17-04-2013، 17:05
(آخرین ویرایش در این ارسال: 17-04-2013، 17:07، توسط Azarbayjanliam.)
بله؛ متأسفانه همانند ایـ ـران که همه را ایـ ـرانی نامیده و وجهه بین الـ ـمللی ایـ ـران را فارس وانمود می کنند!، همانگونه نیز همه ی چینی ها را چینی معرفی می کنند! در حالی که چین نیز مانند ایـ ـران کثـ ـیرالمله هست و بیشتر افتخاراتش رو مدیون اویغورهاست!
بایستی به اطلاع برسانم که نه تنها اسکناس، بلکه مینیاتور نیز برای اولین بار، بصورت رسمی توسط ترکهای اویغور در زمان امپراتوری مغول به ایران آورده شده است!
به نوشته زیر توجه کنید:
«« به گزارش پایگاه خبری اعتبار به نقل ار باشگاه خبرنگاران، وقتی که گیخاتوی مغول به فرمانروایی ایران رسید به سبب آن که از مرض شفا یافته بود، فرمان آزاد کردن زندانیان را صادر کرد و از خزانه ی مملکت، آنچه که در دستش رسید، در بین تهی دستان و درباریان تقسیم کرد.
این بخششها، کشور را به کمبود درآمد و فقر اقتصادی دچار ساخت و خزانه را تهی کرد. در این هنگام وزیر گیخاتو که میدانست در چین پول کاغذی رواج دارد، برای جبران کمبود مالی و برگشتِ طلا و نقره به خزانه، دستور تاسیس چاپخانهای را در تبریز صادر کرد و به رواج نوعی اسکناس که "چاو" نام داشت اقدام کرد.
هرچند این پول مورد قبول مردم واقع نشد و آن را معتبر نشمردند، ولی این گام، زمینهای برای به کارگیری پول کاغذی در معاملات روزمرهی مردم را فراهم آورد.چاو: در زبان ترکی به معنای شهرت، آوازه، شایعه و نام نیک است و بعدها به معنای خبر، نشر، سر و صدا، شلوغی هم آمده است.
گفته شده ، پول کاغذی را مغول ها پس از آنکه چین را مسخر ساختند مرسوم کردند. شایان ذکر است بالشت (بالش)- جمع: بوالش، لغتی ترکی است و در متن ابن بطوطه به پول کاغذی (چاو) چینی اطلاق شده که هر قطعه از آن باندازه کف دست و ممهور به مهر « قاآن»بوده است.
ناگفته نماند، پیشنهاد از طرف شخصی بنام عز الدین محمد بن مظفر بن عمید که مدت ها در چین بود صورت گرفت و در جمادی الاخری سال 693 یرلیغ - یعنی فرمان - صادر شد که معاملات با طلا و نقره نشود بلکه با چاو انجام گیرد و در هر ایالت چاوخانه ترتیب دادند و بزور مردم را بقبول چاو وا داشتند .
این کار در سنه ثلاث و تسعین بود که چون تدبیر خطا بود میسر نشد و فتنه عظیم پدید آمد.
منابع:
1 - تاریخنامه هرات،سیف بن محمد هروی، تهران: اساطیر، 1383، ص 784 .
2 - ترجمه رحله ابن بطوطه، ابن بطوطه، تهران: آگه ، 1376،ج 2 ص 430 .
3 - ترجمه رحله ابن بطوطه، ابن بطوطه، ج 2 ص 446 .
4 - رجوع شود به جامع التواریخ رشیدی و وصاف و تاریخ مغول مرحوم اقبال و روضة الصفا و سایر تواریخ مغول
5 - تاریخ گزیده ص »»
بایستی به اطلاع برسانم که نه تنها اسکناس، بلکه مینیاتور نیز برای اولین بار، بصورت رسمی توسط ترکهای اویغور در زمان امپراتوری مغول به ایران آورده شده است!
به نوشته زیر توجه کنید:
«« به گزارش پایگاه خبری اعتبار به نقل ار باشگاه خبرنگاران، وقتی که گیخاتوی مغول به فرمانروایی ایران رسید به سبب آن که از مرض شفا یافته بود، فرمان آزاد کردن زندانیان را صادر کرد و از خزانه ی مملکت، آنچه که در دستش رسید، در بین تهی دستان و درباریان تقسیم کرد.
این بخششها، کشور را به کمبود درآمد و فقر اقتصادی دچار ساخت و خزانه را تهی کرد. در این هنگام وزیر گیخاتو که میدانست در چین پول کاغذی رواج دارد، برای جبران کمبود مالی و برگشتِ طلا و نقره به خزانه، دستور تاسیس چاپخانهای را در تبریز صادر کرد و به رواج نوعی اسکناس که "چاو" نام داشت اقدام کرد.
هرچند این پول مورد قبول مردم واقع نشد و آن را معتبر نشمردند، ولی این گام، زمینهای برای به کارگیری پول کاغذی در معاملات روزمرهی مردم را فراهم آورد.چاو: در زبان ترکی به معنای شهرت، آوازه، شایعه و نام نیک است و بعدها به معنای خبر، نشر، سر و صدا، شلوغی هم آمده است.
گفته شده ، پول کاغذی را مغول ها پس از آنکه چین را مسخر ساختند مرسوم کردند. شایان ذکر است بالشت (بالش)- جمع: بوالش، لغتی ترکی است و در متن ابن بطوطه به پول کاغذی (چاو) چینی اطلاق شده که هر قطعه از آن باندازه کف دست و ممهور به مهر « قاآن»بوده است.
ناگفته نماند، پیشنهاد از طرف شخصی بنام عز الدین محمد بن مظفر بن عمید که مدت ها در چین بود صورت گرفت و در جمادی الاخری سال 693 یرلیغ - یعنی فرمان - صادر شد که معاملات با طلا و نقره نشود بلکه با چاو انجام گیرد و در هر ایالت چاوخانه ترتیب دادند و بزور مردم را بقبول چاو وا داشتند .
این کار در سنه ثلاث و تسعین بود که چون تدبیر خطا بود میسر نشد و فتنه عظیم پدید آمد.
منابع:
1 - تاریخنامه هرات،سیف بن محمد هروی، تهران: اساطیر، 1383، ص 784 .
2 - ترجمه رحله ابن بطوطه، ابن بطوطه، تهران: آگه ، 1376،ج 2 ص 430 .
3 - ترجمه رحله ابن بطوطه، ابن بطوطه، ج 2 ص 446 .
4 - رجوع شود به جامع التواریخ رشیدی و وصاف و تاریخ مغول مرحوم اقبال و روضة الصفا و سایر تواریخ مغول
5 - تاریخ گزیده ص »»