11-08-2015، 0:31
امروز برایت یک عینک نو خریدم …
آخر تازگی ها ، حتی در اوج نزدیکی هم مرا نمی بینی . . .
::
::
گاهی تنها ماندن تمرین بدی نیست ، زیرا در همه حال باید منتظر بی وفایی بود . . .
::
::
میدانم داشتنت آرزوی محالیست اما به دوست داشتنت که میتوانم افتخارکنم . . .
::
::
آرزو کن با من
که اگر خواست زمستان برود
گرمی ِ دست ِ تو اما باشد
آرزو کن با من
“ما” ی ما ” من” نشود
سایه ات از سر ِ تنهایی ِ من کم نشود . . .
::
::
بدون گذرنامه ازخیالم عبورخواهی کرد
مهربانیت را مرزی نیست . . .
::
::
ازشیشه باش اما به همه بگو ازسنگم…
مردم این زمانه همه به دنبال شکستنند….
::
::
بـرچیـن از لبــانـ ِ من بغـض کـالـی را کـه
تـُرش از نبـوسیـدن روی تــوست
::
::
جای من یک دل سیر ، چشم در آینه انداز و بگو ، بهترینم ! ای دوست ، یادگار دیروز ! دل من سیر برایت تنگ است .
::
::
باید به بعضی ها گفت : ناراحت چی هستی؟
دنیا که به آخر نرسیده ، من نشد ، یکی دیگه ! تو که عادت داری . . .
::
::
زمان است که وفاداری را ثابت میکند ، نه زبان . . .
ﻟﮑﻨﺖ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺰﻩ ﻣﺰﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﻤﺖ . . .
::
::
تا تو هستی که دستانم را بگیری
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم
کاش تابستانها هم برفی بود . . .
::
::
درد دل کـه می کنــی
ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی سیـنی؛
و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد؛
تیــز کننــد …
تیــغ کننــد …
و بــزننـد بـه روحـت
::
::
بعضی دوستیا شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت !
تبدیل به یه عشق عمیق میشن …
ته نشین میشن توی قلبت …
ولی یه روز خیلی راحت تو سکوت میرن !
اونجا باورش سخته ، اونوقته که باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای !
::
::
چه تلخ است علاقه ای که عادت شود . . .
عادتی که باور شود . . .
باوری که خاطره شود . . .
و خاطره ای که درد شود . . .
::
::
درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم
::
::
یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست
فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی؟…
::
::
تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند ،
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای . . .
::
::
کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !
آخر تازگی ها ، حتی در اوج نزدیکی هم مرا نمی بینی . . .
::
::
گاهی تنها ماندن تمرین بدی نیست ، زیرا در همه حال باید منتظر بی وفایی بود . . .
::
::
میدانم داشتنت آرزوی محالیست اما به دوست داشتنت که میتوانم افتخارکنم . . .
::
::
آرزو کن با من
که اگر خواست زمستان برود
گرمی ِ دست ِ تو اما باشد
آرزو کن با من
“ما” ی ما ” من” نشود
سایه ات از سر ِ تنهایی ِ من کم نشود . . .
::
::
بدون گذرنامه ازخیالم عبورخواهی کرد
مهربانیت را مرزی نیست . . .
::
::
ازشیشه باش اما به همه بگو ازسنگم…
مردم این زمانه همه به دنبال شکستنند….
::
::
بـرچیـن از لبــانـ ِ من بغـض کـالـی را کـه
تـُرش از نبـوسیـدن روی تــوست
::
::
جای من یک دل سیر ، چشم در آینه انداز و بگو ، بهترینم ! ای دوست ، یادگار دیروز ! دل من سیر برایت تنگ است .
::
::
باید به بعضی ها گفت : ناراحت چی هستی؟
دنیا که به آخر نرسیده ، من نشد ، یکی دیگه ! تو که عادت داری . . .
::
::
زمان است که وفاداری را ثابت میکند ، نه زبان . . .
ﻟﮑﻨﺖ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺰﻩ ﻣﺰﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﻤﺖ . . .
::
::
تا تو هستی که دستانم را بگیری
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم
کاش تابستانها هم برفی بود . . .
::
::
درد دل کـه می کنــی
ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی سیـنی؛
و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد؛
تیــز کننــد …
تیــغ کننــد …
و بــزننـد بـه روحـت
::
::
بعضی دوستیا شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت !
تبدیل به یه عشق عمیق میشن …
ته نشین میشن توی قلبت …
ولی یه روز خیلی راحت تو سکوت میرن !
اونجا باورش سخته ، اونوقته که باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای !
::
::
چه تلخ است علاقه ای که عادت شود . . .
عادتی که باور شود . . .
باوری که خاطره شود . . .
و خاطره ای که درد شود . . .
::
::
درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم
::
::
یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست
فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی؟…
::
::
تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند ،
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای . . .
::
::
کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !