12-06-2014، 10:02
کتاب های نخوانده فشارم می دهند
چرک نویس های سپید، که سیاه نمی شوند
و دلهره ی روزهای بیهوده ،
روی دست هایم باد می کند
دور می زنم
روزهایی را که چرخیده ام …
دور می زنم تا دور شوم
تا جایی دور از خودم پرت شوم
فکرهای بلندم
مداد کوتاهم را فریاد می زنند
کاغذهای سیاه ،
روزم را سیاه می کنند
فشارم می دهند کتاب های نخوانده
له می کنند تمام تنم را
من چرت می زنم ،
کابوس های روزهای بیهوده را …
چرک نویس های سپید، که سیاه نمی شوند
و دلهره ی روزهای بیهوده ،
روی دست هایم باد می کند
دور می زنم
روزهایی را که چرخیده ام …
دور می زنم تا دور شوم
تا جایی دور از خودم پرت شوم
فکرهای بلندم
مداد کوتاهم را فریاد می زنند
کاغذهای سیاه ،
روزم را سیاه می کنند
فشارم می دهند کتاب های نخوانده
له می کنند تمام تنم را
من چرت می زنم ،
کابوس های روزهای بیهوده را …