05-10-2018، 22:46
میلان کوندرا:
«بینهایت جای خوشوقتی است که تا به حال جنگها را فقط مردها اداره کردهاند. اگر زنها میجنگیدند چنان در بی رحمی پایدار بودند که روی سیاره ما حتی یک موجود بشر باقی نمیماند.»
«من مردی بسیار حساس هستم. اما حساسیتم را برای مواقع مناسب نگه میدارم. برای آنهایی که زیادی حساسیت به خرج میدهند، به هنگام نیاز چیزی باقی نمیماند.»
«در روی زمین هیچ چیز قطعی نیست، و معنای چیزها، با وزیدن بادی، تغییر میکند؛ و باد دائماً میوزد، چه بدانید و چه ندانید.»
«در زبان سیاسی آن زمان کلمه «روشنفکر» یک فحش بود و در تعریف کسی بهکار میرفت که در برابر زندگی گیج و از مردم بریده باشد. برچسبی بود که توسط کمونیستها بههمه کمونیستهایی که بهدار کشیده میشدند الصاق میشد. در تضاد با شهروندانی که پایشان محکم بهزمین چسبیده بود، فرض بر این بود که روشنفکران در هوا شناورند؛ بنابراین، کیفر مناسبشان این بود که زمین برای همیشه از زیر پایشان کشیده شود و در هوا آویخته بمانند.»
«کشتار خونین بنگلادش، به سرعت، خاطره هجوم روسیه به چکسلواکی را فرو پوشاند، قتل آلنده فریادهای مردم بنگلادش را محو کرد، جنگ صحرای سینا مردم را واداشت تا آلنده را فراموش کنند، حمام خون کامبوج خاطره سینا را فرو شست، و چنین شد و چنین بود که همگان همه چیز را از یاد بردند.»
«سال ۱۹۷۱ است، و میرک میگوید که مقاومت انسان در برابر قدرت، مقاومت حافظه است در برابر فراموشی.»
«بینهایت جای خوشوقتی است که تا به حال جنگها را فقط مردها اداره کردهاند. اگر زنها میجنگیدند چنان در بی رحمی پایدار بودند که روی سیاره ما حتی یک موجود بشر باقی نمیماند.»
- جاودانگی
«من مردی بسیار حساس هستم. اما حساسیتم را برای مواقع مناسب نگه میدارم. برای آنهایی که زیادی حساسیت به خرج میدهند، به هنگام نیاز چیزی باقی نمیماند.»
«در روی زمین هیچ چیز قطعی نیست، و معنای چیزها، با وزیدن بادی، تغییر میکند؛ و باد دائماً میوزد، چه بدانید و چه ندانید.»
- ژاک و اربابش
«در زبان سیاسی آن زمان کلمه «روشنفکر» یک فحش بود و در تعریف کسی بهکار میرفت که در برابر زندگی گیج و از مردم بریده باشد. برچسبی بود که توسط کمونیستها بههمه کمونیستهایی که بهدار کشیده میشدند الصاق میشد. در تضاد با شهروندانی که پایشان محکم بهزمین چسبیده بود، فرض بر این بود که روشنفکران در هوا شناورند؛ بنابراین، کیفر مناسبشان این بود که زمین برای همیشه از زیر پایشان کشیده شود و در هوا آویخته بمانند.»
«کشتار خونین بنگلادش، به سرعت، خاطره هجوم روسیه به چکسلواکی را فرو پوشاند، قتل آلنده فریادهای مردم بنگلادش را محو کرد، جنگ صحرای سینا مردم را واداشت تا آلنده را فراموش کنند، حمام خون کامبوج خاطره سینا را فرو شست، و چنین شد و چنین بود که همگان همه چیز را از یاد بردند.»
«سال ۱۹۷۱ است، و میرک میگوید که مقاومت انسان در برابر قدرت، مقاومت حافظه است در برابر فراموشی.»
- کلاه کلمنتیس