28-12-2014، 13:30
همان طور كه از اسمش مشخص است، افراد این تیپ همیشه دنبال بهترینها هستند در حقیقت آدمهای آرمانگرایی هستند كه خیلی برایشان مهم است خوب باشند.
1. باید و نباید از واژههایی است كه زیاد استفاده میكنند مثلا تو باید به من زنگ میزدی یا تو باید...
2. این افراد دوستان و ارتباطات كمی دارند(ممكن است دوستان صمیمی خاص داشته باشند ولی مسلما تعداد آنها كم است)
3. به راحتی كسی را نمیپذیرند و چون نگاهی عیبجو دارند به محض پیدا كردن ایرادی او را كنار میگذارند.
4. این افراد تنوع طلب نیستند مثلا بیشتر لباسهای تكراری میپوشند، چیزهای تكراری استفاده میكنند، برای اینكه اشتباه نكنند خیلی بهدنبال چیزهای جدید نیستند.
5. خیلی آدمهای كنترلگری هستند این موضوع را بهخصوص كسانی كه با آنها زندگی میكنند متوجه میشوند.
6. مدام میخواهند، رفتار دیگران را اصلاح كنند بهخصوص وقتی نقصها و ناپختگیهای دیگران را میبینند شروع به غرزدن و انتقاد كردن میكنند.
7. بیشتر در حال گوشزد كردن نقصهای دیگران هستند نه تشویق كردن آنها.
8. اگر كاری را به آنها واگذار كنند به نحو احسن انجام میدهند.
1. همیشه در تصمیمگیری مشكل دارند چون از اشتباه كردن میترسند. تصمیمگیری قطعی برایشان سخت است مثلا وقتی میخواهند لباس بخرند بارها و بارها مغازههای مختلف را میبینند با دیگران مشورت میكنند بالاخره نمیتوانند به راحتی تصمیم بگیرند.
2. مدام از دیگران ایراد میگیرند.
3. از اینكه مورد انتقاد قرار بگیرند میترسند، وقتی انتقادی را میشنوند ناراحت میشوند.
4. پذیرش كمی دارند.
5. معمولا هم نسبت بهخودشان وهم دیگران نوعی خشم و عصبانیت دارند چون نقصها را میبینند.
6. تحمل عقاید متفاوت را ندارند و فقط نظر خودشان را درست میدانند.
7. مقداری خودخواه هستند یعنی فقط خودشان را قبول دارند.
1. آنها باید بپذیرند تنها موجود بینقص، خالق جهان است و لزوما در دنیای پیرامون و همه آدمها نقصها و اشتباهاتی وجود دارد.
2. باید با سرزنشهای درونیشان آشنا شوند و بفهمند كه ریشه این سرزنشها در دوران كودكی است و یك بار برای همیشه از این سرزنشها رها شوند.
3. نباید كارهای اجباری و مسئولیتهای پیاپی را بپذیرند چون میخواهند همه كارها را به نحو مطلوب و حتما خودشان انجام دهند و به دیگری نسپارند و این به آنها استرس زیادی وارد میكند یعنی باید یكسری كارها را تقسیم كنند و یكسری را نپذیرند.
4. باید معیارها و قوانین درونی و ذهنی را كه برایشان دست و پاگیر است و آزارشان میدهد زیر سوال ببرند و بعضی را حذف كنند یا تغییر دهند.
5. باید یاد بگیرند كه حق اشتباه دارند و اینقدر خود را زیر سوال نبرند و بهخودشان حمله نكنند و بدانند یك جاهایی میتوانند از اشتباهاتشان عبور كنند.
6. این افراد نگران قضاوتهای دیگرانند، برای غلبه بر این ترس مدام با دیگران چك كنند یعنی مثلا بپرسند شما از دست من ناراحتید؟ یا شما درباره من بدفكر میكنید؟ و...
7. راههای مختلف را انتخاب كنند و بدانند همیشه تنها یك راه آنها را به مطلوبشان نمیرساند.
8. سعی كنند علاوهبر اینكه به مفید بودن فكر میكنند از تكتك لحظات زندگی لذت هم ببرند.
این آدمها عاشق محبت كردن هستند،آنقدر به همه سرویس میدهند كه خودشان را فراموش میكنند یعنی خیلی آدمهای احساسی هستند و عكسالعملهای دیگران برایشان خیلی مهم است.
1. آدمهایی تنوع طلب هستند.
2. بسیار دوست داشتنی بوده و چهرههایی آرام و دلنشین دارند.
3. خیلی مهربانند و به دیگران محبت میكنند.
4. دیگران از حضور آنها در جمع لذت میبرند.
5. دوستان زیادی دارند و با همه جور آدم میتوانند كنار بیایند به خاطر اینكه سازگاری زیادی دارند.
6. شرایط را ساده میكنند و سخت نمیگیرند.
7. آدمهای حمایتگر و نیكوكاری هستند و در فضاهای خیریه زیاد حضور دارند.
1. نمیتوانند به راحتی حرفشان را بزنند و مقتدر باشند.
2. خواستهها و نیازهایشان را سركوب میكنند بنابراین خیلی از خواستهها و تمایلات خود را از دست میدهند، این افراد معمولا به50 سالگی كه میرسند خیلی به هم ریخته میشوند چون میبینند كه زندگیشان فقط صرف دیگران شده نه خودشان.
3. برای اینكه دیگران همیشه از آنها راضی باشند تواضع و چاپلوسیهای خاصی دارند.
4. نمیتوانند برای خودشان هویت ثابتی داشته باشند و از آن دفاع كنند.
5. چون توان نه گفتن را ندارند، نمیتوانند استقلال كاملی داشته باشند.
6. چون به دیگران زیاد سرویس میدهند، انتظار همان سرویس را هم از دیگران دارند، در واقع یكی از غرهای همیشگیآنها این است كه آنقدر كه من به دیگران سرویس میدهم دیگران به من توجه نمیكنند.
1. باید نیازهای درونی خودشان را پیدا كنند.
2. باید به نیازهای سركوب شدهشان توجه كنند و حرفشان را به راحتی به دیگران بزنند، چون معمولا افراد این تیپ حرف دلشان را به راحتی نمیزنند.
3. باید حواسشان باشد كه گاهی متواضع بودنشان میتواند شكل غرور بگیرد.
4. حواسشان به چاپلوسیها و تعریفهایی كه از دیگران میكنند باشد چون یك زمانهایی دلیلی ندارد و صرفا به خاطر جلب توجه است.
5. حواسشان باشد كه به دیگران زیادی سرویس میدهند و این میتواند خستهشان كند و بهتر است گاهی در حدتعادل برای خود نیز وقت بگذارند.
6. كشف كنند خشمهایشان از كجاست تا ببینند همین نه نگفتن ریشه بسیاری از نارضایتیهایشان است.
7. نیازهای خودشان را به دیگران بگویند و مدام نگویند هرچه شما بگویید.
8. اگر میخواهند به دیگران سرویس دهند بدون توقع باشد یعنی توقعشان را بالا نبرند.
9. برای تایید دیگران تلاش نكنند.
10. صحبتكردن با دیگران درباره احساسات و درونشان هم بسیار كمككننده است.
این گروه همیشه بهدنبال موفقیت و مطرح بودن هستند، میخواهند خودشان دیدهشوند و جلب توجه كنند نه اینكه مثل تیپ كمالگرا كار را به بهترین نحو انجام دهند.
1. این آدمها هویتشان را با جایی كه كار میكنند معرفی میكنند، مثلا خودشان را بهعنوان مهندس معرفی میكنند و این مهندس بودن برایشان مهم است یعنی همه وجودشان با كارشان تعریف میشود و همه زندگیو ارزششان كاركردن است.
2. آدمهای خوشبین، فعال، پرانرژی و باهوشی هستند.
3. در انجام كارها سرعت خیلی بالایی دارند و آدمهای خیلی شلوغی هستند و معمولا چند كار را با هم انجام میدهند.
4. معمولا در جمعهای مختلف درباره موفقیتهایشان زیاد صحبت میكنند.
5. هیچچیزی نمیتواند باعث توقف كارشان شود و معمولا دوست دارند كار كنند تا به روابط و احساسات بپردازند.
6. به راحتی روی ذهن دیگران تاثیر میگذارند و خیلی خوب میتوانند با حرفهایشان توجه و اعتماد دیگران را جلب كنند.
7. خیلی به اوقاتفراغت نمیپردازند چون اصولا پر مشغلهاند به همین خاطر گاهی هم خودشان خسته میشوند و هم و خانوادهشان از آنها گلهمند میشود.
1. در میان تمام تیپها این گروه بیشترین درگیری را با احساسات درونیشان دارند و فكر میكنند احساسات مانع پیشرفتشان است و در نتیجه آنها را خیلی سركوب میكنند و احساسات دیگران را هم خیلی خوب درك نمیكنند.
2. یك زمانهایی نقش بازی میكنند و نقاب به چهره میزنند و ممكن است به آنچه در ظاهر میگویند عمل نكنند یعنی دروغ میگویند مثلا چیزهای غیرواقعی از خودشان تعریف میكنند.
3. تكبر و غرور خاصی هم دارند چون خودشان را خیلی موفق میدانند و میخواهند دیگران نیز این را بدانند.
1. باید یك جاهایی به آنچه زندگی برایشان رقم میزند راضی باشند مثلا گاهی شكست را نیز بپذیرند و اینكه هر كسی ممكن است شكست بخورد، در این صورت بهطور حتم اضطرابشان كم خواهد شد.
2. گاهی برای یك مدتی كار نكنند و بهخودشان و خانوادهشان بپردازند، كمی استراحت كنند تا انرژی بیشتری بگیرند.
3. تصمیم بگیرند یك جایی با ترسهایشان روبهرو شوند و از خودشان بپرسند، چه چیزی باعث میشود كه من اینهمه كار كنم؟
4. گاهی به جای توجه به اعمال و كارها، بهخودشان توجه كنند و ارزشهای وجودی خودشان را فارغ از كارها ببینند.
5. باید تمرین كنند تا احساسات و هیجانهایشان را نشان دهند.
6. معمولا دعا و نیایش و مدیتیشن میتواند آنها را آرام كند.
7. از آنجایی كه مغرور هستند بهتر است گاهی به اشتباهاتشان در مقابل دیگران اعتراف كرده و تلاش كنند خودشان را به دیگران نشان دهند.
8. در حین كار هم توجه كنند كه به احساساتشان توجه كنند.
- نشانههای رفتاری
- این افراد میخواهند همیشه در زندگی نقش پسر خوب یا دختر خوب را بازی كنند.
- دیگران نیز از اینگونه افراد انتظار دارند كه همیشه آدم خوبه باشند، مثلا والدین همیشه او را بهعنوان پسر خوب یا دختر خوب میشناسند.
- همواره برایشان درست و غلط مهم است، یعنی همیشه میخواهند كارهایشان درست و بهترین باشد.
- اگر زمانی بفهمند كار نادرست یا اشتباهی كردهاند، كاملا به هم میریزند.
- همیشه یك ترس درونی از اشتباه كردن در آنها وجود دارد.
- این افراد سرزنشهای درونی فراوانی دارند به همین دلیل همیشه در درونشان احساس گناه و سرزنش می كنند.
- همیشه فكر میكنند، باید كاری انجام دهند كه بهتر شوند.
- این آدمها در تمام طول زندگیشان بهدنبال انجام كارهایی هستند كه مفید باشد.
- این آدمها معمولا از لحظاتشان لذت نمیبرندو نمیتوانند در همان لحظه باشند یعنی همیشه در آینده بهدنبال نتیجه هستند.
- تنها وقتی به نتیجه برسند احساس خوبی خواهند داشت كه البته این احساس خوب موقت است چون وقتی نتیجهای بهدست میآید دیگر تمام است و تلاش برای نتیجه دیگری آغاز میشود.
- مدام در حال ارزیابی خودشان هستند و مدام در ذهنشان در حال پرسیدن سوالهایی مانند من به اندازه كافی خوب هستم؟ یا من به اندازه كافی كار میكنم؟ یا...هستند یعنی همیشه در درونشان دادگاهی برپاست.
- همیشه ناراضی و سرخورده و ناراحت هستند چون یك آدم كمالگرا انتظارات و توقعات زیادی از خودش، دیگران و دنیای پیرامون دارد.
- معمولا از همه اتفاقات ناراحت هستند و مدام «چرا» میگویند.
- مرتب میزان پیشرفتشان را ارزیابی میكنند.
- همیشه نگاهشان این است كه یا همه یا هیچ. یعنی فكر میكنند، تنها یك راه درست وجود دارد.
- برای این آدمها قوانین و چهارچوبها خیلی مهم است.
- آنقدر بهدنبال بینقصها و كاملها هستند كه چندان از زندگی لذت نمیبرند.
- ذهن خیلی شلوغی دارند.
- نظم و هماهنگی و همیشه مرتب وبا برنامه بودن برایشان خیلی مهم است.
چطور كمالگراها را بشناسید
1. باید و نباید از واژههایی است كه زیاد استفاده میكنند مثلا تو باید به من زنگ میزدی یا تو باید...
2. این افراد دوستان و ارتباطات كمی دارند(ممكن است دوستان صمیمی خاص داشته باشند ولی مسلما تعداد آنها كم است)
3. به راحتی كسی را نمیپذیرند و چون نگاهی عیبجو دارند به محض پیدا كردن ایرادی او را كنار میگذارند.
4. این افراد تنوع طلب نیستند مثلا بیشتر لباسهای تكراری میپوشند، چیزهای تكراری استفاده میكنند، برای اینكه اشتباه نكنند خیلی بهدنبال چیزهای جدید نیستند.
5. خیلی آدمهای كنترلگری هستند این موضوع را بهخصوص كسانی كه با آنها زندگی میكنند متوجه میشوند.
6. مدام میخواهند، رفتار دیگران را اصلاح كنند بهخصوص وقتی نقصها و ناپختگیهای دیگران را میبینند شروع به غرزدن و انتقاد كردن میكنند.
7. بیشتر در حال گوشزد كردن نقصهای دیگران هستند نه تشویق كردن آنها.
8. اگر كاری را به آنها واگذار كنند به نحو احسن انجام میدهند.
ایرادگیرهای انتقادناپذیر
1. همیشه در تصمیمگیری مشكل دارند چون از اشتباه كردن میترسند. تصمیمگیری قطعی برایشان سخت است مثلا وقتی میخواهند لباس بخرند بارها و بارها مغازههای مختلف را میبینند با دیگران مشورت میكنند بالاخره نمیتوانند به راحتی تصمیم بگیرند.
2. مدام از دیگران ایراد میگیرند.
3. از اینكه مورد انتقاد قرار بگیرند میترسند، وقتی انتقادی را میشنوند ناراحت میشوند.
4. پذیرش كمی دارند.
5. معمولا هم نسبت بهخودشان وهم دیگران نوعی خشم و عصبانیت دارند چون نقصها را میبینند.
6. تحمل عقاید متفاوت را ندارند و فقط نظر خودشان را درست میدانند.
7. مقداری خودخواه هستند یعنی فقط خودشان را قبول دارند.
یك كمالگرا چطور بهتر میشود؟
1. آنها باید بپذیرند تنها موجود بینقص، خالق جهان است و لزوما در دنیای پیرامون و همه آدمها نقصها و اشتباهاتی وجود دارد.
2. باید با سرزنشهای درونیشان آشنا شوند و بفهمند كه ریشه این سرزنشها در دوران كودكی است و یك بار برای همیشه از این سرزنشها رها شوند.
3. نباید كارهای اجباری و مسئولیتهای پیاپی را بپذیرند چون میخواهند همه كارها را به نحو مطلوب و حتما خودشان انجام دهند و به دیگری نسپارند و این به آنها استرس زیادی وارد میكند یعنی باید یكسری كارها را تقسیم كنند و یكسری را نپذیرند.
4. باید معیارها و قوانین درونی و ذهنی را كه برایشان دست و پاگیر است و آزارشان میدهد زیر سوال ببرند و بعضی را حذف كنند یا تغییر دهند.
5. باید یاد بگیرند كه حق اشتباه دارند و اینقدر خود را زیر سوال نبرند و بهخودشان حمله نكنند و بدانند یك جاهایی میتوانند از اشتباهاتشان عبور كنند.
6. این افراد نگران قضاوتهای دیگرانند، برای غلبه بر این ترس مدام با دیگران چك كنند یعنی مثلا بپرسند شما از دست من ناراحتید؟ یا شما درباره من بدفكر میكنید؟ و...
7. راههای مختلف را انتخاب كنند و بدانند همیشه تنها یك راه آنها را به مطلوبشان نمیرساند.
8. سعی كنند علاوهبر اینكه به مفید بودن فكر میكنند از تكتك لحظات زندگی لذت هم ببرند.
تیپ2: مهر طلبها
مهربانهایی كه در 50 سالگی میفهمند زندگی را باختهاند
این آدمها عاشق محبت كردن هستند،آنقدر به همه سرویس میدهند كه خودشان را فراموش میكنند یعنی خیلی آدمهای احساسی هستند و عكسالعملهای دیگران برایشان خیلی مهم است.
- نشانههای رفتاری
- بیشتر تواناییها و وقت خودشان را صرف دیگران میكنند و مدام تلاششان برای آسایش دیگران است.
- خیلی دست و دلباز هستند و از خودشان برای دیگران مایه میگذارند تا حدی كه دیگران را بدعادت میكنند.
- حاضرند به خاطر دیگران از همه علائق و خواستههای خودشان بگذرند.
- به خاطر ناراحت نكردن دیگران در نه گفتن مشكل دارند چون مهمترین دغدغهشان این است كه كسی از دستشان ناراحت نباشد.
- در سرویس دادن به دیگران افراط میكنند و انگار دوست دارند دیگران به آنها نیاز داشته باشند.
- بیش از حد توانشان به دیگران قول مساعد میدهند تا دیگران را از خودشان راضی نگه دارند.
- نیاز شدیدی به محبت و تایید احساسی دارند و مدام از خودشان میپرسند آیا من را دوست دارد؟
- اگر مورد تحقیر یا اهانت قرار بگیرند خیلی آزار میبینند و احساس میكنند از درون خالی شدهاند و سعی میكنند رضایت اهانتكننده را بهدست بیاورند و در نتیجه شروع به مایه گذاشتن برای او میكنند.
- پشت همه رفتارهای آنها ترس از طرد شدن وجود دارد.
- برای این آدمها زندگی بدون عشق معنایی ندارد، هم در روابط با همسرشان و هم در روابط روزمره احساس و عشقشان را به دیگران میدهند.
- چون تمام وقتشان را برای دیگران میگذارند پس یكسری از خواستههای درونی خودشان سركوب میشود و این امر منجر به خشمهای درونی میشود، خشم از اینكه دیگران به من توجه ندارند یا دیگران از من سوءاستفاده میكنند یا...
- خود را سرزنش میكنند كه نمیتوانند نه بگویند.
- ترس از تنهایی دارند.
چگونه مهر طلبها را بشناسیم
1. آدمهایی تنوع طلب هستند.
2. بسیار دوست داشتنی بوده و چهرههایی آرام و دلنشین دارند.
3. خیلی مهربانند و به دیگران محبت میكنند.
4. دیگران از حضور آنها در جمع لذت میبرند.
5. دوستان زیادی دارند و با همه جور آدم میتوانند كنار بیایند به خاطر اینكه سازگاری زیادی دارند.
6. شرایط را ساده میكنند و سخت نمیگیرند.
7. آدمهای حمایتگر و نیكوكاری هستند و در فضاهای خیریه زیاد حضور دارند.
مهربانهای بیثبات
1. نمیتوانند به راحتی حرفشان را بزنند و مقتدر باشند.
2. خواستهها و نیازهایشان را سركوب میكنند بنابراین خیلی از خواستهها و تمایلات خود را از دست میدهند، این افراد معمولا به50 سالگی كه میرسند خیلی به هم ریخته میشوند چون میبینند كه زندگیشان فقط صرف دیگران شده نه خودشان.
3. برای اینكه دیگران همیشه از آنها راضی باشند تواضع و چاپلوسیهای خاصی دارند.
4. نمیتوانند برای خودشان هویت ثابتی داشته باشند و از آن دفاع كنند.
5. چون توان نه گفتن را ندارند، نمیتوانند استقلال كاملی داشته باشند.
6. چون به دیگران زیاد سرویس میدهند، انتظار همان سرویس را هم از دیگران دارند، در واقع یكی از غرهای همیشگیآنها این است كه آنقدر كه من به دیگران سرویس میدهم دیگران به من توجه نمیكنند.
چگونه بهتر شوند؟
1. باید نیازهای درونی خودشان را پیدا كنند.
2. باید به نیازهای سركوب شدهشان توجه كنند و حرفشان را به راحتی به دیگران بزنند، چون معمولا افراد این تیپ حرف دلشان را به راحتی نمیزنند.
3. باید حواسشان باشد كه گاهی متواضع بودنشان میتواند شكل غرور بگیرد.
4. حواسشان به چاپلوسیها و تعریفهایی كه از دیگران میكنند باشد چون یك زمانهایی دلیلی ندارد و صرفا به خاطر جلب توجه است.
5. حواسشان باشد كه به دیگران زیادی سرویس میدهند و این میتواند خستهشان كند و بهتر است گاهی در حدتعادل برای خود نیز وقت بگذارند.
6. كشف كنند خشمهایشان از كجاست تا ببینند همین نه نگفتن ریشه بسیاری از نارضایتیهایشان است.
7. نیازهای خودشان را به دیگران بگویند و مدام نگویند هرچه شما بگویید.
8. اگر میخواهند به دیگران سرویس دهند بدون توقع باشد یعنی توقعشان را بالا نبرند.
9. برای تایید دیگران تلاش نكنند.
10. صحبتكردن با دیگران درباره احساسات و درونشان هم بسیار كمككننده است.
تیپ3: موفقیت طلب
جاهطلبهای بیاحساس
این گروه همیشه بهدنبال موفقیت و مطرح بودن هستند، میخواهند خودشان دیدهشوند و جلب توجه كنند نه اینكه مثل تیپ كمالگرا كار را به بهترین نحو انجام دهند.
- نشانههای رفتاری
- در هركاری قرار بگیرند پیشرفت زیادی میكنند تا حدی كه همه آنها را میبینند.
- به راحتی میتوانند رنگ عوض كنند یعنی در هر موقعیتی میتوانند به راحتی شبیه همان موقعیت شوند چون هدف برایشان مهم است و اهمیتی ندارد كه چگونه به آن میرسند.
- اهداف بسیار مشخصی دارند و دقیقا میدانند چه میخواهند و بهشدت برای آن تلاش میكنند.
- كارها را بهنحو احسن انجام میدهند تا به موفقیت برسند و مطرح شوند درحالیكه تیپ یك كارها را درست انجام میداد كه سرزنش نشود یعنی رفتارشان ممكن است در ظاهر یكی باشد اما هدفشان متفاوت است.
- در درونشان بهدنبال پول، دارایی، امنیت، رفاه، پرستیژ، موقعیت اجتماعی، شهرت و پیشرفت هستند.
- مهمترین مشغله ذهنی آنها این است كه آیا من موفقم درحالیكه افراد تیپ یك فقط خوب بودن برایشان مهم بود نه موفق بودن.
- زندگی را یك میدان رقابت میدانند كه باید در آن برنده شوند.
- دوست دارند به خاطر موفقیتهایشان تشویق و تحسین شوند.
چگونه موفقیت طلبها را بشناسیم
1. این آدمها هویتشان را با جایی كه كار میكنند معرفی میكنند، مثلا خودشان را بهعنوان مهندس معرفی میكنند و این مهندس بودن برایشان مهم است یعنی همه وجودشان با كارشان تعریف میشود و همه زندگیو ارزششان كاركردن است.
2. آدمهای خوشبین، فعال، پرانرژی و باهوشی هستند.
3. در انجام كارها سرعت خیلی بالایی دارند و آدمهای خیلی شلوغی هستند و معمولا چند كار را با هم انجام میدهند.
4. معمولا در جمعهای مختلف درباره موفقیتهایشان زیاد صحبت میكنند.
5. هیچچیزی نمیتواند باعث توقف كارشان شود و معمولا دوست دارند كار كنند تا به روابط و احساسات بپردازند.
6. به راحتی روی ذهن دیگران تاثیر میگذارند و خیلی خوب میتوانند با حرفهایشان توجه و اعتماد دیگران را جلب كنند.
7. خیلی به اوقاتفراغت نمیپردازند چون اصولا پر مشغلهاند به همین خاطر گاهی هم خودشان خسته میشوند و هم و خانوادهشان از آنها گلهمند میشود.
ایرادات
1. در میان تمام تیپها این گروه بیشترین درگیری را با احساسات درونیشان دارند و فكر میكنند احساسات مانع پیشرفتشان است و در نتیجه آنها را خیلی سركوب میكنند و احساسات دیگران را هم خیلی خوب درك نمیكنند.
2. یك زمانهایی نقش بازی میكنند و نقاب به چهره میزنند و ممكن است به آنچه در ظاهر میگویند عمل نكنند یعنی دروغ میگویند مثلا چیزهای غیرواقعی از خودشان تعریف میكنند.
3. تكبر و غرور خاصی هم دارند چون خودشان را خیلی موفق میدانند و میخواهند دیگران نیز این را بدانند.
چگونه بهتر شوند؟
1. باید یك جاهایی به آنچه زندگی برایشان رقم میزند راضی باشند مثلا گاهی شكست را نیز بپذیرند و اینكه هر كسی ممكن است شكست بخورد، در این صورت بهطور حتم اضطرابشان كم خواهد شد.
2. گاهی برای یك مدتی كار نكنند و بهخودشان و خانوادهشان بپردازند، كمی استراحت كنند تا انرژی بیشتری بگیرند.
3. تصمیم بگیرند یك جایی با ترسهایشان روبهرو شوند و از خودشان بپرسند، چه چیزی باعث میشود كه من اینهمه كار كنم؟
4. گاهی به جای توجه به اعمال و كارها، بهخودشان توجه كنند و ارزشهای وجودی خودشان را فارغ از كارها ببینند.
5. باید تمرین كنند تا احساسات و هیجانهایشان را نشان دهند.
6. معمولا دعا و نیایش و مدیتیشن میتواند آنها را آرام كند.
7. از آنجایی كه مغرور هستند بهتر است گاهی به اشتباهاتشان در مقابل دیگران اعتراف كرده و تلاش كنند خودشان را به دیگران نشان دهند.
8. در حین كار هم توجه كنند كه به احساساتشان توجه كنند.