21-05-2013، 22:35
وقتی بچه بودم میرفتم زنگ خونه ها رو میزدم.تو خونه ی مردم سنگ مینداختم بعد فرار میکردم.
|
انجمن مردم ازار ها |
|||||||||||||||||||||||||||||
21-05-2013، 22:35
وقتی بچه بودم میرفتم زنگ خونه ها رو میزدم.تو خونه ی مردم سنگ مینداختم بعد فرار میکردم.
21-05-2013، 22:44
(آخرین ویرایش در این ارسال: 21-05-2013، 22:44، توسط Mιѕѕ UηυѕυαL.)
من باچندتااز دوستام زنگ میزدیم مزاحم تلفنیامون ومن تی زبونی حرف میزدم وعزیت میکردم...
![]() ![]()
21-05-2013، 23:30
اگه بخام همه رو بگم که یه تاپیک به تنهایی نیاز داره اما با حال ترینشو میگم:
یه شب دوستام خونه خالی دوره هم بودن هرچی به من گفتن بیا من نرفتم ولی تا صب تو نت بودم که ساعت 3صب همشون بم زنگ زدن یکی یکی که منو بیدار کنن منم جواب میدادمو اصلا به رو خدم نمیوردم که بیدارم حالت خاب آلود حرف میزدم!خلاصه گذشتو ساعت 4.30 شد منم یه چسب پارچه ای برداشتم رفتم در خونشون(دو کوچه با ما فاصله داشت) چسبو بریدم اول تا جایی که تونستم درو چسب کاری کردم که نتونن باز کنن بد زنگو زدمو چسبو چسبوندمو فرار کردم فردا ظهرش رفتم پیششون که بریم واسه بازی دیدم یکیشون داره میگه دیشب ساعت 5 یکی اومد زنگو زدو... خلاصه ماجرارو داشت تعریف میکرد گفت ما فک کردیم دزد بوده تا صب داشتیم تو حیاطو کوچه پشتی کیشک میدادیم که پیداش کنم اینو که گفت من زدم زیره خنده خلاصه فهمیدن کار من بوده تا میخوردم زدنم یکی دیگشون با معلم دین و زندگی سال سومم بود اگه بخام کله ماجرارو بگم خیلی طولانی میشه فقط اینو بگم که معلمم عرب بود(قصد توهین به هیچ قومیتیو ندارم) از اون با حالا وا سنشم 50 بود تقریبا تازه از مکه اومده بودو همش داشت از توبه کردن واسه اینکه دانش اموزیو نزنممو این حرفا صحبت میکرد رفته بودم تو بحر حرفاش نا خود آگاه ادمسمو از دهنم در آوردم کردم تو دماغم یکی از دوستام دید زد زیر خنده گفت اااااااااااااا نگاه اشکانو اینو که گفت همه نگاه کردن کلاس رفت رو هوا خلاصه معلم تو کلاس افتاد دنبالم آدم بود که از خنده ریسه میرفت معلمه گفت اگه بگیرمت میدونم چکارت کنم امثال توان که قسم ادمو میشکنن من رفتم حج کلی دعا کردم که دیگه دانش آموزیو نزنم ولی از وقتی اومدم اینقد دانش آموزارو زدم 2تا از انگوشتام شکسته !اینو که گفت همه رودها اومده بود تو دستاشون منم از کلاس فرار کردم رفته بیرون تا جون داشتم خندیدم! ولی دمش گرم مسستمرو بم 20 داد !
22-05-2013، 13:26
زیر پا انداختن ـ در زدن ودر رفتن ـ مالیدن رژبه لباس پسر خالم وخفه کردنش به وسیله ی خالم ـ انداختن سوسک پلاستیکی زیر پایه عمه هام ـ اسکل کردن پسر مردم ـ
موقع خواب همه ترقه انداختن ـ3نصفه شب بلند می شدم چراغارو روشن میکردم سرو صدا می کردم .حلا این یه گوشه از کارامه
22-05-2013، 15:08
پونز گزاشتم زیر معلمم-نقشه ی کتک زدن معلم-زنگ زدن خونه های که مسیر مدرسه-
پرگار فرو کردم توی پای جولویم دستیم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
22-05-2013، 15:18
ماشین دبیر زبان فارسی 2دبیرستان رو پنچر کردیم با دوستام
در اوردن حرص بقیه-لاپایی-ضایع کردن معلم ها-و...............
22-05-2013، 15:24
یه بار خانوم معلممون رفت گلاب بروتون ما پشت سرش رفتیم همین که درو بست در گلاب بروتونو زدیمو فرار کردیم بیچاره خانوممون
![]() حالا که فکر میکنم خیلی گناه داشت(خانوممون پیر بود )
22-05-2013، 15:25
زنگ خونه هارو میزدم در میرفتم ساعت2صبح زنگ میزدم به دوستام ولی الان دیگه این کارارو نمیکنم
22-05-2013، 15:36
حقیقتایه بارسر5تاجوجه گنجیشکو کندمو کبابشون کردم یه بارم یه ماهی لجن خوارو بابرق کشتم وآخرین باریه کلاغو دارزدم.کارای ریزم داشتم مثل ای که آدامس بادکنکی می چسبوندم به دوربین آیفون های تصویری یه بارم باآجریه آیفونو شکوندم یه بارم یه آدم کوراومدازم کمک خواست هولش کردم گفتم بدو...بدو..اومدبیچاره محکم خوردبه دیوارعینک دودیش شکست.:vil:ولی انصافاخیلی وقته آدم صالحی شدم.
| |||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|