اخطار‌های زیر رخ داد:
Warning [2] count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable - Line: 865 - File: showthread.php PHP 7.4.33 (Linux)
File Line Function
/showthread.php 865 errorHandler->error




 


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

خاطرات خنده دار

#1
یه روز این سارا گودزیلا(دخترخاله 5سالمه) اومده بود خونمون رفت دستشویی برگشته میگه شما هم مو جیش میکنید؟!
من : چی؟! 0_o موجیش چیه؟!
گودزیلا: مو جیش دیگه... خونمون هر کی میره دستشویی موجیش میکنه واسه همین همیشه تو دستشوییمون موئه
من: :-
مامان: 0_o
اهالی محل: 0_o

 
 
 
 
 
 
امروزیه پسره رو دیدم ابروشیطونی!پنکیک زده بودلامصب صورت نبودکه آینه ازهمه مهم تیریپ صورتی زده بود حتی رژشم صورتی بود منم همینجوری باتعجب نگاش میکردم یه دفعه گف چیه خانمممممممممم نگاه میکنی من قصد ازدواج ندارم......................................یعنی نابود شدم@__&







عـــــــــــــــــاغا یه روز که از مدرسه برگشته بودم در حین عوض کردن لباس داد زدم مـــــــــــــــــامـــــــــــــــــان گـشنـــــــــــــــــمه نـــــــــــــــــاهار چـــــــــــــــــی داریـــــــــــــــــم ؟ گودزیلامون برگشت گفت : اون کفشـــــــــــــــــام که جنسشون ژلـــــــــــــــــه ایه رو دیگه نمیـــــــــــــــــخوام میتونی بوخوریشـــــــــــــــــون!!!!!!
هیچی دیگه مونده بودم بخندم یا عصبی بشم . نیم وجب بچه به همـــــــــــــــــین راحتی منو دچار دوگا نگی شخصیتی کرد !











ی بار توی اتوبوس ی خانومه ازم پرسید پولیه یا بلیط ؟خواستم بگم پول زبونم گرفت گفتم پیل Smile) خانومه گفت چی ؟ دوباره گفتم پیل Smile) بنده خدا به زور جلو خندشو گرفت Smile
اگه سپاس بهت پیل میدم Smile









اقا دراوردم همینجورالکی الکی!به همکلاسیم گفتم مگه قرارنبودتویه پیتزابه ما بدی چی شدپس؟!
گفت:ای وای پس چراهیچی نمیگی؟؟ببخشیداین درسا که اصلا واسه ادم حواس نمیذاره..
یه وقتی روبگوبریم...!!! اون لحظه:
منO>o
روح خبیث درونم Smile))))
پیتزا Sad((((
خلاصه جاتون خالی پیتزاروزدیم تورگ حالشوبردیم...
سپاس =کوفتت بشه










می خواستیم ناهار بخوریم، گودزیلای خواهرم عوض غذا داشت ماست می خورد.
بهش گفتم به نظر من که نمیشه جای غذا ماست خالی خورد.
برگشت بهم گفت به نظر تو نمیشه، به نظر من میشه!!!
من :|
گودزیلا ^_^
بقیه حضار D:








دوستم اسمش مهدیه اس اسم مستعار lindy رو واس خودش انتخاب کرده ازش میپرسم ینی چی میگه کیبورد ک انگلیسیه اسممو فارسی تایپ کنی این میشه مام گفتیم از این راه واس خودمون یه اسم بذاریم
مخلص شما lhmni هسم
از این جهتم شانس نیاوردیم
همدردا بسپاسن لطفن









یه روز با پسر خالم رفتیم کاخ سعد آباد پسر خالم یه چینی یه رو دیده می گه hi چینی هه هم جوابشو می ده ... بهد چینیه می گه
What is your name ؟ پسر خالم در جوابش می گه:
yas yas
آقا همه زدیم زیر خنده . چینیه که فهمید این اینگیلیسی بلد نیست راه شو کشید و رفت تازه بعدش پسر خالم برگشته می گه : چه قدر اینا خنگن انگیلیسی هم بلد نیستند
پاسخ
 سپاس شده توسط ~ArTaBaNoOs~ ، bahar labeouf ، RTEMIS@ ، sogol15 ، MAHSA~ ، -Demoniac-
آگهی


[-]
به اشتراک گذاری/بوکمارک (نمایش همه)
google Facebook cloob Twitter
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
یا
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.

پیام‌های داخل این موضوع
خاطرات خنده دار - Medusa - 14-06-2014، 11:55


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان