دوازده دانشآموزان حادثه دیده شینآبادی باز هم برای احقاق حقوق خود در مقابل ساختمان ریاست جمهوری تجمع کردند.
بیست و پنجم مردادماه امسال و ۱۴ روز گذشته هم دانشآموزان حادثه دیده شینآبادی به همراه خانوادههای خود در مقابل ریاست جمهوری تجمع کردند و خواهان رسیدگی به وضعیت خود بودند.
اما ظاهراً این افراد هنوز نتیجهای از این اقدامات نگرفتهاند و بازهم امروز هشتم شهریورماه در مقابل ساختمان ریاست جمهوری در تهران تجمع کردهاند.
آمنه راک، دانشآموز حادثه دیده شینآبادی در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس علت این حضور را عدم رسیدگی به وضعیت آنها و عدم پاسخدهی مسئولان اعلام کرد.
وی افزود: هزینه دیه، مستمری و حق بیکاری پدر و مادرانمان را پس از گذشت ۲ سال از آن حادثه پرداخت نمیکنند و جوابی هم نمیدهند.
این دانشآموز حادثه دیده با بیان اینکه مستمری و حق بیکاری پدر و مادرانمان را نمیدهند، خاطرنشان کرد: از دیه حدود ۴۰۰ میلیون تومانی، میگویند حدود ۱۶۰ میلیون آن را پرداخت میکنند که نسبت به این موضوع اعتراض داریم.
وی در پاسخ به این پرسش که «آیا مابقی دانشآموزان حق و حقوق خود را دریافت کردهاند؟»، تصریح کرد: خیر، دوازده دانشآموزی که در آن حادثه آسیب دیدیم هماکنون در مقابل ریاست جمهوری حضور داریم.
راک ادامه داد: در چند روز گذشته هم اینجا حضور پیدا کردیم که گفتند شما بروید جواب میدهیم که تاکنون هیچ پاسخی ندادهاند.
وی در خصوص همکاری و پیگیری آموزش و پرورش در این خصوص، گفت: آموزش و پرورش هم جواب نمیدهد، هیچ کدام جواب نمیدهند.
به گزارش فارس، هیچ مبلغ و فعالیتی نمیتواند زیبایی این دختران دانشآموز را به آنها بازگرداند، اما تکریم و توجه به درد آنها میتواند مقداری از زخمهای آنها را التیام بخشد که این موضوع بسیار مهم است و مسئولان امر باید به آن توجه کنند.
____________________________
چهکسی پاسخ کودکان شینآبادی را میدهد؟
کودکانی با لباسهای رنگی که فقط قد و قوارههایشان شبیه بچههای ۷ ، ۸ ساله است، آنها بعد از گذشت دو سال به خوبی معنی زخم را میدانند، آنها با همین دستهای سوخته که دیگر بهسختی توانایی در دست گرفتن خودکار را دارند، میتوانند حساب کنند که چقدر از بیمه بهخاطر زنده زنده در آتشسوختنشان طلب دارند. دخترهای کوچکی که دو سال پیش، در روزهای پایان پاییز، وقتی که برف تمامی کوچههای روستای پیرانشهر را سفید کرده بود، در مدرسهشان که کمترین امکانات را داشت، به خاطر نبودن سیستمهای گرمایشی استاندارد درآتش سوختند. دو نفر از همکلاسیهایشان بعد از چند روز مبارزه جان باختند و ۱۰ نفر از آنها با زخمهای عمیق یادگاری مدرسه شینآباد قرار شد زندگی کنند. زندگیای که دیگر شبیه هیچکدام از بچههای دیگر نبود. آنها باید بخش اعظمی از زندگیشان را در تهران میگذراندند تا به درمانشان بپردازند، آنها باید نگران شغل پدرانشان میبودند و اینکه وقتی به سنجوانی رسیدند کدام مردی حاضر است پای سفره عقد آنها بنشیند و یک عمر صورتهای سوخته و چهرههای زخمخورده آنها را تحمل کند.
حالا این بچهها جلوی دفتر ریاستجمهوری ایستادهاند و پاسخ میخواهند. پاسخی که شاید هنوز سنشان برای فهمیدن عمق آن قد ندهد. اما چیزی را که به آنها دیکته شده اجرا میکنند. در روزهای گرم مرداد که تهران با خشکسالی دست و پنجه نرم میکند، دخترکان پیرانشهری با پدران خستهشان که زیر سایه کمجان درختان پاستور نشسته بودند تا از آفتاب بیامان مرداد در امان باشند، فریاد میکشیدند و درخواست کمک میکردند. آنها میگفتند که فقط به دختران شینآبادی وعده داده شده، وعدههایی که تا عملیشدن فاصله زیادی دارد.
آقای مرادی، پدر سیما مرادی با لباسهای کردی و پرونده قطوری به بغل جلوی کودکان ایستاده و به آنها میگوید که چه شعارهایی بدهند. او در گفتوگو با فرهیختگان درخواست کودکان شینآبادی را اینگونه بیان میکند: «ما در خواست دیدار با رئیسجمهور محترم را بارها مطرح کردهایم و هیچگاه به این خواسته خود دست پیدا نکردهایم. ماجرا این است که وعدههای مسئولان عملی نشده و قولها و وعدهها به ما و بچههای ما چه در مورد آینده این کودکان و چه در مورد معیشت خانوادههای آنها عملی نشده و در حد حرف باقی مانده است. وضعیت درمانی این بچهها هم به صورت قطرهچکانی پیش میرود و هیچ جواب قطعی به ما داده نمیشود که چرا روند درمانی آنها اینقدر کند است. در مورد بحث مستمری مادامالعمر که چندین بار تا به حال مطرح شده است و قولهایی دادهاند، متاسفانه تا به حال عملی نشده است. بحث معیشت خانوادهها هم جای سوال دارد. خانوادههایی که الان یک سال است یک پایشان پیرانشهر است و یکپایشان تهران چگونه میتوانند کار ثابتی داشته باشند؟» مرادی درباره وضعیت دیه این کودکان نیز گفت:«دیه هم یک طرف دیگر این قضیه است. طبق مواد قانونی ۵۶۰ و ۵۶۱ قانون مجازات اسلامی، نباید اِرش زن و مرد نصف بشود، اما آنها این قانون را نادیده گرفتند و دیه را نصف کردند. قرار بود ما هم دیه را بگیریم و هم اِرش* زیبایی دختران را. اما آنها دیه را نادیده گرفتند و اِرش را جمع کرده و تقسیم بر ۲ کردند. اصل اِرش ۲۶۸ میلیون تومان بود، که تقسیم بر ۲ کردند و شد ۱۳۴ میلیون که بیمه میگوید سقف پرداخت ما ۱۱۴ میلیون تومان است و بیشتر از این پرداخت نمیکنیم. یعنی حتی همان نصفی را که خودشان اعلام کردند نمیدهند. کودکانی که دکترها به ما اطمینان دادهاند هیچوقت به حالت اول خودشان در نخواهند آمد نیازمند زندگی آرامی هستند و ما میخواهیم حداقل این بچهها مشکل مالی نداشته باشند.»
شینآبادیها تصمیم گرفتهاند تا زمانی که بتوانند رودررو با رئیسجمهور صحبت کنند، جلوی نهاد ریاستجمهوری تجمع کنند. آنها در پیادهرو میخوابند و میخواهند با مسئولان رو در رو حرف بزنند. تمام این ماجراها از عدم ایمنی مدرسهای در شینآباد شروع شد که حالا جزء مدرسههای مدرن است و عصرین، یکی از کودکان شینآبادی با بغض دربارهاش میگوید: «ما را آتش زدهاند، اما حالا وقتی بچهها جلوی تختهسیاه میروند، برایشان مهتابی روشن میشود...»
* اِرش اختصاص به مواردی دارد که در قانون برای صدمات وارده به اعضای بدن، دیه تعیین نشده باشد. بنابراین ارش با در نظر گرفتن دیه و میزان خسارت از سوی کارشناس تعیین میشود.
بیست و پنجم مردادماه امسال و ۱۴ روز گذشته هم دانشآموزان حادثه دیده شینآبادی به همراه خانوادههای خود در مقابل ریاست جمهوری تجمع کردند و خواهان رسیدگی به وضعیت خود بودند.
اما ظاهراً این افراد هنوز نتیجهای از این اقدامات نگرفتهاند و بازهم امروز هشتم شهریورماه در مقابل ساختمان ریاست جمهوری در تهران تجمع کردهاند.
آمنه راک، دانشآموز حادثه دیده شینآبادی در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس علت این حضور را عدم رسیدگی به وضعیت آنها و عدم پاسخدهی مسئولان اعلام کرد.
وی افزود: هزینه دیه، مستمری و حق بیکاری پدر و مادرانمان را پس از گذشت ۲ سال از آن حادثه پرداخت نمیکنند و جوابی هم نمیدهند.
این دانشآموز حادثه دیده با بیان اینکه مستمری و حق بیکاری پدر و مادرانمان را نمیدهند، خاطرنشان کرد: از دیه حدود ۴۰۰ میلیون تومانی، میگویند حدود ۱۶۰ میلیون آن را پرداخت میکنند که نسبت به این موضوع اعتراض داریم.
وی در پاسخ به این پرسش که «آیا مابقی دانشآموزان حق و حقوق خود را دریافت کردهاند؟»، تصریح کرد: خیر، دوازده دانشآموزی که در آن حادثه آسیب دیدیم هماکنون در مقابل ریاست جمهوری حضور داریم.
راک ادامه داد: در چند روز گذشته هم اینجا حضور پیدا کردیم که گفتند شما بروید جواب میدهیم که تاکنون هیچ پاسخی ندادهاند.
وی در خصوص همکاری و پیگیری آموزش و پرورش در این خصوص، گفت: آموزش و پرورش هم جواب نمیدهد، هیچ کدام جواب نمیدهند.
به گزارش فارس، هیچ مبلغ و فعالیتی نمیتواند زیبایی این دختران دانشآموز را به آنها بازگرداند، اما تکریم و توجه به درد آنها میتواند مقداری از زخمهای آنها را التیام بخشد که این موضوع بسیار مهم است و مسئولان امر باید به آن توجه کنند.
____________________________
چهکسی پاسخ کودکان شینآبادی را میدهد؟
کودکانی با لباسهای رنگی که فقط قد و قوارههایشان شبیه بچههای ۷ ، ۸ ساله است، آنها بعد از گذشت دو سال به خوبی معنی زخم را میدانند، آنها با همین دستهای سوخته که دیگر بهسختی توانایی در دست گرفتن خودکار را دارند، میتوانند حساب کنند که چقدر از بیمه بهخاطر زنده زنده در آتشسوختنشان طلب دارند. دخترهای کوچکی که دو سال پیش، در روزهای پایان پاییز، وقتی که برف تمامی کوچههای روستای پیرانشهر را سفید کرده بود، در مدرسهشان که کمترین امکانات را داشت، به خاطر نبودن سیستمهای گرمایشی استاندارد درآتش سوختند. دو نفر از همکلاسیهایشان بعد از چند روز مبارزه جان باختند و ۱۰ نفر از آنها با زخمهای عمیق یادگاری مدرسه شینآباد قرار شد زندگی کنند. زندگیای که دیگر شبیه هیچکدام از بچههای دیگر نبود. آنها باید بخش اعظمی از زندگیشان را در تهران میگذراندند تا به درمانشان بپردازند، آنها باید نگران شغل پدرانشان میبودند و اینکه وقتی به سنجوانی رسیدند کدام مردی حاضر است پای سفره عقد آنها بنشیند و یک عمر صورتهای سوخته و چهرههای زخمخورده آنها را تحمل کند.
حالا این بچهها جلوی دفتر ریاستجمهوری ایستادهاند و پاسخ میخواهند. پاسخی که شاید هنوز سنشان برای فهمیدن عمق آن قد ندهد. اما چیزی را که به آنها دیکته شده اجرا میکنند. در روزهای گرم مرداد که تهران با خشکسالی دست و پنجه نرم میکند، دخترکان پیرانشهری با پدران خستهشان که زیر سایه کمجان درختان پاستور نشسته بودند تا از آفتاب بیامان مرداد در امان باشند، فریاد میکشیدند و درخواست کمک میکردند. آنها میگفتند که فقط به دختران شینآبادی وعده داده شده، وعدههایی که تا عملیشدن فاصله زیادی دارد.
آقای مرادی، پدر سیما مرادی با لباسهای کردی و پرونده قطوری به بغل جلوی کودکان ایستاده و به آنها میگوید که چه شعارهایی بدهند. او در گفتوگو با فرهیختگان درخواست کودکان شینآبادی را اینگونه بیان میکند: «ما در خواست دیدار با رئیسجمهور محترم را بارها مطرح کردهایم و هیچگاه به این خواسته خود دست پیدا نکردهایم. ماجرا این است که وعدههای مسئولان عملی نشده و قولها و وعدهها به ما و بچههای ما چه در مورد آینده این کودکان و چه در مورد معیشت خانوادههای آنها عملی نشده و در حد حرف باقی مانده است. وضعیت درمانی این بچهها هم به صورت قطرهچکانی پیش میرود و هیچ جواب قطعی به ما داده نمیشود که چرا روند درمانی آنها اینقدر کند است. در مورد بحث مستمری مادامالعمر که چندین بار تا به حال مطرح شده است و قولهایی دادهاند، متاسفانه تا به حال عملی نشده است. بحث معیشت خانوادهها هم جای سوال دارد. خانوادههایی که الان یک سال است یک پایشان پیرانشهر است و یکپایشان تهران چگونه میتوانند کار ثابتی داشته باشند؟» مرادی درباره وضعیت دیه این کودکان نیز گفت:«دیه هم یک طرف دیگر این قضیه است. طبق مواد قانونی ۵۶۰ و ۵۶۱ قانون مجازات اسلامی، نباید اِرش زن و مرد نصف بشود، اما آنها این قانون را نادیده گرفتند و دیه را نصف کردند. قرار بود ما هم دیه را بگیریم و هم اِرش* زیبایی دختران را. اما آنها دیه را نادیده گرفتند و اِرش را جمع کرده و تقسیم بر ۲ کردند. اصل اِرش ۲۶۸ میلیون تومان بود، که تقسیم بر ۲ کردند و شد ۱۳۴ میلیون که بیمه میگوید سقف پرداخت ما ۱۱۴ میلیون تومان است و بیشتر از این پرداخت نمیکنیم. یعنی حتی همان نصفی را که خودشان اعلام کردند نمیدهند. کودکانی که دکترها به ما اطمینان دادهاند هیچوقت به حالت اول خودشان در نخواهند آمد نیازمند زندگی آرامی هستند و ما میخواهیم حداقل این بچهها مشکل مالی نداشته باشند.»
شینآبادیها تصمیم گرفتهاند تا زمانی که بتوانند رودررو با رئیسجمهور صحبت کنند، جلوی نهاد ریاستجمهوری تجمع کنند. آنها در پیادهرو میخوابند و میخواهند با مسئولان رو در رو حرف بزنند. تمام این ماجراها از عدم ایمنی مدرسهای در شینآباد شروع شد که حالا جزء مدرسههای مدرن است و عصرین، یکی از کودکان شینآبادی با بغض دربارهاش میگوید: «ما را آتش زدهاند، اما حالا وقتی بچهها جلوی تختهسیاه میروند، برایشان مهتابی روشن میشود...»
* اِرش اختصاص به مواردی دارد که در قانون برای صدمات وارده به اعضای بدن، دیه تعیین نشده باشد. بنابراین ارش با در نظر گرفتن دیه و میزان خسارت از سوی کارشناس تعیین میشود.