با قدرت گرفتن رضاشاه روابط ایران و آلمان به تدریج از مرحله سردی که جنگ جهانی اول موجبات آن را فراهم کرده بود خارج شد و رشد یافت، و از طرف دیگر در سالهای دهه سوم قرن بیستم آلمان دوباره درصدد برآمد نفوذ خود را در ایران گسترش دهد.
ولی هنوز بر سر بازگشایی روابط سیاسی و اقتصادی میان دو کشور اشکالاتی وجود داشت. در سال 1297.ش/1919.م دولت ایران، تحت فشار بریتانیا، 31 تا 70 نفر از مأموران دیپلماتیک آلمان را، که در خلال جنگ جهانی اول در ایران فعالیت میکردند، در یک لیست سیاه قرار داد. این افراد حق ورود به ایران را نداشتنددرواقع، لیست سیاه مزبور ضربه سختی به مصالح آلمان به شمار میرفت و از همان لحظه اول مهمترین و فوریترین وظیفه ما لغو این فهرست بود.
آلمان تلاش میکرد در بین نمایندگان مجلس ایران نفوذ کند و در صورت امکان از نظر تجاری و اقتصادی ایران را به خود وابسته سازد. برای این منظور لازم بود دستگاه تبلیغاتی در آلمان از طریقه مطبوعات به اقداماتی دست زند. بالاخره در سال 1301.ش گروهی از نمایندگان مجلس که در حزب دموکرات قدیم بودند خواستار پس گرفتن این لیست شدند. آنها دولت قوامالسلطنه را به سرسپردگی به بریتانیا متهم کردند، ازاینرو وی مجبور شد قبل از استیضاح و فشار دولت آلمان و سوئیس لیست یاد شده را بلااثر و ملغی اعلام کند.
پس از این تاریخ جمهوری وایمار تلاش کرد فعالیت خود را در شرق و بهویژه در ایران احیا کند و تعدادی از همان افرادی که طی جنگ در ایران فعالیت میکردند در تشکیلات وزارت امورخارجه آلمان مناصب مهمی یافتند. از جمله واسموس، که انگلیسیها او را خطرناکترین عامل و جاسوس آلمان توصیف کرده بودند، به سرپرستی بخش شرقی وزارت امورخارجه آلمان منصوب شد و وی حتی در دیماه 1303.ش از ایران دیدار کرد. از طرف وزارتخارجه آلمان کنت شولنبورک به عنوان نخستین سفیر پس از جنگ جهانی اول در نظر گرفته شد.
گسترش مناسبات تجاری ایران و آلمان
رشد سریع روابط تجاری در مناسبات دو کشور ایران و آلمان را می توان بارزترین وجه روابط دو کشور طی سالهای 1319ـ 1314 محسوب کرد در حالی که در سال 1310 سهم آلمان از واردات ایران به 7درصد می رسید این رقم در سال 1319 به 43 درصد افزایش یافت. در بخش صادرات نیز این رقم از 9 درصد به 48 درصد افزایش یافته بود که نزدیک به نصف تجارت خارجی ایران را در بر گرفت.
در سال 1297.ش/1919.م دولت ایران، تحت فشار بریتانیا، 31 تا 70 نفر از مأموران دیپلماتیک آلمان را، که در خلال جنگ جهانی اول در ایران فعالیت میکردند، در یک لیست سیاه قرار داد. این افراد حق ورود به ایران را نداشتنددرواقع، لیست سیاه مزبور ضربه سختی به مصالح آلمان به شمار میرفت و از همان لحظه اول مهمترین و فوریترین وظیفه ما لغو این فهرست بود
همچنان که جمع معاملات تجاری ایران و المان افزایش می یافت دو دولت برای نظارت و بهبود مناسبات تجاری خود دست به اقدامات دیگری زدند در این باره اداره اقتصادیات وزارت امور خارجه برای بررسی راههای افزایش تجارت ایران از کنسولگریهای ایران در شهرهای آلمان خواستار ارسال گزارشهایی شد. از جمله اداره مذکور در هشتم اسفند 1313 از کنسولگری ایران در هامبورگ پیرامون چگونگی حساب مخصوص خارجیان و کالاهای مناسبی که برای خرید و فروش در این مراکز اهمیت دارند سوالاتی کرده است در نامه دیگری در تاریخ 25 بهمن 1316 نیز این اداره فهرستی از کتب و نشریات اقتصادی و تجاری آلمان به انضمام صورتی از کالاهای صادراتی و چگونگی بازار آنها را از ژنرال کنسول ایران در آلمان درخواست کرد. از سال 1315 نیز مجله ای به نام اطاق تجارت ایران و آلمان به زبان فارسی و آلمانی در شهر برلین تاسیس شد که مطالب آن به روابط تجاری دو کشور مربوط بود. آنچه برای ایران در توسعه روابط تجاری با آلمان حائز اهمیت بود آن بود که نقش این کشور در حیطه امور تجاری بر اصل همکاری و نیازهای طرفین استوار شده بود. البته سیاست اقتصادی رضا شاه نیز تشکیل موسسات خارجی یا موسسات تحت کنترل خارجیان را حمایت و تشویق نمی کرد.
باید گفت در نظر ایران منافع آلمان در ایران بیش از اینکه ماهیت سیاسی داشته باشد ماهیتی اقتصادی داشت اما همچنان که روابط اقتصادی دو کشور توسعه می یافت منافع متقابل آنها نیز به هم پیوند می خورد. چنان که هنگامی که ایران می خواست مواد خام خود را به بازارهای خارجی صادر کند تامین رضایت آلمان نیز شرط بود به تدریج نیز حفظ این منافع چنان ریشه گرفت و اهمیت یافت که هرگونه تغییر در خط و مشی دو کشور را مشکل می ساخت حتی طرح هایی برای استقرار یک همکاری نزدیک و دائمی تحت بررسی بود همچنین قراردادهای عمده تحویل کالاهای زیاد میان دولت ایران و شرکت های گوناگون آلمانی منعقد شده بود. این امر چنان مشکلاتی پیش می آورد که حل و فصل آن در سطح صرفا تجاری امکان پذیر نبود و دخالت در سطح سیاسی و دولتی را نیز ضروری می ساخت بدین ترتیب ایران در طول این سالها از ارتقاء خود به یک کشور قدرتمند اقتصادی و صنعتی را تنها در گرو و راهنمایی و همکاری با آلمان می دید و تنها وقوع جنگ جهانی دوم موجب وقفه در عملی کردن این طرح ها شد. در آستانه جنگ جهانی دوم؛ موقعیت استراتژیکی ایران او را طعمهی اهداف قدرتها قرار داد.شوروی تا قبل از روی کارآمدن هیتلر با استفاده از تیرگی روابط آلمان و انگلیس و انعقاد پیمان راپالو با آلمان، به همکاری اقتصادی و نظامی با این کشور پرداخت. پیمان اتّحاد میان این دو و بیاطلاعی ایران از مذاکرات آنان، این احتمال که آلمانیها در مقابل امتیازاتی ایران را به روسها واگذارند، تردید و هراس را بر روابط ایران و آلمان حاکم ساخت. با خطر به زیر کشاندن بخش اعظم اروپا و آسیا توسط هیتلر و استالین برای انگلیس، شعارهای ضد کمونیستی هیتلر و ادعای جستجوی فضای حیاتی در سرزمین اکراین، در روابط قدرتها با آلمان تغییرات اساسی پدیدآورد. شوروی از آلمان دور و با فرانسه متّحد شد. اتّحاد بریتانیا و شوروی علیه آلمان، مهمترین طرف تجاری ایران، وجود راه ترانزیت شمال و جنوب ایران در دست شوروی و انگلستان و مشکلاتی که در عبور کالاهای آلمانی ایجاد کردند، به تجارت ایران صدمات فراوان زد.
حمله آلمان به شوروی، انگلیس و شوروی را به هم نزدیک ساخت. پیروزیهای برق آسای آلمان ایران را به شکست متفقین امیدوار ساخت، درخواست افزایش سهمیه نفت از انگلیس که در تنگنای مالی قرارداشت، دراین راستا بود. با نزدیک شدن زمستان و مقاومت روسها، امید به پیروزی آلمان با محافظهکاری بیشتر از سوی ایران دنبال شد
آلمانیها با ارائه رؤیای ایرانی بزرگ محافل روشنفکری و سیاسی نظامی ایران را تحت تأثیر قرار داده و ایران با تکیه بر حمایت آنان از در عناد با انگلستان برآمد. اما با انعقاد این پیمانها سیاست سازشکاری قدرتها با یکدیگر، شکست خورده و سیاست جنگطلبی در برابر هیتلر از سوی انگلستان آغاز شد.
حمله آلمان به شوروی، انگلیس و شوروی را به هم نزدیک ساخت. پیروزیهای برق آسای آلمان ایران را به شکست متفقین امیدوار ساخت، درخواست افزایش سهمیه نفت از انگلیس که در تنگنای مالی قرارداشت، دراین راستا بود. با نزدیک شدن زمستان و مقاومت روسها، امید به پیروزی آلمان با محافظهکاری بیشتر از سوی ایران دنبال شد.
از این رو خواست متفقین مبنی بر اخراج آلمانیها با تأنی مواجه شد؛ اما حیاتی بودن کمک رسانی به روسها، دفاع از حوزههای نفتی و آبهای خلیج فارس هر گونه تعلّل را برنتافت و متفقین، علیرغم اعلام بیطرفی کامل ایران در جنگ، قوای روس و انگلیس از شمال و جنوب ایران را اشغال و در شهریور 1320 رضاشاه را به جرم همکاری با آلمانها از ایران اخراج کردند و پسرش را به جای او نشاندند.