06-12-2013، 10:41
یادش بخیر
خاطرات مدرسست
روی صندلی معلم سس قرمز و سفید خالی میکردیم
بچه ها رو با چسب نواری به درخت میبستیم و حلزون میکردیم تو دهنشون
رو صندلی بچه ها چست مایع میچسبونیدیم
گوشی بچه ها رو تو مدرسه میگرفتیم و از رو حالت سایلنت در میاوردیم و سر کلاس با گوشی خودمون بش زنگ میزدیم
این واسه دوران طفولیته
یه دوست داشتم اسمش فربد بود
الانم با خواهرش نامزدم
دوران بچگی رفیق فابم بود
برق که میرفتش میرفتیم با چسب نواری رو زنگ همه خونه ها چسب میزدیم
خخخخخ
دخترای خیابونو مسخره میکردیم
رو سرشون خاک میریختیم
یادش واقعا بخیررررررررررررررررررررررررررررررر
خاطرات مدرسست
روی صندلی معلم سس قرمز و سفید خالی میکردیم
بچه ها رو با چسب نواری به درخت میبستیم و حلزون میکردیم تو دهنشون
رو صندلی بچه ها چست مایع میچسبونیدیم
گوشی بچه ها رو تو مدرسه میگرفتیم و از رو حالت سایلنت در میاوردیم و سر کلاس با گوشی خودمون بش زنگ میزدیم
این واسه دوران طفولیته
یه دوست داشتم اسمش فربد بود
الانم با خواهرش نامزدم
دوران بچگی رفیق فابم بود
برق که میرفتش میرفتیم با چسب نواری رو زنگ همه خونه ها چسب میزدیم
خخخخخ
دخترای خیابونو مسخره میکردیم
رو سرشون خاک میریختیم
یادش واقعا بخیررررررررررررررررررررررررررررررر