18-08-2014، 14:06

حاجیان فعالیت در دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم دزد عروسکها ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد. در ادامه گفتگویی با آزیتاحاجیان درباره دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
زندگی و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ازدواج ش را میخوانید.
سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم دزد عروسکها ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد. در ادامه گفتگویی با آزیتاحاجیان درباره دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
زندگی و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ازدواج ش را میخوانید.
چند سالتان بود که ازدواج کردید؟
من بیست و دو سالم تازه تمام شده بود که ازدواج کردم، سال 1358. آن زمان سن ازدواج خیلی پایین بود، بعد از انقلاب معمولا همه در سنهای پایینتر از بیست سال ازدواج میکردند چون آن زمان ارزشها عوض شده بود، مردم همهچیز را در سطح نمیدیدند، چشم و همچشمیهای گمراهکننده مطلقا وجود نداشت. مردم زندگی را سخت نمیگرفتند. بحث جهاز آنچنانی، دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
لباس عروس فلان مدلی، جشن عروسی پر از تجملات و...
ازدواج شما هم ساده بود؟
بله، من هم خیلی ساده زندگیام را شروع کردم، با میل خودمان عروسی نگرفتیم، مادرم خیلی اصرار داشت حتما جشن عروسی بگیریم اما ما با این قضیه مخالفت کردیم، لباس عروسی نپوشیدم و مهریهام دوازده سکه بود که تازه خود من گفته بودم پنج سکه اما عاقد گفت: خانم جان پنج سکه خیلی کم است، حداقل بگو دوازده سکه. آن موقع دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سکه خیلی ارزان بود.
من بیست و دو سالم تازه تمام شده بود که ازدواج کردم، سال 1358. آن زمان سن ازدواج خیلی پایین بود، بعد از انقلاب معمولا همه در سنهای پایینتر از بیست سال ازدواج میکردند چون آن زمان ارزشها عوض شده بود، مردم همهچیز را در سطح نمیدیدند، چشم و همچشمیهای گمراهکننده مطلقا وجود نداشت. مردم زندگی را سخت نمیگرفتند. بحث جهاز آنچنانی، دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
لباس عروس فلان مدلی، جشن عروسی پر از تجملات و...
ازدواج شما هم ساده بود؟
بله، من هم خیلی ساده زندگیام را شروع کردم، با میل خودمان عروسی نگرفتیم، مادرم خیلی اصرار داشت حتما جشن عروسی بگیریم اما ما با این قضیه مخالفت کردیم، لباس عروسی نپوشیدم و مهریهام دوازده سکه بود که تازه خود من گفته بودم پنج سکه اما عاقد گفت: خانم جان پنج سکه خیلی کم است، حداقل بگو دوازده سکه. آن موقع دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سکه خیلی ارزان بود.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

آزیتا حاجیان
چند سالتان بود که اولین فرزندتان یعنی مهرآوه به دنیا آمد؟
بیست و سه سالم بود یعنی یک سال بعد از ازدواجم، من عاشق بچه بودم. به همین انگیزه هم ازدواج کردم و خوشبختانه خیلی زود هم بچهدار شدم. البته اولش یک خرده میترسیدم چون مهرآوه خیلی کوچولو بود و فقط دو کیلو و هفتصد و پنجاه گرم وزن داشت. یک فسقلی به تمام معنا! نگهداری از بچه خیلی کار سختی است. مادرم در مراقبت و نگهداری از مهرآوه به من خیلی کمک کرد و او خیلی شیرین بود.
آزیتا حاجیان از مادر شدنش میگوید!
وقتی ملیکا به دنیا آمد، بزرگتر شده بودم، تجربه بزرگ کردن مهرآوه را داشتم و شرایط زندگیمان هم بهتر شده بود، در نتیجه بزرگ شدن او را بیشتر لمس کردم اما نه به اندازه بعضی از مامانها و الان خیلی دلم میخواهد نوهدار شوم چون نوه سختیهای نگهداریاش با مامانش است و شیرینیهایش برای مامان بزرگش (با خنده).
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

مهراوه و ملیکا
شما در ازدواج ملیکا چقدر دخالت کردید؟
خدا را شکر داماد خوبی نصیبم شده، او پسر با مسوولیتی است و نسبت به همسن و سالهایش با مطالعه و باسواد. هنگام ازدواج آنها من تا آنجا که میتوانستم همراهیشان کردم ولی در یک مورد خیلی دخالت کردم که به خاطر این کار مهرآوه و ملیکا من را متهم میکنند که من هم میپذیرم و میگویم باشه، قبول و هنوز هم به کاری که کردم، اعتقاد دارم.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

ملیکا و مادرش
رابطه شما با مادرتان چطور بود؟
من فوقالعاده دختر مستقل و سرکشی بودم و مادرم خیلی دوست داشت مرا مثل خودش بار بیاورد اما من میخواستم خودم باشم. نمیخواستم مثل مادرم باشم. به خاطر همین ما همیشه در این مورد کشمکش داشتیم. او میخواست من خیلی شیک و خانمانه رفتار کنم و من بیشتر شبیه پسرها رفتار میکردم چون یک برادر هم داشتم که دو سال از من بزرگتر بود ورفتارهایش در من خیلی تاثیر میگذاشت. حوصله نداشتم مثل مادرم شیک و خانمانه رفتار کنم. همیشه به او میگفتم مادرجان من خودم هستم لطفا شما هم خودت باش و کاری به کار من نداشته باش.
من فوقالعاده دختر مستقل و سرکشی بودم و مادرم خیلی دوست داشت مرا مثل خودش بار بیاورد اما من میخواستم خودم باشم. نمیخواستم مثل مادرم باشم. به خاطر همین ما همیشه در این مورد کشمکش داشتیم. او میخواست من خیلی شیک و خانمانه رفتار کنم و من بیشتر شبیه پسرها رفتار میکردم چون یک برادر هم داشتم که دو سال از من بزرگتر بود ورفتارهایش در من خیلی تاثیر میگذاشت. حوصله نداشتم مثل مادرم شیک و خانمانه رفتار کنم. همیشه به او میگفتم مادرجان من خودم هستم لطفا شما هم خودت باش و کاری به کار من نداشته باش.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

مهریه آزیتا حاجیان
در دوره شما خانمها کمتر شاغل بودند، اما شما کار کردید، آن هم در سینما، اطرافیانتان با این موضوع مشکلی نداشتند؟
البته زن خانه بودن بیشتر مال دوران مادر من بود، دوره من این موضوع کمی تعدیل شده بود. اوایل که رفتم دانشکده و دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
تئاتر خواندم، اصلا به بازیگری سینما فکر نمیکردم فقط در کارهای دانشجویی دوستانه کار میکردم. من تئاتر را خیلی دوست داشتم چون خیلی با اصالت است و اصلا به این قضیه که یک روزی بازیگر شوم اهمیت نمیدادم. بعدها به طور خیلی اتفاقی یکی از دوستان ما که کارگردان بود، فیلمنامهای داد که بخوانم و نقش مادر آن فیلم را به من پیشنهاد کرد. من آن را خواندم و دیدم نقش عجوزه خیلی جذابتر است. گفتم که این نقش را بیشتر دوست دارم اما این دوست کارگردان گفت این نقش را خانم مهینترابی قرار است بازی کند. بعدا دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
پوست خانم مهینترابی به لاتکس حساسیت نشان داد و قرار شد هر دو نقش را من بازی کنم. (فیلم دزد عروسکها). مهرآوه هم خیلی تصادفی برای بازی در آن فیلم انتخاب و اولین کار حرفهای من در کنار مهرآوه شروع شد.
در خانه با او تمرین میکردید؟
نه، اصلا نیازی به تمرین نبود. خودش با آقای هنرمند تمرینهایشان را انجام میدادند و به من کاری نداشت. متاسفانه اواسط این فیلم، مادر من فوت کرد و شرایط روحی خوبی نداشتم.