تو چِه دانی سِرِّ جَهانی مَن زِ آنَم و تو بیرون از آنی...
|
امتیاز موضوع:
بغض قلم ❥ .. (نسخه دهم) |
||||||||||||||||||||||||||||||||
17-02-2021، 12:47
أتحسبُ النّاس بالأعذار تُرجعهم
أتحسبُ العُذر يجدي بعدما حُرِقوا ؟ أتحسبُ النّاس كالأبوابِ تطرُقُها أتحسبُ الفتحَ سهلًا بعدما انغلقوا آیا فکر میکنی میتوانی مردم را با عذرخواهی برگردانی؟ فکر میکنی بعد از سوزاندن دلهایشان بهانه هایت جواب می دهند؟ فکر میکنی مردم درهایی هستند که هروقت بخواهی میتوانی برآن ها بکوبی؟ آیا فکر میکنی آن درها پس از بسته شدن به راحتی باز میشوند؟
17-02-2021، 12:57
معجزه جان !
چقدر حیف که نمی شود اسمت رامیان این سطرها بیاورم ... همه می خوانند خُب ... همه می فهمند خُب ... این ها آرزویشان است یکی مثل تو بیاید حالشان را خوب کند ... درست شبیهِ حالِ خوبِ این روزهایِ من ... ! پیدایت کنند بیچاره ام که ! اینها هنوز نمی دانند معجزه ی من ، "معجزه ی من است" !!! نمی خواهم او را با کسی شریک شوم ... با هیچ کس ، میفهمی ؟؟! می دانی چقدر آدمِ بدحال و افسرده درکمین نشسته ؟؟! من بیش از حد مهربانم ... خودت هم میدانی ... ولی درموردِ تو نه ... ! خسیسم ... حسودم ... نامهربانم ... حرف از تو که باشد ، بدجنس ترین آدمِ دنیا منم ... ! نه ... !!! اسمت را نمی آورم ... اصلا چه معنی دارد اینهمه آدم چشم به ناموس و معجزه ی آدم داشته باشند ؟! معجزه ی من ... معجزه ی من است ... ! بروند زحمت بکشند برای خودشان معجزه شان را پیدا کنند ... همه که قرار نیست با توحالشان خوب شود ... ! اینها آن روی من را ندیده اند ... اگر ببینم چشمشان دنبالِ توست ، میان شعرهایم احتکارت میکنم ... تظاهر میکنم اصلا نبوده ای ... کوتاه نمی آیم ... هرکار که از دستم بر بیاید خواهم کرد ... صحبت از دار و ندارِ یک آدمِ احساسی است ! الکی که نیست ... !!! نرگس صرافیان طوفان
17-02-2021، 14:03
سلامتی خودم که بخاطر از جونم،پولم،خانوادم،عشقم گذشتم!!
حالا اینا رو بیخیال!! من بخاطرت از خودم گذشتم!! این خودم خیلی حرفه ها!! خیلی!! منی که تو دنیا از خودم مهم تر ندیدم و ندارم!! حالا ببین چجوری جلوت زانو زدم آدمیزاد!! (:
17-02-2021، 14:23
نشست توی ماشین، دستاش می لرزید، بخاری رو روشن کردم.
گفت: ماشینت بوی دریا میده. گفتم: ماهی خریده بودم. گفت ماهی مرده که بوی دریا نمیده! گفتم: هر چیزی موقع مرگ، بوی اون جایی رو میده که دلتنگشه. گفت: من بمیرم بوی تو رو می دم!
17-02-2021، 14:52
گفت برو دیگه نمیخوام تو زندگیم باشی!!
هعیییی به خیالش الان از یاد بردمش ): نفهمید که سکوت موقع رفتنش!! آرامی قبل طوفان بود!! تا اومدم بپرسم چرا؟! دیدم تو بیابونم که تنها عابراش خاراش بودن!!
17-02-2021، 16:00
ایفاگر نقش درد در لبخندی از جنس ناچاری...!
17-02-2021، 19:03
از دو راهی ها و بلاتکلیفی ها بیزارم
17-02-2021، 19:22
شمع دان و گل و آینه و قرآن مثلا
من و تو عاقد و یک عدّه ی مهمان مثلا . بشوم مرد تو و محرم قلبت مثلا قول مردانه، بمانم سر پیمان مثلا . بشود شعله ی آغوش تو گرمای تنم من و تو سردی شب های زمستان مثلا . ب*و*س*ه باید بدهد هر که ببازد مثلا بدویم و سر کوچه خط پایان مثلا . مثلا قهر کنی تا که بخواهم بخرم ناز خود را نفروشی به من ارزان مثلا . به لبت خیره شوم خوب دلم آب شود نه فقط خیره شوم بیشتر از آن مثلا... . زیر یک چتر دوتایی به خیابان بزنیم آه یک زوج جوان و نم باران مثلا #محمدعلی_قائدی
17-02-2021، 19:25
بــا شمــا تنهــا نشستن در کنــاری خوب نیست
یا چنین آسان به من دل میسپاری ! خوب نیست نامسلمـان اینقـدر بــا مـوی خـود بـازی نکن دکتـرم گفتــه بـرایـم بـی قـراری خـوب نیست طبق باورهای دینی با شما بودن بد است ! این تعـامل های نا مشروع آری خوب نیست گریه هم گاهی برای چشم هایت لازم است مثل ابری منقلب باشی نباری خوب نیست دل شکستن در کنار دلبری ها، خار را در کنار بوته ای از گل بکاری خوب نیست! #وحید_حیاتلو
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان