16-12-2012، 13:33
هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد
”دلـتـنـگی”
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!
”دلـتـنـگی”
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!
|
دلــــــم تنگ شده بـــــــرای... |
||||||||||||||||||||||||||||||||
16-12-2012، 13:33
هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد
”دلـتـنـگی” هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!
16-12-2012، 14:25
یرای خندهــــــــــ ..
16-12-2012، 16:53
چقدر صدای تیک تاک
ساعت دلخراش است وقتی تو "یک ثانیه" هم در کنارم نیستی
16-12-2012، 16:58
دیدن غروب آفتاب
16-12-2012، 17:41
"دلـــــــــــــم"تنگ شده....
واسه روزایی که "دلــــــــــــم"برای چیزی تنگ نمی شد... ![]()
16-12-2012، 18:11
بیشتر برای خودم...
...و...برای عشقم... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
17-12-2012، 10:36
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس
17-12-2012، 12:49
این دلتنگی ها ، آخر خط همه دلواپسی ها،
رسیدن به آنچه برای رسیدنش لحظه ها را میگذرانیدم و خاطره ها بر زندگی مان نقش میبندد به امید آن روزی که عشقمان نقش بر آب نشود کاش میشد از همان آغاز مال هم بودیم ، نه اینکه نیمی از عمرمان گذشته باشد و همدیگر را پیدا کرده باشیم این تویی عشق بی همتای من ، لحظه به لحظه با تو ، تویی نفسهای من کاش همیشه رنگ عشق در تصویر زندگی مان پر رنگ باشد ، نه اینکه بی وفایی بیاید و لطافت عشقمان را خدشه دار کند کاش همیشه دلت مثل دلم بود ، همیشه بی قرار و منتظرت بود ... و این تویی عشق جاودانه من ، لحظه به لحظه لمس شاعرانه من ... تمام احساس من خلاصه ایست از مهربانی هایت که هوای عشق تو را دارد ، راز نگاه تو را دارد ، مثل چشمه ای زلال در قلبم میجوشد و در احساس تو جاری میشود ... و این شور عشق آخر خط همه ی دلتنگی هاست ، که رسیده ایم به جایی که نقطه آرامش است ، رسیده ایم به جایی که تنها خواسته ی ما همان آرامش است ... هر جا میروم عطر تو پیچیده در آنجا ، و مست دیدار با چشمان ناز تو میشوم ، من در آن لحظه یک دیوانه میشوم گاهی فکر میکنم لایق تو نیستم ، و میدانم ارزش تو بالاتر از این است که احساسم را به پای تو بریزم و این وابستگی ها ، آخر خط همه خستگی ها رسیدن به آغوش هم است ، و این ما هستیم که راز عشق را برای هم زمزمه میکنیم ، آنگاه که همدیگر را در آغوش هم میفشاریم...
17-12-2012، 18:02
هیچــــــــــــــــــــــــکس
بر نیمکت پارکـــــــــــــــ به تنهایـــی نمینشینــد یا یار در بـــــــــــر اســت یا یاد یــار در ســـــــــــــر
17-12-2012، 20:35
رد شد شبیه رهگذری باد، از درخت
آرام سیبِ کوچکی افتاد از درخت افتاد پیشِ پای تو، با اشتیاق گفت: ای روستای شعر تو آباد از درخت، امسال عشق سهم مرا داد از بهار آیا بهار سهم ترا داد، از درخت؟ امشب دلم شبیه همان سیب تازه است سیبی که چید حضرت فرهاد از درخت کی میشود که سیب غریبِ نگاه من با دستِ گرم تو شود آزاد از درخت چشمان مهربان تو پرباد از بهار همواره رهگذار تو پرباد از درخت امروز آمدی که خداحافظی کنی آرام سیب کوچکی افتاد از درخت!
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|