18-03-2014، 15:08
دمش گرم ، باران را میگویم ، به شانه ام زد و گفت :
خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ، من به جایت می بارم . . .
باز هم با خیالت کنار کوچه هاى مه آلود چمباتمه میزنم ، باز “ باران ” هاى غم انگیز خواهند بارید و من به تواتر درد تو و پاییز و خاطرات مینگرم . . .
هر سال چون گذشته تکرار میشوند ، دخترى که کنار خیابان مه آلود و باران زده
چشمش به تمام کوچه هاست
اما . . .
اما عابرش فراموش کرده ، گذر پاییز میعادگاه عاشقانه هایشان بود روزى . . .
چـتـرتــــ را بگــــیر . . .
چشــــــــــم های من . . .
بزرگ شده ی بارانند . . .
از تراکم ابرها می ترسم
می روی
چتری برایم بگذار
تنها
زیر شلاق باران می ترسم . . .
دنیای من همه جایش بارانی ست ؛
هر چه کمتر بدانی کمتر خیس خواهی شد . . .
ببار باران
ببار باران که دل تنگم
مثال مرده بی رنگم
ببار باران کمی ارام
که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی وتنهایی رفیق باوفایم شد
ببار باران
باران بند آمد
ولی نبودن تو همچنان میبارد . . .
باران بند آمد . . . !
ولی دوست داشتن تو بند نمی آید!
خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ، من به جایت می بارم . . .
باز هم با خیالت کنار کوچه هاى مه آلود چمباتمه میزنم ، باز “ باران ” هاى غم انگیز خواهند بارید و من به تواتر درد تو و پاییز و خاطرات مینگرم . . .
هر سال چون گذشته تکرار میشوند ، دخترى که کنار خیابان مه آلود و باران زده
چشمش به تمام کوچه هاست
اما . . .
اما عابرش فراموش کرده ، گذر پاییز میعادگاه عاشقانه هایشان بود روزى . . .
چـتـرتــــ را بگــــیر . . .
چشــــــــــم های من . . .
بزرگ شده ی بارانند . . .
از تراکم ابرها می ترسم
می روی
چتری برایم بگذار
تنها
زیر شلاق باران می ترسم . . .
دنیای من همه جایش بارانی ست ؛
هر چه کمتر بدانی کمتر خیس خواهی شد . . .
ببار باران
ببار باران که دل تنگم
مثال مرده بی رنگم
ببار باران کمی ارام
که پاییز هم صدایم شد
که دلتنگی وتنهایی رفیق باوفایم شد
ببار باران
باران بند آمد
ولی نبودن تو همچنان میبارد . . .
باران بند آمد . . . !
ولی دوست داشتن تو بند نمی آید!