28-04-2020، 19:43
دَهنم مَـزه خـون میدِع از بَس حَرفامُو کشتَم ..!
|
بغض قلم ❥ .. (نسخه هشتم) |
||||||||||||||||||||||||||||||||
28-04-2020، 19:43
دَهنم مَـزه خـون میدِع از بَس حَرفامُو کشتَم ..!
28-04-2020، 19:56
من و دنیا ..
همدیگرو رنگ میکنیم ، من با مداد سیاه، دنیا با مداد سفید!…… من .. روزهای اونو ! .. اون .. موهای منو ! …
28-04-2020، 20:07
فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد . اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد .
تو چایت را بنوش . روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن . میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دونفره دعوت کنی . برای پرنده ها دانه بریزی و بعد ، از دیدن نوک زدن آنها به دانه های گندم لذت ببری . میشود دقایقی را برای مادرت کنار بگذاری و چند لحظه را در آغوش او سپری کنی میبینی که چقدر آرامش بخش است ... میشود از زندگی لذت برد . میشود از ثانیه ها نهایت استفاده را کرد . مگر چقدر عمر میکنیم که بخواهیم آن را هم صرف سروکله زدن با این و آن بکنیم و از شکل راه رفتن همراهمان تا آبی بودن رنگ آسمانو گردی زمین ایراد بگیریم ... چه خوب میشد اگر میتوانستیم به زمین و زمان گیر ندهیم و سخت نگیریم ... خوب میشد اگر زندگی میکردیم نه فقط نفس میکشیدیم
28-04-2020، 20:07
یاد گرفته ام
بگریم بی دغدغه بخندم بی بهانه برقصم بی ترانه برنجم بی گلایه و نظاره کنم آنچه نیستم و نبینم آنچه هستم
به اخرش رسید
نگاه کرد نگاه کرد . . . فقط نگاه کرد((:
28-04-2020، 20:12
آدم های خوب نـه خاطره انـد نـه تاریـخ
بلکه حقیقت روزگارنـد…
28-04-2020، 20:29
نـــدیـــــــده ای ؟
همـان انـگشت ، که “مـاه” را نشـان میــداد .. “مــاشــه” را کـــشـــــیـــد !
28-04-2020، 20:31
ما بد نبودیم چون اصلا بلد نبودیم…
28-04-2020، 21:57
از زبون یه پسر :
یه روز داشتم قدم میزدم تو خیابون نمیدونم کجای فلان شهر .. یه عابر که اصلا تو حال خودش نبود محکم خورد به من .. گفتم : هووو ! حواست کجاست بابا یه نگاه بهم کرد و اروم گفت: عذر میخوام .. خیلی داغونم! .. حواسم اصلا نبود! گفتم : حالا چی شده اینجوری بهم ریخته ای؟ یه نخ سیگار دراورد و فندک زد زیرش و گفت: تا حالا عاشق شدی؟ گفتم هی کم و بیش! گفت : تا حالا لپت از نداری جلوش گل انداخته؟ گفتم جوونیه و نداریش دیگه .. گفت من عاشق یه زنِ شوهر دارم!!! حرفشو قطع کردم .. گفتم نگا کن داداش نداشتیم دیگه تو این مورد نیستم ..!! نگام کرد گفت: امروز مُرد .. خندیدم و گفتم : بهتر بابا راحت شدی حاجی خیلی ناجوره زن شوهر دار خدایی! یه قطره اشک از گوشه ی چشمش لیز خورد و اروم گفت: امروز بی مادر شدم ..! محکم بغلش کردم گفتم : غلط کردم!
28-04-2020، 22:07
آدم : تو دل داری ؟
مترسک : آره ! آدم : مگه آدمی ؟ مترسک : مگه آدما دل دارن ؟ (:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
![]() |
|||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام کنید | ||
شما جهت ارسال نظر در مطلب نیازمند عضویت در این انجمن هستید | ||
ایجاد حساب کاربری
ساخت یک حساب کاربری شخصی در انجمن ما. این کار بسیار آسان است!
|
یا |
ورود
از قبل حساب کاربری دارید? از اینجا وارد شوید.
|