ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
با من می گویید:«تاب آوردنِ زندگی دشوار است.» پس گردنفَرازی ات در بامداد و اُفتادگی ات در شامگاه چی ست؟ تابآوردنِ زندگی دشوار است: امّا خود را چنین نازپروده منمای! ما همه نرینه و مادینه خرانِ خوش خط و خالِ بارکش ایم! ما را چه نسبت است با غنچهای که از نشستنِ ژالهای بر تناش بر خویش می لرزد؟
فریدریش نیچه
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
من در هر چه شک کنم، در این شک نمی توانم کرد که شک می کنم و چون شک می کنم، می اندیشم؛ می اندیشم، پس هستم.
رنه دکارت
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
زمانی به گونه آشتی ناپذیر احساس تحقیر می کنیم که دریابیم، آن جا که فکر می کردیم، عزیزمان می دارند فقط به ما چون اثاث خانه و تجمل نگریسته اند و صاحبخانه جلوی مهمانانش با ما حس خودپسندی خود را ارضاء کرده است.
فریدریش نیچه
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
بزرگی یک ملت را می توان از نحوه رفتار آنها با حیوانات سنجید.
مهاتما گاندی
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
خطاب واقعی بین یک فرد با فرد دیگر باید به جای آقا، جناب، .... «رفیق دردمند من» باشد. هرچند ممکن است این موضوع عجیب به نظر آید، اما بر طبق این واقعیت است که دیگران را در صحیح ترین وجه خود قرار می دهیم، و همچنین ضروری ترین چیزها، یعنی تحمل، صبر، گذشت و عشق به همسایه را به ما یادآوری می کند که همه بدان محتاجند و هر کدام از ما آن را به دیگری مدیون است.
آرتور شوپنهاور
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
نیچه اغلب از «عشق به سرنوشت» سخن میگفت. منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد. با اینکه ما «ارباب سرنوشت خویشیم»، جملهای متکبرانهست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت میکند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشتمان دخیلیم.
رولو می
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
من دوست دارم فقیر زندگی کنم [...] ولی با پول فراوان. (قناعت اختیاری)
پابلو پیکاسو
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
اغلب گفته می شود که سه دگرگونی بزرگ در اندیشه، دیدگاه مرجعیت بشر را تهدید کرده است. اول، کپرنیک اثبات کرد که زمین مرکز عالم نیست تا در پیرامون آن همه اجرام سماوی بچرخند. دوم، داروین نشان داد که ما مرکز زنجیره حیات نیستیم، بلکه مانند همه مخلوقات، از اشکال دیگر حیات تکامل یافته ایم و سوم، فروید که ثابت کرد که ما اربابان خانه خود نیستیم، بیشتر رفتارهای ما توسط نیروهایی خارج از آگاهی و شعور ما کنترل و اداره می شوند. شکی نیست شریک نظریه فروید که مورد اعتراف وی قرار نگرفته، آرتور شوپنهاور است. چرا که سالها قبل از تولد فروید، شوپنهاور مطرح کرده بود که ما با نیروهای زیست شناختی پیچیده ای هدایت می شویم و سپس خود را با این تفکر فریب می دهیم که ما آگاهانه اعمال خود را انتخاب می کنیم.
اروین یالوم
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
31-12-2018، 12:33
(آخرین ویرایش در این ارسال: 31-12-2018، 12:41، توسط Actinium.)
آنچه که از اهمیت برخوردار است حجم دانسته های ما نیست، بلکه حجم تاریک ها و ناپیدایی هایی است در درون ما، که از مجهولات و پرسش های ما شکل گرفته. اگر کسب دانش و معلومات و شناخت را به نور مانند کنیم - آنچنان که در بسیاری از مکاتب و نحله ها در تاریخ این گونه بوده است - تنها به میزانی تاریکی و ناپیدایی های درون مان است که به نور و دانایی و دانستن مایل خواهیم بود. از همین روست که عارف بزرگ بلخی - مولانا جلال الدین - گفته است:
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
شخص تشنه و جویای آب، خواه ناخواه همواره در هر سو در جستجوی آب است و همین عطش ناخودآگاه منابع آب را به سمت او هدایت می کند. البته اینجا قصد نداریم از قانونی ماورائی سخن بگویم؛ بلکه این یک امر کاملا طبیعی است که فرد تشنه آب را در هر جایی که باید، بیش از سایرین جستجو می کند و می یابد، و حواس او آب را در جاهایی می بیند که یک شخص سیراب هرگز نمی تواند آن را کشف کند. و حکمت این گفته نیز در همین نکته نهفته است.
جویای دانش و شناخت هم به مدد تشنگی - و در این جا تاریکی و مجهولات درونی - دانش و شناخت را در دیریاب ترین و غیرمنتظره ترین گوشه های هستی می یابد، جایی که افرادی که خود را دانای کل می دانند و تاریکی ها و مجهولات کمتری در خود احساس می کنند، هرگز نمی توانند نور آن را ببینند.
ارسالها: 906
موضوعها: 190
تاریخ عضویت: Apr 2013
سپاس ها 1005
سپاس شده 1210 بار در 693 ارسال
حالت من: هیچ کدام
پیامدهای کردارمان گریبانمان را میگیرند، بیاعتنا به اینکه ما درین میانه خود را «اصلاح» کرده ایم.
فریدریش نیچه
انسان تنها یا موجودی فروتر از انسان است یا فراتر؛
به عبارتی یا حیوان است یا خدا.