27-02-2014، 10:47
(آخرین ویرایش در این ارسال: 27-02-2014، 11:11، توسط ***shabnam***.)
بچه ها این گزارش نضف وخلاصه گزارش اصلی هست!!چون گزارش اصلی خیلی طولانی بود!
سیاوش خیرابی یکی از بازیگران جوان تلویزیون است که اکثر کارهایش مورد توجه مخاطبین جعبه جادویی قرار گرفته است. او که با بازی در «ترانه مادری» حسین سهیلی زاده توانست نام خود را به عنوان ستاره جدید تلویزیون مطرح کند، این روزها یک بار دیگر و این بار در قالب نقشی متفاوت در «آوای باران» توانایی های خود را نشان می دهد. سیاوش این بار با بازی در نقش فرید که شخصیتی است جدی و گاهی خشک، نشان داد به بلوغ بازیگری نزدیک شده و می توان روی او به عنوان یک بازیگر توانمند حساب کرد. به بهانه درخشش سیاوش درد نقش فرید «آوای باران» به سراغ او رفتیم و ساعتی را در منزلش به گفتگو نشستیم. گفتگویی پرفراز و نشیب و جذاب که در آن از هر دری حرف زدیم. از شرایطی که در سینما وجود دارد تا ماجرای همکاری هایش با حسین سهیلی زاده و البته برادرزاده اش برسام...
چرا وارد حرفه بازیگری شدی؟ آمدی که فقط در تلویزیون فعالیت کنی یا هدفت حضور در سینما بود؟
فکر می کنم اولویت اصلی هر بازیگری سینماست. شروع من با تلویزیون بود، اما باندبازی های سینما اجازه نداد من و هم نسل هایم به جایگاهی که شاید حق مان هم بود، دست پیدا کنیم.
به نظر می رسد در «آوای باران» به یک نوع پختگی و بلوغ در بازی دست پیدا کرده ای...
راستش همیشه به دنبال این بودم که نقش متفاوتی را تجربه کنم که حال و هوایش نسبت به نقش هایی که برایت گفتم، فرق داشته باشد. یک بار هم تا مرز چنین نقش متفاوتی در سریال «زیر هشت» آقای مقدم رفتم، اما این همکاری میسر نشد. بعد از سریال «سه، پنج، دو» با آقای سهیلی زاده صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مدل نقش هایم باید عوض شود. آقای سهیلی زاده گفتند من خودم تو را در این نوع نقش ها (تینیجر) جا انداختم، خودم هم کاری می کنم که کارکترت کلاً عوض شود. من هم از این موضوع استقبال کردم و گفتم امیدوارم زمانی دوباره با هم کار کنیم که من یک نقش متفاوت را بازی کنم. این اتفاق خیلی زود افتاد و در «آوای باران» نقش متفاوتی را تجربه کردم.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
نمی خواهی ازدواج کنی؟
نه از طرف خانواده فشاری برای این کار دارم و نه هنوز خودم برای ازدواج به جمع بندی نهایی رسیده ام. فکر می کنم هنوز وقت هست. فعلاً دغدغه ام این است که بازیگری را به جای باثباتی برسانم، بعد به ازدواج فکر خواهم کرد.
وقتی بچه بودی فکر می کردی در چه سنی ازدواج خواهی کرد؟
زمانی که سن و سال کمتری داشتم می خواستم طوری ازدواج کنم که فاصله سنی ام با بچه ام خیلی کم باشد، اما این اتفاق نیفتاد. راستش فعلاً برای ازدواج برنامه ای ندارم. البته این مسائل چیزی نیست که انسان بخواهد برایش برنامه ریزی داشته باشد. شاید مثل شاهرخ استخری (که از همین جا ازدواج و پدر شدنش را تبریک می گویم) به صورت اتفاقی همه چیز برای ازدواج مهیا شد، یا مثل سام (سام درخشانی) من هم روزی به این شرایط برسم، اما فعلاً برنامه ای ندارم.
«برسام» تنها بچه خانواده شماست، رابطه ات با او چطور است؟
برسام تا اردیبهشت که فرزند آرش به دنیا می آید، تنها بچه خانواده ماست. او الان دو ساله است و تمام زندگی همه خانواده ماست و تمام زندگی من هم هست.
شهرت هنوز هم برایت جذابیت دارد یا با تمام سختی هایش به آن عادت کرده ای؟
هیچ وقت نتوانسته ام این را هضم کنم که انسان از اینکه آدم های دیگر دوستش داشته باشند، اذیت شود. ببین؛ کسی که بازیگر می شود، باید این موضوع را قبول کند که شهرت جزوی از زندگی اش خواهد شد. یکسری از دوستان می گویند وقتی در رستوران همه نگاه مان می کنند نمی توانیم راحت غذا بخوریم اما باور کن اگر مردم در رستوران من را نگاه نکنند اذیت می شوم و با خودم می گویم یعنی دیگر مردم مرا دوست ندارند؟ همه ما مدیون نگاه مردم هستیم و به همین دلیل، به شخصه هیچ وقت از شهرت اذیت نشده ام. بدون هیچ شعاری باید بگویم من از با مردم بودن، لذت می برم و تعامل با مردم را دوست دارم.
پس مثل برخی از بازیگرها که می گویند ما برای شهرت بازیگر نشدیم، نیستی...
با تمام احترامی که برای همکارانم قائلم اما فکر می کنم این حرف، اشتباه است. کسی که وارد بازیگری می شود می داند که یکی از تبعات این حرفه شهرت است. یعنی چی که ما برای شهرت نیامدیم؟ از طرف دیگر همه آدم ها، شهرت و دیده شدن را دوست دارند. یک بار یکی از بچه ها گفت بیا شیشه های ماشینت را دودی کن که راحت در خیابان رفت و آمد داشته باشی! من در جواب گفتم اگر این کار را انجام دهم، چطور تشخیص بدهم چه کسی من را دوست دارد و چه کسی دوستم ندارد؟
حرفی مانده که برایمان بگویی؟
از این طریق باید از کل عوامل «آوای باران» و در راس آنها آقای سهیلی زاده و آقای هاشمی اصل تشکر کنم که باعث شدند بعد از مدت ها کار خوبی انجام دهیم. در این شرایط که تلویزیون پول ندارد، کار کردن با بودجه شخصی سخت است که آقای هاشمی اصلی تا اینجا واقعاً خوب عمل کرده اند و علی رغم اینکه با بودجه شخصی کار می کنند، کم نگذاشته اند. از آقای سهیلی زاده هم باید تشکر کنم که در این پروژه واقعاً پای من ایستادند. امیدوارم توانسته باشم جواب اعتماد ایشان را بدهم، همچنین از امیر سلیمانی عزیز تشکر ویژه ای داشته باشم که علی رغم وجود حجم بازیگران زیاد در این کار، توانست به خوبی برنامه ریزی کند تا بازیگران فشار زیادی را متحمل نشوند...
سیاوش خیرابی یکی از بازیگران جوان تلویزیون است که اکثر کارهایش مورد توجه مخاطبین جعبه جادویی قرار گرفته است. او که با بازی در «ترانه مادری» حسین سهیلی زاده توانست نام خود را به عنوان ستاره جدید تلویزیون مطرح کند، این روزها یک بار دیگر و این بار در قالب نقشی متفاوت در «آوای باران» توانایی های خود را نشان می دهد. سیاوش این بار با بازی در نقش فرید که شخصیتی است جدی و گاهی خشک، نشان داد به بلوغ بازیگری نزدیک شده و می توان روی او به عنوان یک بازیگر توانمند حساب کرد. به بهانه درخشش سیاوش درد نقش فرید «آوای باران» به سراغ او رفتیم و ساعتی را در منزلش به گفتگو نشستیم. گفتگویی پرفراز و نشیب و جذاب که در آن از هر دری حرف زدیم. از شرایطی که در سینما وجود دارد تا ماجرای همکاری هایش با حسین سهیلی زاده و البته برادرزاده اش برسام...
چرا وارد حرفه بازیگری شدی؟ آمدی که فقط در تلویزیون فعالیت کنی یا هدفت حضور در سینما بود؟
فکر می کنم اولویت اصلی هر بازیگری سینماست. شروع من با تلویزیون بود، اما باندبازی های سینما اجازه نداد من و هم نسل هایم به جایگاهی که شاید حق مان هم بود، دست پیدا کنیم.
به نظر می رسد در «آوای باران» به یک نوع پختگی و بلوغ در بازی دست پیدا کرده ای...
راستش همیشه به دنبال این بودم که نقش متفاوتی را تجربه کنم که حال و هوایش نسبت به نقش هایی که برایت گفتم، فرق داشته باشد. یک بار هم تا مرز چنین نقش متفاوتی در سریال «زیر هشت» آقای مقدم رفتم، اما این همکاری میسر نشد. بعد از سریال «سه، پنج، دو» با آقای سهیلی زاده صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مدل نقش هایم باید عوض شود. آقای سهیلی زاده گفتند من خودم تو را در این نوع نقش ها (تینیجر) جا انداختم، خودم هم کاری می کنم که کارکترت کلاً عوض شود. من هم از این موضوع استقبال کردم و گفتم امیدوارم زمانی دوباره با هم کار کنیم که من یک نقش متفاوت را بازی کنم. این اتفاق خیلی زود افتاد و در «آوای باران» نقش متفاوتی را تجربه کردم.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
![سیاوش خیرابی از ازدواج می گوید:... 1](http://uc.persianv.com/images/rthj9fktbt1jn139h1f1.jpg)
نمی خواهی ازدواج کنی؟
نه از طرف خانواده فشاری برای این کار دارم و نه هنوز خودم برای ازدواج به جمع بندی نهایی رسیده ام. فکر می کنم هنوز وقت هست. فعلاً دغدغه ام این است که بازیگری را به جای باثباتی برسانم، بعد به ازدواج فکر خواهم کرد.
وقتی بچه بودی فکر می کردی در چه سنی ازدواج خواهی کرد؟
زمانی که سن و سال کمتری داشتم می خواستم طوری ازدواج کنم که فاصله سنی ام با بچه ام خیلی کم باشد، اما این اتفاق نیفتاد. راستش فعلاً برای ازدواج برنامه ای ندارم. البته این مسائل چیزی نیست که انسان بخواهد برایش برنامه ریزی داشته باشد. شاید مثل شاهرخ استخری (که از همین جا ازدواج و پدر شدنش را تبریک می گویم) به صورت اتفاقی همه چیز برای ازدواج مهیا شد، یا مثل سام (سام درخشانی) من هم روزی به این شرایط برسم، اما فعلاً برنامه ای ندارم.
«برسام» تنها بچه خانواده شماست، رابطه ات با او چطور است؟
برسام تا اردیبهشت که فرزند آرش به دنیا می آید، تنها بچه خانواده ماست. او الان دو ساله است و تمام زندگی همه خانواده ماست و تمام زندگی من هم هست.
شهرت هنوز هم برایت جذابیت دارد یا با تمام سختی هایش به آن عادت کرده ای؟
هیچ وقت نتوانسته ام این را هضم کنم که انسان از اینکه آدم های دیگر دوستش داشته باشند، اذیت شود. ببین؛ کسی که بازیگر می شود، باید این موضوع را قبول کند که شهرت جزوی از زندگی اش خواهد شد. یکسری از دوستان می گویند وقتی در رستوران همه نگاه مان می کنند نمی توانیم راحت غذا بخوریم اما باور کن اگر مردم در رستوران من را نگاه نکنند اذیت می شوم و با خودم می گویم یعنی دیگر مردم مرا دوست ندارند؟ همه ما مدیون نگاه مردم هستیم و به همین دلیل، به شخصه هیچ وقت از شهرت اذیت نشده ام. بدون هیچ شعاری باید بگویم من از با مردم بودن، لذت می برم و تعامل با مردم را دوست دارم.
پس مثل برخی از بازیگرها که می گویند ما برای شهرت بازیگر نشدیم، نیستی...
با تمام احترامی که برای همکارانم قائلم اما فکر می کنم این حرف، اشتباه است. کسی که وارد بازیگری می شود می داند که یکی از تبعات این حرفه شهرت است. یعنی چی که ما برای شهرت نیامدیم؟ از طرف دیگر همه آدم ها، شهرت و دیده شدن را دوست دارند. یک بار یکی از بچه ها گفت بیا شیشه های ماشینت را دودی کن که راحت در خیابان رفت و آمد داشته باشی! من در جواب گفتم اگر این کار را انجام دهم، چطور تشخیص بدهم چه کسی من را دوست دارد و چه کسی دوستم ندارد؟
حرفی مانده که برایمان بگویی؟
از این طریق باید از کل عوامل «آوای باران» و در راس آنها آقای سهیلی زاده و آقای هاشمی اصل تشکر کنم که باعث شدند بعد از مدت ها کار خوبی انجام دهیم. در این شرایط که تلویزیون پول ندارد، کار کردن با بودجه شخصی سخت است که آقای هاشمی اصلی تا اینجا واقعاً خوب عمل کرده اند و علی رغم اینکه با بودجه شخصی کار می کنند، کم نگذاشته اند. از آقای سهیلی زاده هم باید تشکر کنم که در این پروژه واقعاً پای من ایستادند. امیدوارم توانسته باشم جواب اعتماد ایشان را بدهم، همچنین از امیر سلیمانی عزیز تشکر ویژه ای داشته باشم که علی رغم وجود حجم بازیگران زیاد در این کار، توانست به خوبی برنامه ریزی کند تا بازیگران فشار زیادی را متحمل نشوند...