأسفانه فضلفروشان كم مایه در این مۆسسه جای گرفتند و قبل از هرچیز به دشمنی با زبان عربی پرداختند و سعی كردند كه واژههای نامأنوس را جایگزین واژههای عربی سازند. یكی از كسانی كه به مخالفت با این شیوه ی واژهسازی پرداخت علامه محمد قزوینی بود.
نخستین جلسه رسمی فرهنگستان در 12 خرداد 1314 تشكیل شد. ریاست فرهنگستان تا هنگام استعفای فروغی از نخستوزیری در آذر 1314 با او بود. پس از فروغی، از فروردین 1315 وثوقالدوله به فرمان رضاشاه به ریاست فرهنگستان منصوب شد.فرهنگستان دارای 7 كمیسیون به نامهای: لغت، دستور زبان، اصطلاحات پیشهوران، كتب قدیم، اصطلاحات علمی، راهنمایی و خط بود. ابتدا جلسات فرهنگستان در تالار دانشكده حقوق منعقد میشد و در شهریور 1314 به مدرسه سپهسالار (محل دانشكده معقول و منقول) انتقال یافت. از مهر 1315 به بعد 17 نفر به عده اعضای پیوسته فرهنگستان افزوده شدند.
از بدو تشكیل تا پایان سال 1314 فرهنگستان 120 لغت مربوط به شهربانی و نیروی دریایی و شهرداری و تبدیل چند نام جغرافیایی را تصویب كرد. تعداد لغات تصویب شده در پایان سال 1315 به 360 و در پایان سال 1316 به 650 بالغ شد. با این وجود رضاشاه از كندی كار فرهنگستان شكایت و مۆاخذه میكرد و سرانجام در 7 اردیبهشت 1317 آن را منحل ساخت و خواستار تجدید سازمان فرهنگستان شد. در علت نارضایی رضاشاه مسائلی چون استعفای فروغی و عدم ارتباط مستمر فرهنگستان با دربار و نیز سعایت كسانی كه معتقد به سره كردن زبان فارسی بودند، عنوان شده است.
با این وجود رضاشاه از كندی كار فرهنگستان شكایت و مۆاخذه میكرد و سرانجام در 7 اردیبهشت 1317 آن را منحل ساخت و خواستار تجدید سازمان فرهنگستان شد. در علت نارضایی رضاشاه مسائلی چون استعفای فروغی و عدم ارتباط مستمر فرهنگستان با دربار و نیز سعایت كسانی كه معتقد به سره كردن زبان فارسی بودند، عنوان شده است
در تشكیلات جدید فرهنگستان علاوه بر كنار گذاردن برخی از افراد و جایگزین كردن افراد جدید، به جای یك كمیسیون چهار كمیسیون اداری، دادگستری، علمی و اسامی جغرافیایی عهدهدار وضع لغت شدند و وظایف مربوط به كتب قدیم و اصطلاحات پیشهوران و خط مسكوت ماند.در اوایل مرداد 1317 با كنار گذاشتن علیاصغر حكمت از وزارت معارف، اسماعیل مرآت كفالت وزارت معارف را بر عهده گرفت و در كار فرهنگستان سرعت زیادی به وجود آمد به طوری كه از نیمه سال 1317 تا پایان سال 1319 یك هزار لغت جدید با عجله وضع و به وزارتخانه ابلاغ شد. در نتیجه این شتابزدگی كسانی چون محمد قزوینی و ملكالشعرای بهار رنجیده خاطر شدند و از روش عجولانه انتقاد نمودند. تقیزاده (سیاستمدار معروف) مقاله مفصلی از برلن كه در آن زمان در آنجا سكونت داشت، در انتقاد از فرهنگستان و روش دولت به ایران فرستاد. این مقاله به علت غفلت و عدم توجه اداره نگارش و وزارت فرهنگ در مجله تعلیم و تربیت كه مجله رسمی فرهنگی بود، درج گردید. مفهوم جملات بخشی از مقاله تقیزاده تلویحاً این بود كه شاه احاطه به كلمات و لغات فارسی ندارد و به لفظ ساده چیزی نمیفهمد و فقط از لحاظ تشریفات، صورت تغییر كلمات را به عرض ایشان میرسانند و او هم تصویب میكند؛ پس آنهایی كه این تغییرات را میدهند به ادبیات فارسی خیانت كرده و مجرمند.
تردیدی نیست كه به علت پیشرفتهای سریع انسان در زمینههای علوم و تكنولوژی، وجود چنین مۆسسهای برای هر كشوری ضروری است. اما متأسفانه فضلفروشان كم مایه در این مۆسسه جای گرفتند و قبل از هرچیز به دشمنی با زبان عربی پرداختند
این مقاله مفصل و آبدار، آن هم در آن ایام، مثل توپ صدا كرد. شاه خشمگین شد. وزیر فرهنگ وقت مورد بیمهری قرار گرفت؛ مدیر مجله مبغوض گردید و شهربانی فوراً شماره مجله مزبور را جمعآوری نمود. ولی به این سادگیها آتش خشم و غضب شاه خاموشی نمیگرفت. از طرفی شكار هم از بلاجسته بود و دست شاه به او در برلن نمیرسید. ناچار از در مهربانی و محبت داخل شد و خواست تقیزاده را بخواهند و به ایشان ابلاغ نمایند كه برای پست وزارت دارایی نامزد شدهاند. 
تقیزاده كه زیركتر و هوشیارتر از آن بود كه به این زودیها خام شود، جواب تلگرام را به این مضمون مخابره كرد كه: سلام بنده را به حضور اعلیحضرت همایونی برسانید و عرض كنید كه كمال اشتیاق را به زیارت وطن عزیز و خدمتگزاری اعلیحضرت دارم؛ ولی افسوس كه كسالتی پیدا كردهام به طوری كه اطبای اینجا میگویند هوای قصر قجر (زندان معروف رضاشاه) به مزاج بنده نمیسازد! هر وقت كسالتم بهتر شود و مزاجم به هوای قصر قجر سازگار گردد، فوراً شرفیاب خدمت خواهم شد.
بر اثر جریان یافتن برخی از لغات كه بدون تعمق وضع شده بود، مانند اصطلاحات ریاضی كه به زبان عربی دارای قدمتی هزار ساله بود، در امر تدریس اختلال ایجاد شد و فهمیدن كتب درسی دشوار گردید. از آنجا كه تعداد لغات تازه در هر ماه زیاد بود و مردم قدرت حفظ آنها را نداشتند، این كلمهها را در غیر مورد به كار میبردند. در ادارات دولتی نیز این موضوع اختلال زیادی به وجود آورد.
در اثر عجله و افراط در وضع لغات جدید و غیرضروری به جای كلمات رایج و متداول، بسیاری از فضلا و ارباب جراید و مردم نسبت به فرهنگستان بدبین شدند و پس از شهریور 1320 زبان به انتقاد و ناسزاگویی به فرهنگستان گشودند. فرهنگستان نیز در لغات خود تجدید نظر نمود و وزیر فرهنگ، آموزگاران را در استعمال این لغات مختار كرد.
در واقع اصلاح زبان، محصول دو گرایش غالب فرهنگی دوره رضاشاه؛ یعنی تجددگرایی و ناسیونالیسم افراطی بود. از یك سو اقتباس از تمدن غرب مستلزم ترجمه ی لغات و اصطلاحات جدید بود، و از سوی دیگر تصفیه ی زبان، نوعی بیگانهستیزی محسوب میشد. در این زمینه نیز همچون سایر موارد، اصلاحات تركیه موردنظر منورالفكران و دولتمردان ایران قرار داشت.