28-08-2013، 8:10
امروزه مقوله حقوق زن چنان فضای جهان امروزی را اشغال کرده که هیچ حق از مردان مد نظر قرار نگرفته است .
در حوادث و اتفاقات همیشه مجریان با لحنی خاص امار کشته های زنان را بیان می کنند در حالی که انگار بقیه که مرد بوده اند انسان به حساب نمی ایند .
**
خشونت یعنی اگر مردی علیه زن خود خشونت روا داشت، راهی زندان شود اما هیچ
قانونی برای خشونت های زنان علیه مردان که اغلب کلامی و روانی است وجود
نداشته باشد و این نوع خشونت به صورت خاموش و به طور مداوم علیه مردان
جاری باشد.
**
خشونت یعنی زن ذهن فرزندان را علیه مرد به گونه ای تحریک کند که مرد در
خانه خود احساس ناامنی کند و هیچ راهی نیز برای مقابله با آن وجود نداشته
باشد و مرد از خانه طرد شود.
**
خشونت یعنی الگوهای منفی همچون آقا گرگه، چوپان دروغگو و خرس شکمو را به
پسران و الگوهای مثبت همچون بز زنگوله پا، کوکب خانم و مهتاب خانم را به
دختران ارائه دادن تا حس تحقیر و بی ارزشی در پسران نهادینه شود و از مرد
بودن خود در آینده شرمنده شوند.
**
خشونت افسار گسیخته یعنی اینکه برهنه شدن و عشوه گری زن جزء نیازهای
طبیعی او به شمار رود، اما نگاه مرد نیز که امری طبیعی و نیاز اوست،
نشانه ی خشونت علیه زن حساب شود. (جدای از خوب یا بد بودن هر 2 مسئله)
**
خشونت یعنی سرکوب خصوصیات پسرانه در سیستم آموزشی بشدت زنانه به بهانه
رعایت نظم و بهداشت و تحقیر و تنبیه پسران بواسطه ی دعوا کردن و انجام
بازی های رقابتی در حالی که فعالیت بدنی زیاد و رقابت طلبی میراث
پسران است که جلوگیری از آن باعث می شود خصوصیات زنانه غالب شود و پسران از همان ابتدا
از درس خواندن بیزار شوند، زیرا که آنها می خواهند همه چیز را به چالش
بکشند از علم تا معلم که این امر در یک ساختار زنانه هنجارشکن است.
**
خشونت یعنی نظام آموزشی مختلط تا بواسطه ی جلوتر بودن مهارت های کلامی
دختران نسبت به پسران که امری طبیعی و ناشی از تفاوت در سن بلوغ است،
دختران در نظام آموزشی بالا آمده و پسران منکوب شوند و خصوصیات زنانه و
زن گرایی هرچه بیشتر حاکم شود.
**
خشونت یعنی خیلی از پسرها تنها یکبار حق شرکت در کنکور را داشته باشند و
پس از آن به سربازی اعزام شوند و عملا سه سال از کار و تحصیل عقب بیفتند،
ولی دختران بارها در کنکور شرکت نمایند و تازه بعدش بگویند: دختران تحت
تبعیض هستند و این از توانایی هایشان است که در کنکور قبول می شوند.
**
اگر مرد معتاد باشد زن می تواند طلاق گرفته و مهریه اش را مطالبه کند، اما اگر زن معتاد باشد مرد در صورت طلاق دادن زن موظف است مهریه کامل وی را پرداخت کند و یا اینکه بیخ ریشش بماند!
**
توصیه میکنم کتاب زیر را که نوشته ی یک زن توبه کرده از فمینیسم آمریکایی است مطالعه کنید:
" پسران قربانیان فمینیسم "
در حوادث و اتفاقات همیشه مجریان با لحنی خاص امار کشته های زنان را بیان می کنند در حالی که انگار بقیه که مرد بوده اند انسان به حساب نمی ایند .
**
خشونت یعنی اگر مردی علیه زن خود خشونت روا داشت، راهی زندان شود اما هیچ
قانونی برای خشونت های زنان علیه مردان که اغلب کلامی و روانی است وجود
نداشته باشد و این نوع خشونت به صورت خاموش و به طور مداوم علیه مردان
جاری باشد.
**
خشونت یعنی زن ذهن فرزندان را علیه مرد به گونه ای تحریک کند که مرد در
خانه خود احساس ناامنی کند و هیچ راهی نیز برای مقابله با آن وجود نداشته
باشد و مرد از خانه طرد شود.
**
خشونت یعنی الگوهای منفی همچون آقا گرگه، چوپان دروغگو و خرس شکمو را به
پسران و الگوهای مثبت همچون بز زنگوله پا، کوکب خانم و مهتاب خانم را به
دختران ارائه دادن تا حس تحقیر و بی ارزشی در پسران نهادینه شود و از مرد
بودن خود در آینده شرمنده شوند.
**
خشونت افسار گسیخته یعنی اینکه برهنه شدن و عشوه گری زن جزء نیازهای
طبیعی او به شمار رود، اما نگاه مرد نیز که امری طبیعی و نیاز اوست،
نشانه ی خشونت علیه زن حساب شود. (جدای از خوب یا بد بودن هر 2 مسئله)
**
خشونت یعنی سرکوب خصوصیات پسرانه در سیستم آموزشی بشدت زنانه به بهانه
رعایت نظم و بهداشت و تحقیر و تنبیه پسران بواسطه ی دعوا کردن و انجام
بازی های رقابتی در حالی که فعالیت بدنی زیاد و رقابت طلبی میراث
پسران است که جلوگیری از آن باعث می شود خصوصیات زنانه غالب شود و پسران از همان ابتدا
از درس خواندن بیزار شوند، زیرا که آنها می خواهند همه چیز را به چالش
بکشند از علم تا معلم که این امر در یک ساختار زنانه هنجارشکن است.
**
خشونت یعنی نظام آموزشی مختلط تا بواسطه ی جلوتر بودن مهارت های کلامی
دختران نسبت به پسران که امری طبیعی و ناشی از تفاوت در سن بلوغ است،
دختران در نظام آموزشی بالا آمده و پسران منکوب شوند و خصوصیات زنانه و
زن گرایی هرچه بیشتر حاکم شود.
**
خشونت یعنی خیلی از پسرها تنها یکبار حق شرکت در کنکور را داشته باشند و
پس از آن به سربازی اعزام شوند و عملا سه سال از کار و تحصیل عقب بیفتند،
ولی دختران بارها در کنکور شرکت نمایند و تازه بعدش بگویند: دختران تحت
تبعیض هستند و این از توانایی هایشان است که در کنکور قبول می شوند.
**
اگر مرد معتاد باشد زن می تواند طلاق گرفته و مهریه اش را مطالبه کند، اما اگر زن معتاد باشد مرد در صورت طلاق دادن زن موظف است مهریه کامل وی را پرداخت کند و یا اینکه بیخ ریشش بماند!
**
توصیه میکنم کتاب زیر را که نوشته ی یک زن توبه کرده از فمینیسم آمریکایی است مطالعه کنید:
" پسران قربانیان فمینیسم "