اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable - Line: 865 - File: showthread.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/showthread.php 865 errorHandler->error




 


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

مقصر

#1
حال تمام اعضاي بدنمزار بود. چشمام به بي نهايت جاده خيره شده بودند ته جاده مه الود بود همون جايي كه عشقم توش ناپديد شده بود.دستام به دور زانوهام حلقه زده بودند پاهام براي اينكه حوصلشون سرنره با خاك زمين بازي ميكردند.يه بغض سنگيني راه گلومو بسته بود .دهنم حرفي براي گفتن نداشت. گوشهام هم مثل اينكه كر شده بودند. چيزي نمي شنيدند در واقع خودشونو به نشنيدن زده بودند. وضع قلبم از همه بدتر بود قلبم گوشه سينم كز كرده بود با يه زخم بزرگ از خيانت ويه دنيا غم و غصه از رفتن عشقش .
اين عقلم بود كه داشت همه رو سرزنش ميكرد چون از وقتي عاشق شده بودم عقلم خودشو كنار كشيده بود وهمه اعضاي بدنم به حرف قلبم گوش مي كردند حالا هم كه عشقم رفته بود عقلم چهره حق به جانب گرفته بود و همه رو ملامت ميكرد.عقلم اول از همه از چشمام شروع كرد عقلم چشمامو ملامت مي كرد كه چرا از نگاه اولش نگذشته بودند وبه نگاهاي بعدي ادامه داده بودند عقلم به چشمام گفت تقصير شما بود كه قلب رو لرزونديد حالا نوبت دستام بود كه زير رگبار سرزنشهاي عقلم قرار بگيرند عقلم به دستام گفت مگه نگفتم هي واسه اون نامه هاي عاشقانه ننويسيد  چرا هر كاري مي كرديد واسه خاطر اون بود من كه گفته بودم بلاخره اون ميره عقلم رو كرد به پاهام و گفت چرا هي به دنبالش ميرفتيد چرا هر جا كه اون بود شما هم اونجا بوديد مگه نگفتم كارهاي اين قلب از رو احساسه به حرفاش گوش نديد. عقلم به دهنم گفت حقته اينجوري لال بشي هي اسم اونو تكرار ميكردي هر جا ميرسيدي از اون حرف مي زدي حالا هم اينجوري ساكت بمون. بعد رو به گوشهام كرد گفت چيه چرا غمگينيد چند بار به شما گفتم تا اسم اون دختره مي اد خودتونو تيز نكنيد همش دنبال يه حرف يه سخن از اون بوديد حالا بكشيد حقتونه. نوبتي هم كه باشه نوبت قلبم بود عقلم صداشو پائين اورد و به ارومي گفت ديدي چي به روزت اورد من كه گفته بودم اينجوري ميشه.
 ولي قلبم پشيمون نبود اون حتي زخمي رو كه از عشقش خورده بود رو دوست داشت. نه تنها قلبم بلكه همه اعضاي بدنم هنوز اونو دوست داشتند چون اون دختر باعث شده بود انها طعم عاشقي رو بچشند اعضاي بدنم ناراحت بودند ولي پشيمون نبودند از اينكه عاشسقش شده بودند.
عقلم بعد از اينكه همه رو سرزنش كرد رفت وگوشه سرم نشست ديگران نميدونسدند كه عقلم هم عاشق اون دختر شده بود واز رفتنش غصه دار بود و از غصه داشت ديونه ميشد.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
مقصر
پاسخ
 سپاس شده توسط BlAcK dAy ، سعید 7
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
مقصر - (-_-) - 26-04-2014، 14:29
RE: مقصر - BlAcK dAy - 26-04-2014، 14:31
RE: مقصر - (-_-) - 26-04-2014، 14:32
RE: مقصر - سعید 7 - 26-04-2014، 21:10
RE: مقصر - (-_-) - 27-04-2014، 13:00

موضوعات مرتبط با این موضوع...
  ٢٠٦ سفید مقصر بوده!
Heart هری‌ پاتر مقصر اصلی انقراض جغدهای هندی !!

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان