23-02-2018، 8:52
6 ژوئن 2016، گاردین
نویسنده برنده جایزه اسکار که بخاطر فیلم «گلادیاتور» این جایزه را کسب کرد با کار بر روی نوشتن فیلمی که قرار است به زندگی مولانا جلال الدین رومی شاعر قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) بپردازد موافقت کرده است. دیوید فرونزینی و استفن جوئل براون تهیهکننده فیلم مولانا گفتهاند که قصد دارند در اثر تازۀ خود کلیشههای طرحشده از شخصیتهای مسلمان را در سینمای غرب با ترسیم زندگانی صوفی بزرگ شرق به چالش بکشند.
فرونزینی در اینباره گفت: «او آدمی بوده مثل شکسپیر؛ او شخصیتی با استعداد بسیار بالا بوده و برای جامعه و مردمان عصر خودش از ارزش بالایی برخوردار بوده که تا امروز هم همچنان تاثیر و ارزش او پابرجا است. چنین آدمهایی همیشه ارزش کند و کاو و پرداختن را دارند.»
تهیهکننده فیلم امیدوار است فیلمبرداری از سال آینده آغاز شود. فرونزینی و براون چندی پیش در استانبول بودند تا با پژوهشگران مولانا و همچنین مقبره مولانا در قونیه دیداری داشته باشند.
فرونزینی ادامه میدهد که: «این یک پروژۀ هیجانانگیز خواهد بود و مشخصا بسیار چالشبرانگیز. دلایلی بسیار زیادی وجود دارد که دقیقا الان داریم یک چنین محصولی را تولید میکنیم. تلقی من این است که دنیای مولانا جهانی است که نیاز است درباره آن صحبت شود. مولانا به شدت در ایالات متحده آمریکا معروف است. فکر میکنم که تولید چنین فیلمی باعث ترسیم چهرهای روشن از زندگانی او میشود.»
حماسههای عرفانی مولانا «مثنوی» و «دیوان شمس» در زمره بهترین آثار شعریای که تاکنون به نگارش در آمدهاند به شمار میروند و به تعداد زیادی از زبانهای دنیا ترجمه شدهاند. این شاعرِ عارف در دوران کودکی خود به دلیل حمله مغولان از موطن اصلی خویش در بلخ واقع در افغانستان کنونی همراه با خانواده گریخت و به بغداد، مکه و دمشق عریمت کرد و در نهایت در قونیه ساکن شد. جایی که اکثر زندگانی خود را در آن گذراند و در نهایت نیز در آنجا به خاک سپرده شد.
رومی در سال 1244 میلادی با شمس تبریزی، عارف مرموز و ناشناخته عصر خود، روبهرو شد که این دیدار مسیر زندگانی او را عوض کرد. پس از غیبت اسرارآمیز شمس مولانا اکثر اشعار عاشقانهای را که امروز به واسطه آنها در غرب شناخته شده و او را تبدیل به پرفروش ترینهای امریکا کرده به نگارش در آورد.
فرونزینی و براون امیدوارند که لئوناردو دیکاپریو نقش مولانا و رابرت داونی جونیور نقش شمس تبریزی را بر عهده بگیرند. هر چند به گفته خودشان هنوز برای انتخاب بازیگر خیلی زود است. براون میگوید: «این طرح اولیه بازیگرها است که داریم دربارهاش حرف میزنیم.»
بخش چالشبرانگیز کار بیشک بازشناخت چهرهای واقعی شمس و مولانا به شکلی معتبر و قابل قبول از دل اسطورههای زیادی است که در باب آنها ساخته شده است. حتی حقایق بنیادین و اصلی زندگانی این دو نیز محل مناقشه و تردید است. چهرههای مورد احترام در دنیای اسلام معمولا در گفتمان عامه مردم بیشتر به شکل قدیسانی اسطورهای تصویر گشتهاند تا افرادی غیرمعصوم و جایز الخطا؛ به طوری که کامیابیها و تعالیهای آنها به طور اغراقآمیز و خطاهایشان به طور نهفته و در-پرده بیان گشته است.
فرونزینی میگوید: «ما در عین حال در تلاشیم به خلق و بازآفرینش یک شخصیت دست بزنیم، چون چیزهای بسیاری وجود دارد که در سایهروشنهای تاریخ محو گشته است؛ و بخشی از آن اغراقگونه بیان شده که باز شما را مجبور میکند به عقب باز گردید و انسانی واقعی را که به مرور به یک قدیس مبدل گشته بازشناسی کنید، چون نمیتوانیم درباره یک قدیس بنویسیم.»
فرونزینی ادامه میدهد که: «شخصیت شمس هم پیچیدگی های خودش را در بازشناسی دارد. در عین اینکه او را به عنوان یک شخصیت شرور نمیشناسیم، اما به او به عنوان کسی که بر مولانا تاثیری هرج و مرج گونه باقی گذاشت و باعث شد از تدریس و خانواده خود جدا بیفتد نگاه میکنیم. ابهامهای موجود در داستان میتواند به نویسندگان و نهیهکنندهها آزادی هنری بسیار بیشتری ارایه کند و آنها امید دارند که کش و قوسهای فکری این دو شخصیت در دل داستان تصویری گیرا برای مخاطب ایجاد کند. فرونزینی در این باره میگوید: «بزرگی مولانا تا حد زیادی از پیشبینیناپذیری و چالشی بودن آن ناشی شده است.»

نویسنده برنده جایزه اسکار که بخاطر فیلم «گلادیاتور» این جایزه را کسب کرد با کار بر روی نوشتن فیلمی که قرار است به زندگی مولانا جلال الدین رومی شاعر قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) بپردازد موافقت کرده است. دیوید فرونزینی و استفن جوئل براون تهیهکننده فیلم مولانا گفتهاند که قصد دارند در اثر تازۀ خود کلیشههای طرحشده از شخصیتهای مسلمان را در سینمای غرب با ترسیم زندگانی صوفی بزرگ شرق به چالش بکشند.
فرونزینی در اینباره گفت: «او آدمی بوده مثل شکسپیر؛ او شخصیتی با استعداد بسیار بالا بوده و برای جامعه و مردمان عصر خودش از ارزش بالایی برخوردار بوده که تا امروز هم همچنان تاثیر و ارزش او پابرجا است. چنین آدمهایی همیشه ارزش کند و کاو و پرداختن را دارند.»
تهیهکننده فیلم امیدوار است فیلمبرداری از سال آینده آغاز شود. فرونزینی و براون چندی پیش در استانبول بودند تا با پژوهشگران مولانا و همچنین مقبره مولانا در قونیه دیداری داشته باشند.
فرونزینی ادامه میدهد که: «این یک پروژۀ هیجانانگیز خواهد بود و مشخصا بسیار چالشبرانگیز. دلایلی بسیار زیادی وجود دارد که دقیقا الان داریم یک چنین محصولی را تولید میکنیم. تلقی من این است که دنیای مولانا جهانی است که نیاز است درباره آن صحبت شود. مولانا به شدت در ایالات متحده آمریکا معروف است. فکر میکنم که تولید چنین فیلمی باعث ترسیم چهرهای روشن از زندگانی او میشود.»
حماسههای عرفانی مولانا «مثنوی» و «دیوان شمس» در زمره بهترین آثار شعریای که تاکنون به نگارش در آمدهاند به شمار میروند و به تعداد زیادی از زبانهای دنیا ترجمه شدهاند. این شاعرِ عارف در دوران کودکی خود به دلیل حمله مغولان از موطن اصلی خویش در بلخ واقع در افغانستان کنونی همراه با خانواده گریخت و به بغداد، مکه و دمشق عریمت کرد و در نهایت در قونیه ساکن شد. جایی که اکثر زندگانی خود را در آن گذراند و در نهایت نیز در آنجا به خاک سپرده شد.
رومی در سال 1244 میلادی با شمس تبریزی، عارف مرموز و ناشناخته عصر خود، روبهرو شد که این دیدار مسیر زندگانی او را عوض کرد. پس از غیبت اسرارآمیز شمس مولانا اکثر اشعار عاشقانهای را که امروز به واسطه آنها در غرب شناخته شده و او را تبدیل به پرفروش ترینهای امریکا کرده به نگارش در آورد.
فرونزینی و براون امیدوارند که لئوناردو دیکاپریو نقش مولانا و رابرت داونی جونیور نقش شمس تبریزی را بر عهده بگیرند. هر چند به گفته خودشان هنوز برای انتخاب بازیگر خیلی زود است. براون میگوید: «این طرح اولیه بازیگرها است که داریم دربارهاش حرف میزنیم.»
بخش چالشبرانگیز کار بیشک بازشناخت چهرهای واقعی شمس و مولانا به شکلی معتبر و قابل قبول از دل اسطورههای زیادی است که در باب آنها ساخته شده است. حتی حقایق بنیادین و اصلی زندگانی این دو نیز محل مناقشه و تردید است. چهرههای مورد احترام در دنیای اسلام معمولا در گفتمان عامه مردم بیشتر به شکل قدیسانی اسطورهای تصویر گشتهاند تا افرادی غیرمعصوم و جایز الخطا؛ به طوری که کامیابیها و تعالیهای آنها به طور اغراقآمیز و خطاهایشان به طور نهفته و در-پرده بیان گشته است.
فرونزینی میگوید: «ما در عین حال در تلاشیم به خلق و بازآفرینش یک شخصیت دست بزنیم، چون چیزهای بسیاری وجود دارد که در سایهروشنهای تاریخ محو گشته است؛ و بخشی از آن اغراقگونه بیان شده که باز شما را مجبور میکند به عقب باز گردید و انسانی واقعی را که به مرور به یک قدیس مبدل گشته بازشناسی کنید، چون نمیتوانیم درباره یک قدیس بنویسیم.»
فرونزینی ادامه میدهد که: «شخصیت شمس هم پیچیدگی های خودش را در بازشناسی دارد. در عین اینکه او را به عنوان یک شخصیت شرور نمیشناسیم، اما به او به عنوان کسی که بر مولانا تاثیری هرج و مرج گونه باقی گذاشت و باعث شد از تدریس و خانواده خود جدا بیفتد نگاه میکنیم. ابهامهای موجود در داستان میتواند به نویسندگان و نهیهکنندهها آزادی هنری بسیار بیشتری ارایه کند و آنها امید دارند که کش و قوسهای فکری این دو شخصیت در دل داستان تصویری گیرا برای مخاطب ایجاد کند. فرونزینی در این باره میگوید: «بزرگی مولانا تا حد زیادی از پیشبینیناپذیری و چالشی بودن آن ناشی شده است.»

به گفته فرونزینی فیلم احتمالا شامل مقدمهای از مهاجرت مولانا از موطن خود می شود که به موازات موقعیتهایی از عصر حاضر خواهد بود. حمله مغولها تداعیگرِ تاخت و تاز تندروها به خاورمیانه در عصر حاضر است که در پی آن باعث فرار و مهاجرت ساکنین بومی شهرها شده است.
این فیلم قرار است به تعالیم مولانا و همچنین رویارویی او با شمس تبریزی بپردازد، و در کنار آن تصویری از «کیمیا» دختر مولانا که بعضی از پژوهشگران معتقدند احتمالا با شمس ازدواج کرده است ترسیم کند.
فرونزینی و براون دلیل اصلی خود از ساخت این فیلم را معرفی زندگانی مولانا به نسل هزاره که شدیدا شیفتۀ شعر مولانا است عنوان میکنند. فرونزینی ابراز امیدواری میکند که مخاطبان بتوانند با شخصیت این شاعر همذاتپنداری کنند. او میگوید: «آنچه که واقعا جذاب است این است که تمام این قضایا از کجا آمده؟ الان در قرن 21 هستیم و قصد داریم به دل این ماجرا وارد شویم و آن را از عمق وجود حس کنیم. اگر موقعیت خودمان را به خوبی ارزیابی کنیم، میشود گفت که قصد داریم به شما بگوییم آنچه که به آن عشق میورزید از کجا آمده.»
او ادامه داد: «به نظرم پر واضح است که چرا مردم شعر او را دوست دارند. جایی هست که از لارنس عربستان میپرسند که چرا صحرا را دوست داری و او جواب میدهد "چون پاک و روشن است". چیزی عمیقاً "دریافتنی" در مولانا وجود دارد. شما آن را در مییابید و میفهمید. و نه تنها آن را در مییابید بلکه جزوی از آن میشوید.»
این فیلم قرار است به تعالیم مولانا و همچنین رویارویی او با شمس تبریزی بپردازد، و در کنار آن تصویری از «کیمیا» دختر مولانا که بعضی از پژوهشگران معتقدند احتمالا با شمس ازدواج کرده است ترسیم کند.
فرونزینی و براون دلیل اصلی خود از ساخت این فیلم را معرفی زندگانی مولانا به نسل هزاره که شدیدا شیفتۀ شعر مولانا است عنوان میکنند. فرونزینی ابراز امیدواری میکند که مخاطبان بتوانند با شخصیت این شاعر همذاتپنداری کنند. او میگوید: «آنچه که واقعا جذاب است این است که تمام این قضایا از کجا آمده؟ الان در قرن 21 هستیم و قصد داریم به دل این ماجرا وارد شویم و آن را از عمق وجود حس کنیم. اگر موقعیت خودمان را به خوبی ارزیابی کنیم، میشود گفت که قصد داریم به شما بگوییم آنچه که به آن عشق میورزید از کجا آمده.»
او ادامه داد: «به نظرم پر واضح است که چرا مردم شعر او را دوست دارند. جایی هست که از لارنس عربستان میپرسند که چرا صحرا را دوست داری و او جواب میدهد "چون پاک و روشن است". چیزی عمیقاً "دریافتنی" در مولانا وجود دارد. شما آن را در مییابید و میفهمید. و نه تنها آن را در مییابید بلکه جزوی از آن میشوید.»