21-11-2013، 14:32
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
10 عنوان برتر كمیكاستریپی تاریخ بازیهای رایانهای تا به حال انبوهی از بازیبازان را به تحسین واداشتهاند ...



3
ـ Batman: Arkham City
سال انتشار: 2011
ناشرین: Warner Bros. Interactive Entertainment ،Square Enix
کنسول: PS3،Xbox 360،PC، Wii U


مقدمه: قدمت کمیکاستریپ یا همان مجلات مصور به قرن نوزدهم میلادی میرسد؛ در حالی که هنر نقل داستان با استفاده از تصاویر از زمان مصریان باستان وجود داشته است. حتی برخی از کارشناسان قدمت این هنر را به عصر حجر و انسانهای اولیه نسبت میدهند و نمونه تصاویر بر جای مانده روی دیوارهای سنگی غارها، شاهدی بر این مدعاست. با این حال عمر کمیکاستریپهای ابرقهرمانی (Superhero Comics) کمتر است و به سوپرمن به عنوان نخستین ابرقهرمان تاریخ که در ماه آوریل سال 1938 خلق شد، میرسد. در واقع تا قبل از سوپرمن، هیچ قهرمان کمیکاستریپی نبود که تواناییهای فوق انسانی داشته باشد و واژه ابرقهرمان به معنی فردی که از قدرتهای شگرف خود برای کمک به مردم عادی بهره میگیرد، کاربرد نداشت. از آن زمان تا به حال، ابرقهرمانان فراوانی مثل بتمن، اسپایدرمن، هالک، مردان ایکس و... در میان صفحات رنگارنگ کتب و مجلات مصور ناشران معروفی مثل دیسی (DC) و مارول (Marvel) حضور یافتهاند. تمام این نامها در حال حاضر شهرت جهانی دارند و در عرصههای دیگر سرگرمی همچون سینما، انیمیشن، اسباب بازی و... خوش درخشیده و موفقیتهای مالی و هنری عظیمی را نیز نصیب صاحبانشان کردهاند. یكی دیگر از عرصههایی كه ابرقهرمانان در آن همواره حضور پررنگی داشتهاند، بازیهای ویدئویی است. در واقع ذات پرانرژی و مبالغهآمیز كمیكاستریپهای ابرقهرمانی همیشه برای صنعت بازیسازی جذاب بوده و اكنون پیوند جدانشدنی، عمیق و معناداری میان آنها شكل گرفته است؛ به طوری که خیلیها به واسطه بازیهای ویدئویی به خواندن کمیکاستریپ علاقهمند شدهاند و برعکس. به این بهانه و در این مقاله، فهرستی متشکل از 10 بازی ویدئویی برتر که تاکنون بر اساس مجلات كمیكاستریپی ساخته شدهاند یا تم كمیكاستریپی دارند به همراه تحلیلی از آنها، ارائه میگردد. بدیهی است که انتخاب تنها 10 عنوان از میان این همه بازی واجد شرایط، كار سادهای نیست. در ضمن توجه داشته باشید مقالهی حاضر حاصل سالها مطالعه و تحقیق در باب کمیکاستریپ است و از سویی دیگر، نگارنده به عنوان یک هوادار پر و پا قرص بازیهای ویدئویی از تک تک عناوین این فهرست خاطرات شیرین فراوانی دارد. بنابراین اگر با گنجانده شدن برخی از بازیها یا ترتیب قرار گرفتن آنها در فهرست موافق نیستید، آن را به حساب نظر شخصی نویسنده، که ممکن است تا حدودی به تعصب و نوستالژی آمیخته باشد، بگذارید.
10
ـ Captain America and the Avengers
سال پخش: 1991
ناشر: Data East
کنسول: Arcade

سال پخش: 1991
ناشر: Data East
کنسول: Arcade
در ابتدای دهه 60 میلادی، مارول به فکر افتاد تا با گرد هم آوردن برخی از کاراکترهای نامدار خود در قالب گروهی تحت عنوان انتقامگیران (The Avengers)، محدوده عالم تخیلیاش را گسترش دهد.از همان ابتدا معلوم بود كه انتقامگیران از پویایی و تحرك ویژهای برخوردار است و اعضای آن با وجود تضادها و تفاوتهای شخصیتی و فیزیكی فراوانی که با هم داشتند، به خوبی یكدیگر را تكمیل میكردند. با گذشت زمان كاراكترهای مختلفی به انتقامگیران پیوستند و امروزه میتوان ادعا كرد كه تقریباً تمام ابرقهرمانان مارول در برههای عضو این گروه بودهاند.
سال 1991 مارول تصمیم گرفت با همکاری شرکت Data East و به مناسبت پنجاهمین سالگرد خلق "کاپیتان آمریکا" (یکی از قدیمیترین شخصیتهای مارول و رهبر گروه "انتقامگیران") محصولیside-scroller (یعنی بازی كه در آن نمای دوربین از كنار و به صورت دو بعدی است و شخصیتها معمولاً از چپ به راست حركت میكنند) به نام Captain America and the Avengers برای دستگاه های آرکید عرضه کند. سبک معروف این بازی اصطلاحاً "بزن بزن" (Beat 'em up) بود و با وجود آنکه هرگز از نظر فنی به پای آثار کلاسیک این سبک نمیرسید، ولی به خاطر پیروی دقیق از منبع الهام خود مورد توجه قرار گرفت. در واقع، از همان ابتدا، یعنی زمانی که چند تصویر خوش آب و رنگ شروع به روایت داستان میکردند و یکنفر با آب و تاب فراوان نام بازی را فریاد میزد، به یاد طراحیهای پرطمطراق روی جلد مجلات مصور میافتادید. در بازی، جمجمه قرمز (Red Skull) برخی از مرگبارترین دشمنان انتقامگیران را به روشهای گوناگون اجیر کرده و طبق معمول قصد داشت حاکم دنیا شود. کاراکترهای قابل بازی (playable)، از میان اعضای اصلی و قدیمی انتقامگیران انتخاب شده بودند: کاپیتان آمریکا، تیزبین (Hawkeye)، مرد آهنی(Iron Man) و روباتی هوشمند به نام ویژن. فنون و ضربات کاراکترهای مذکور کاملاً از نیروهای فوق بشریشان در دنیای کمیکاستریپ تبعیت میكرد.
سال 1991 مارول تصمیم گرفت با همکاری شرکت Data East و به مناسبت پنجاهمین سالگرد خلق "کاپیتان آمریکا" (یکی از قدیمیترین شخصیتهای مارول و رهبر گروه "انتقامگیران") محصولیside-scroller (یعنی بازی كه در آن نمای دوربین از كنار و به صورت دو بعدی است و شخصیتها معمولاً از چپ به راست حركت میكنند) به نام Captain America and the Avengers برای دستگاه های آرکید عرضه کند. سبک معروف این بازی اصطلاحاً "بزن بزن" (Beat 'em up) بود و با وجود آنکه هرگز از نظر فنی به پای آثار کلاسیک این سبک نمیرسید، ولی به خاطر پیروی دقیق از منبع الهام خود مورد توجه قرار گرفت. در واقع، از همان ابتدا، یعنی زمانی که چند تصویر خوش آب و رنگ شروع به روایت داستان میکردند و یکنفر با آب و تاب فراوان نام بازی را فریاد میزد، به یاد طراحیهای پرطمطراق روی جلد مجلات مصور میافتادید. در بازی، جمجمه قرمز (Red Skull) برخی از مرگبارترین دشمنان انتقامگیران را به روشهای گوناگون اجیر کرده و طبق معمول قصد داشت حاکم دنیا شود. کاراکترهای قابل بازی (playable)، از میان اعضای اصلی و قدیمی انتقامگیران انتخاب شده بودند: کاپیتان آمریکا، تیزبین (Hawkeye)، مرد آهنی(Iron Man) و روباتی هوشمند به نام ویژن. فنون و ضربات کاراکترهای مذکور کاملاً از نیروهای فوق بشریشان در دنیای کمیکاستریپ تبعیت میكرد.


نکته بسیار جالب در گیمپلی، حضور افتخاری برخی دیگر از اعضای انتقامگیران در آن بود، که هر یک به شیوه خاص خود به كمكتان میآمدند. گاهی اوقات هم دیالوگی نسبتاً لوس و کلیشهای همراه با صداپیشهگی غلوشده میان شخصیتهای مثبت و منفی تبادل میشد که کاملاً با فضای کارتونی بازی جور در میآمد. موسیقی نیز حماسی و پر شور بود و به خوبی شما را به حال و هوای یک ماجراجویی پرهیجان میبرد. اما بیشک بازی در هنگام مبارزه با غول(Boss)ها اوج میگرفت (به ویژه نبرد نهایی با جمجمه قرمز که ایده جالبی داشت). از این گذشته، برخی از غولها پیش از آنکه در پایان مرحله راه بر شما ببندند، ناگهان ظاهر میشدند، تحریکتان میکردند و خندهی شریرانه سرمیدادند!
(بعداً نسخههایی ازCaptain America and the Avengers برای انواع کنسولهای خانگی مثل سگا جنسیس/مگا درایو، SNES و ... به بازار آمد که طبیعتاً هیچ کدام به خوبی نسخه آرکید نبودند).9
ـ The Punisher
سال انتشار: 1993
ناشر: Capcom
کنسول: Arcade
در دهه 70 میلادی، انتشارات مارول کاراکتری به نام پانیشر (کیفر دهنده) خلق کرد که یک نگهبان خودگماردهی قانون یا Vigilante (فردی که پلیس را برای مبارزه با جرایم اجتماعی ناتوان میداند و خود شخصاً به اجرای عدالت دست میزند)، محسوب میشد. پانیشر از همان ابتدا با اکثر قهرمانان کمیکاستریپی فرق میكرد زیرا كشته شدن اعضای خانوادهاش به دست گانگسترهای شهر او را بسیار خشن و بیرحم كرده و باعث شده بود تا هیچ ابایی از کشتن جنایتکاران نداشته باشد. کپکام در سال 1993 و در اوج شهرت این کاراکتر، side-scroller اعجابآوری را در سبک "بزن بزن" به نامThe Punisher برای دستگاههای آرکید عرضه داشت که در آن او به همراه همکارش نیک فیوری به جنگ کینگ پین (رئیس تنومند و كلهطاس سندیکای جنایتکاری نیویورک) و دار و دستهاش میرفت. به جرأت میتوان ادعا کرد که به ندرت یک كاراكتر کمیکاستریپی اینچنین بیعیب و نقص از نظر شخصیتی پای به دنیای بازیهای رایانهای گذاشته است. در واقع، The Punisher از مجموعه بازی های تحسین شده و مشهور سبک بزن بزن همچون Streets of Rage، Double Dragon یاFinal Fight سریعتر، خفنتر و با گرافیكتر بود. به علاوه، نوآوریهای كوچكی در سیستم مبارزه به چشم میخورد و آنقدر فنون و کامبوهای جالب و متنوع در اختیارتان قرار داشت که گاهی اوقات هول میشدید و نمیدانستید کدامشان را اجرا کنید! ادوات جنگی جور واجور همواره پای ثابت کمیکاستریپهای پانیشر بوده است. در بازی نیز توجه شایانی به این مسئله مبذول گشته بود و قهرمانان ما با هر وسیلهای كه به دستشان میرسید ـ از انواع تفنگ و چاقو و شمشیر گرفته تا چوب بیسبال و چکش و نیزه شوالیه ها (!) ـ با لشگری عظیم از آدم بدهایی که به طرز شیفتهکنندهای تنوع داشتند، پیکار میکردند.

سال انتشار: 1993
ناشر: Capcom
کنسول: Arcade
در دهه 70 میلادی، انتشارات مارول کاراکتری به نام پانیشر (کیفر دهنده) خلق کرد که یک نگهبان خودگماردهی قانون یا Vigilante (فردی که پلیس را برای مبارزه با جرایم اجتماعی ناتوان میداند و خود شخصاً به اجرای عدالت دست میزند)، محسوب میشد. پانیشر از همان ابتدا با اکثر قهرمانان کمیکاستریپی فرق میكرد زیرا كشته شدن اعضای خانوادهاش به دست گانگسترهای شهر او را بسیار خشن و بیرحم كرده و باعث شده بود تا هیچ ابایی از کشتن جنایتکاران نداشته باشد. کپکام در سال 1993 و در اوج شهرت این کاراکتر، side-scroller اعجابآوری را در سبک "بزن بزن" به نامThe Punisher برای دستگاههای آرکید عرضه داشت که در آن او به همراه همکارش نیک فیوری به جنگ کینگ پین (رئیس تنومند و كلهطاس سندیکای جنایتکاری نیویورک) و دار و دستهاش میرفت. به جرأت میتوان ادعا کرد که به ندرت یک كاراكتر کمیکاستریپی اینچنین بیعیب و نقص از نظر شخصیتی پای به دنیای بازیهای رایانهای گذاشته است. در واقع، The Punisher از مجموعه بازی های تحسین شده و مشهور سبک بزن بزن همچون Streets of Rage، Double Dragon یاFinal Fight سریعتر، خفنتر و با گرافیكتر بود. به علاوه، نوآوریهای كوچكی در سیستم مبارزه به چشم میخورد و آنقدر فنون و کامبوهای جالب و متنوع در اختیارتان قرار داشت که گاهی اوقات هول میشدید و نمیدانستید کدامشان را اجرا کنید! ادوات جنگی جور واجور همواره پای ثابت کمیکاستریپهای پانیشر بوده است. در بازی نیز توجه شایانی به این مسئله مبذول گشته بود و قهرمانان ما با هر وسیلهای كه به دستشان میرسید ـ از انواع تفنگ و چاقو و شمشیر گرفته تا چوب بیسبال و چکش و نیزه شوالیه ها (!) ـ با لشگری عظیم از آدم بدهایی که به طرز شیفتهکنندهای تنوع داشتند، پیکار میکردند.


رمز اصلی ماندگاری و موفقیت The Punisher این است که سازندگانش علیرغم وفاداری به ذات خشن پانیشر و فضای جدی ماجراهای او، اثری پر رنگ و لعاب و اصطلاحاً fun ساختند که در آن تعادلی خوشایند میان خشونت و جنبههای کارتونی به چشم میخورد. شاید اگر هالیوود هم به چنین نکاتی توجه میکرد دیگر مجبور نبود هر از گاهی یک فیلم پانیشر بسازد و هر بار هم شکست تجاری و هنری مفتضحانهای بخورد! (The Punisher در سال 1994 برای کنسول سگا جنسیس/مگا درایو نیز عرضه شد که چنگی به دل نزد و از هر نظر از نسخه آرکید پایینتر بود).
8
- Marvel Super Heroes vs Street Fighter
سال انتشار: 1997
ناشر: Capcom
کنسول: Arcade

سال انتشار: 1997
ناشر: Capcom
کنسول: Arcade
Marvel Super Heroes vs. Street Fighter (كه به MSHvSF معروف است) نه تنها یک اثر کمیکاستریپی باشكوه بلکه یک بازی مهم و پیشگام بود. در واقع، کپکام با کولهباری از تجربه در ساخت آثار مبارزهای، گیم پلی و شیوه استفاده از یك یار كمكی و مبارزه دو به دو (2 on 2 tag) را که پیشتر برای اولین بار در X-Men vs. Street Fighter تجربه کرده بود، بهبود بخشید. در پایان داستان، قهرمانان مارول باید به كمك مبارزان خیابانی ابتدا آپوكالیپس و سپس نسخه تقویتشده و مكانیكی آكوما را شكست میدادند. پایبندی کپکام به شخصیتهای مارول و تاریخچهی غنیشان کاملاً مشهود بود و شکل ظاهری، نحوهی مبارزه، گویش، طرز ایستادن و حرکت کردن، فنون، قدرت و توانایی، پایان(ending)ها، ضربات ویژه، لباس و ... آنها مو به مو با عالم کمیکاستریپی و انیمیشنهای تلویزیونی مارول در دههی 90 میلادی، همخوانی داشت. همچنین، ظاهر رنگارنگ، سرعت سرسامآور و ماهیت اغراقآمیز گیمپلی و یا فنون محیرالعقول کاراکترها کاملاً فضای پرشور ماجراجوییهای ابرقهرمانانه یا انیمههای ژاپنی را در ذهن تداعی میكردند.
این موارد به همراه کنترلهای فوقالعاده روان و گرافیك مبهوت کننده سبب شدند تا ارزش تکرار به طرز غیرقابلباوری افزایش یابد.از سوی دیگر، کپکام نکات ظریفی را در بازی گنجانده بود که هواداران سینه چاک مارول را از فرط خوشحالی به عرش میبرد! مثلاً، در یکی از پسزمینهها (که شبیه به یک استودیوی فیلمبرداری بود)، میشد جیمز جونا جیمسون صاحب روزنامه دیلی بیوگل را دید که طبق معمول با دیدن اسپایدرمن از کوره در رفته بود، در حالی که دستیارش (رابی رابرتسون) سعی در کنترل او داشت!


پس از موفقیت بازی، کپکام به زودی سری Marvel Vs. Capcom را با شخصیتهای بيشتر و متنوعتری عرضه نمود اما انصافاً MSHvSF چیز دیگری بود زيرا برای اولین بار آرزوی دیرینهي بازیبازانی را که همیشه دوست داشتند یک تیم دونفره با حضور شخصیتهای مارول و مبارزان خیابانی مثل Ryu يا Ken تشکیل دهند، برآورده کرد.
(لازم به ذکر است که در سال 1998 نسخهای از MSHvSF برای کنسول Sega Saturn پورت و فقط در كشور ژاپن منتشر شد که کاملاً با نسخه آركید برابر بود؛ ولی نسخه PS1 كه سال 1999 عرضه شد كیفیت پایینتری داشت).
(لازم به ذکر است که در سال 1998 نسخهای از MSHvSF برای کنسول Sega Saturn پورت و فقط در كشور ژاپن منتشر شد که کاملاً با نسخه آركید برابر بود؛ ولی نسخه PS1 كه سال 1999 عرضه شد كیفیت پایینتری داشت).
7
ـ The Amazing Spider-Man vs. The Kingpin
سال پخش: 1991
ناشر: Sega
کنسول: Mega Drive/Genesis

سال پخش: 1991
ناشر: Sega
کنسول: Mega Drive/Genesis
بدون تردید اسپایدرمن محبوبترین ابرقهرمان مارول كامیكس و یكی از شناختهشدهترین مظاهر تخیلی عصر معاصر میباشد. سال 1962 بود که استن لی به فکرش رسید تا به کمک طراحی نابغه به نام استیو دیتکو شخصیتی خلق کند که با تمام ابرقهرمانان دیگر فرق داشته باشد. در نتیجه اسپایدرمن متولد گشت و به لطف خصوصیات شخصیتی ملموساش به شهرتی عالمگیر دست یافت. او همواره با چالشهای ریز و درشتی دست و پنجه نرم میكند ولی هرگز تسلیم نمیشود، زیرا بیش از هر كس دیگری میداند كه "قدرت زیاد، مسئولیت به همراه دارد".
امروزه شرکت بازیسازی Activision با ساخت عناوین متعدد، اسپایدرمن را به یكی از نمادهای اصلی دنیای بازی بدل كرده است. اما شاید بازیبازان کم سن و سالتر با شاهکاری که سگا در ابتدای دهه 90 میلادی تحت عنوان The Amazing Spider-Man vs. The Kingpin برای كنسول مگا درایو/ جنسیس به بازار فرستاد، آشنا نباشند. در این بازی side-scroller و پلاتفورمر، قهرمان ما باید با شماری از مشهورترین دشمنانش به رهبری کینگ پین مبارزه میکرد. در واقع كینگ پین مردم را متقاعد ساخته بود كه او با كار گذاشتن بمبی قصد دارد شهر را نابود كند. اسپایدرمن 24 ساعت وقت داشت تا علاوه بر خنثی كردن بمب مذكور و رفع اتهام از خود، همسرش مری جین را نیز (كه در اواخر بازی ربوده میشد)، نجات دهد! بازی در تمام لحظات وفاداری بیچون و چرای خود را به ذات اسپایدرمن نشان میداد. به طور مثال، او میتوانست در طول گیمپلی به خانه برود تا نفسی تازه كند (در این صورت زمان سریعتر میگذشت) یا از شخصیتهای دیگر عكس بگیرد و به دیلی بیوگل (روزنامهای كه در آن كار میكند) بفروشد و جالب اینكه هر چه عکس گرفتهشده مهم تر بود، پول بیشتری هم نصیب او میشد! در ضمن اسپایدرمن گاهی برای غلبه بر برخی از غولها مجبور بود درست همانند ماجراهای کمیکاستریپیاش، عقل خود را به کار بیاندازد (که نمونهی بارز آن در مرحله چهارم و در هنگام مبارزه با مرد شنی بود).


از همه مهمتر اینکه برای اولین بار تقریباً به تمام نیروهای فوق بشری اسپایدرمن از تارافکنی گرفته تا راه رفتن روی در و دیوار و حتی حس عنكبوتی یا spider sense (که قبل از مواجه با غولها به اسپایدرمن هشدار میداد) دسترسی داشتید. با این همه،نقطه اوج بازی، نبرد نهایی آن بود یعنی جایی که اسپایدرمن باید از یک سو با کینگ پین میجنگید و از سویی دیگر جلوی کشته شدن همسرش را (که لحظه به لحظه به مرگ نزدیکتر میشد) میگرفت. این نبرد نفسگیر هنوز هم یکی از بیادماندنیترین مبارزات تاریخ بازیهای ویدئویی به شمار میرود. البته بعدها سگا اين شاهکار را برای کنسولهای دیگرش نیز عرضه كرد؛ اما نسخه مگا درایو/ جنسیس از همه آنها محبوبتر باقی ماند و موجب شد تا اسپایدرمن بعدها در 4 بازی دیگر از این کنسول ظاهر شود.
6
ـ X-Men Legends II: Rise of Apocalypse
سال انتشار: 2005
ناشر: Activision
کنسول: Xbox،GameCube،PS2،PSP،PC

سال انتشار: 2005
ناشر: Activision
کنسول: Xbox،GameCube،PS2،PSP،PC
یکی از گروههای ابرقهرمانی مارول که شهرتی عالمگیر دارد، مردان ایکس (X-Men) است که در اوایل دهه 60 میلادی توسط زوج سوپرخلاق استن لی و جک کربی خلق شد. اعضای این گروه را افرادی موسوم به میوتانت (Mutant) یا موجودات جهشیافته ژنتیکی، تشکیل میدهند که هر یک توانایی فوق انسانی خاص خود را دارند. ابتدا کمیکاستریپهای مردان ایکس محبوبیت چندانی نزد خوانندگان نداشتند؛ ولی در اواسط دههی 70 میلادی و با افزوده شدن کاراکترهای جدید و جذابی از سرتاسر دنیا (مثل Wolverine که هم اکنون نه تنها سرشناسترین عضو مردان ایکس بلکه یکی از پولسازترین شخصیتهای تخیلی جهان است) به طور خارقالعادهای به محبوبیت آنها افزوده شد.
تا به حال بازیهای زیادی تحت عنوان X-Men عرضه شدهاند كه اكثراً پلاتفورمر یا مبارزهای بودهاند ولی شرکت Activision در سال 2004، X-Men Legends را منتشر کرد كه یك اكشن و RPG (كه سبكی مشابه با سری ستایششدهی Baldur's Gate: Dark Alliance داشت)، بود. این بازی راضیکننده بود ولی از محدودیتهایی نیز رنج میبرد. اما پس از یک سال، دنبالهی آن تحت عنوان Rise of Apocalypse عرضه شد که از هر نظر از قسمت قبلی سرتر بود و به وعدههای سازندگانش عمل كرد: power-up و upgradeهای باورنكردنی، افزایش چشمگیر تعداد كاراكترهای قابل بازی، لوكیشنهای متنوع، استفاده از سبك هنری comic-book-shaded (که کاملاً تداعیکنندهی یک دنیای كمیكاستریپی درست و حسابی بود)، امكان انهدام محیط فیزیكی اطراف، صحنههای سینمایی (cutscenes) زیبا و تماشایی (که تا پایان بازیباز را میخکوب نگه میداشت)، امكان آزاد (unlock) كردن كاراكترهای مخفی مثل مرد آهنین و Deadpool، مبارزات مهیج با غولها، امكان همراهی با دوستان به صورت آنلاین و بدون اسپلیت اسكرین، وفور bonusهای مرتبط با كمیكاستریپهای مردان ایكس، امكان تغییر لباس (costume) كاراكترها و منوهای سریع و سرراست، كه همگی باعث شدند ارزش تکرار (Replay Value) نیز سر به فلک گذارد و قطعاً بارها و بارها پای بازی مینشستید تا بر میزان مهارت و جنگندگی شخصیتهای مورد علاقه خود اضافه کنید.


صداپیشهگان نیز خوش درخشیدند و واقعاً شنیدن صدای پاتریك استیوارت در نقش پروفسور اگزاویر (نقشی كه پیشتر در فیلمهای زنده مردان ایكس ایفا كرده بود) لطف خاصی داشت. اما نقطه قوت اصلی، در داستان خلاقانهی بازی خلاصه میشد؛ یعنی جایی كه مردان ایكس مجبور به اتحاد با گروه مگنتو شده بودند تا با تهدید بزرگتری به نام آپوكالیپس مواجه شوند. در واقع حضور میوتانتهای خبیث به عنوان كاراكتر قابل بازی و در نتیجه شکلگیری تعامل و همكاری ناخواسته میان شخصیتهای مثبت و منفی در قالب یك گروه چهارنفره و بده و بستانهای متلکگونه میان آنان، برای هواداران رویایی بود!
5
ـ Batman: Arkham Asylum
سال انتشار: 2009
ناشرین: Eidos Interactive،Square Enix
کنسول: PS3،Xbox 360،PC
بتمن یا بروس وین، میلیونر مشهور در ماه می سال 1939 به دست توانمند باب کین و برای انتشارات دی سی كامیكس آفریده شد. باب کین برای خلق قهرمان افسانهای خود از منابع متعددی مثل فیلمهای سینمایی کلاسیک و داستانهای پالپ الهام گرفته بود. همانطور که میدانید بتمن در کودکی شاهد قتل والدینش به دست یکی از خلافكاران شهر گاتهام بوده و به همین دلیل سوگند یاد کرده است تا آخر عمر با جرم و جنایت مبارزه کند. او همواره محبوبیتش را نزد خوانندگان حفظ كرده و حضور موفق و برجستهای نیز در گونههای مختلف سرگرمی داشته است.
با این حال بازیهای بتمن به ندرت توانستهاند لذت وافر قرار گرفتن در قالب این شخصیت را به بازیبازان منتقل کنند (البته در این میان، بازی Batman Returns كه در سال 1993 از فیلم زندهای تحت همین نام اقتباس و برای SNES عرضه شد، یك استثنای بزرگ بود). تا اینكه سال 2009 و پس از موفقیت عظیم فیلم سینمایی "شوالیه تاریکی" (Dark Knight)، اثر شکوهمندی تحت عنوان Arkham Asylum به بازار آمد که کاملاً به ریشههای تاریکاندیش بتمن وفادار بود و به شدت مورد استقبال قرار گرفت بهگونهای که میانگین امتیاز بسیار بالایی را از سوی مخاطبان انبوه خود دریافت نمود. در Arkham Asylum، جوکر دشمن اصلی و همیشگی بتمن با تسخیر تیمارستان معروف شهر و گروگان گرفتن کارکنان آن قصد داشت روح و روان او را به چالش بکشد.

سال انتشار: 2009
ناشرین: Eidos Interactive،Square Enix
کنسول: PS3،Xbox 360،PC
بتمن یا بروس وین، میلیونر مشهور در ماه می سال 1939 به دست توانمند باب کین و برای انتشارات دی سی كامیكس آفریده شد. باب کین برای خلق قهرمان افسانهای خود از منابع متعددی مثل فیلمهای سینمایی کلاسیک و داستانهای پالپ الهام گرفته بود. همانطور که میدانید بتمن در کودکی شاهد قتل والدینش به دست یکی از خلافكاران شهر گاتهام بوده و به همین دلیل سوگند یاد کرده است تا آخر عمر با جرم و جنایت مبارزه کند. او همواره محبوبیتش را نزد خوانندگان حفظ كرده و حضور موفق و برجستهای نیز در گونههای مختلف سرگرمی داشته است.
با این حال بازیهای بتمن به ندرت توانستهاند لذت وافر قرار گرفتن در قالب این شخصیت را به بازیبازان منتقل کنند (البته در این میان، بازی Batman Returns كه در سال 1993 از فیلم زندهای تحت همین نام اقتباس و برای SNES عرضه شد، یك استثنای بزرگ بود). تا اینكه سال 2009 و پس از موفقیت عظیم فیلم سینمایی "شوالیه تاریکی" (Dark Knight)، اثر شکوهمندی تحت عنوان Arkham Asylum به بازار آمد که کاملاً به ریشههای تاریکاندیش بتمن وفادار بود و به شدت مورد استقبال قرار گرفت بهگونهای که میانگین امتیاز بسیار بالایی را از سوی مخاطبان انبوه خود دریافت نمود. در Arkham Asylum، جوکر دشمن اصلی و همیشگی بتمن با تسخیر تیمارستان معروف شهر و گروگان گرفتن کارکنان آن قصد داشت روح و روان او را به چالش بکشد.


اعضای تیم سازنده با رجوع و توسل به المانهای اساسی و نمادین دنیای بتمن، نهایت تجربه و مهارتشان را بکار گرفتند تا اقتباسی شایسته بسازند و برای این منظور بیش از هر چیز روی خطوط داستانی متمركز شده و با اتکا به دیالوگهای ماهرانه کاری کردند تا مخاطب به تدریج در ذهن تکتک کاراکترها فرو رود. دیگر عناصر کمیکاستریپهای بتمن مثل تبحر وی در مبارزات تنبهتن، هوش برتر او به عنوان کارآگاهی زبده و استاد حل معماهای گوناگون، استعدادش در استتار، مخفیکاری، ترساندن و به دام انداختن حریفان و بالاخره استفادهی بهینه او از تجهیزات پیشرفته و جیمز باندگونه، همگی به طور كارآمدی حاضر بودند و به لطف عناصر دیگری همچون صداپیشگیهای کمنظیر، موسیقی اتمسفریک، نبردهای هیجان برانگیز، کاراکترهای منفی روانپریش و جذاب، محیطی رمزآلود و ... سبب شدند تا Arkham Asylum مورد تحسين همگان قرار گيرد.
4
ـ The Incredible Hulk: Ultimate Destruction
سال انتشار: 2005
ناشر: Sierra Entertainment
کنسول: PS2،Xbox،GameCube

سال انتشار: 2005
ناشر: Sierra Entertainment
کنسول: PS2،Xbox،GameCube
هالك یا همان بروس بانر كه به خاطر اصابتِ اشعهی گاما (و در صورت عصبانی شدن) به غولی سبز رنگ و نیرومند تبدیل میشود، سال 1962 میلادی و همزمان با اوجگیری انتشارات مارول خلق شد. استن لی و جك كربی، برای خلق او، آشكارا از داستانهای كلاسیكی مثل "فرانكشتاین" و "دكتر جكیل و مستر هاید" الهام گرفتند. یعنی خواننده بار دیگر با هیولایی سرگشته مواجه بود كه مردم به خاطر ظاهر ترسناك و نیروهای مخرباش از او هراس داشتند. هالك همواره از پرطرفدارترین شخصیتهای كمیكاستریپی به شمار رفته است. اما تا قبل از سال 2005، هواداران از طعم خوش لذت بردن از یك بازی قابل قبول براساس كاراكتر مورد علاقهشان محروم بودند (شاید به این دلیل كه تا آن سال صنعت بازیسازی هنوز آنقدر پیشرفت نكرده بود تا بتواند به طور قانعكنندهای دنیای هالك را بازسازی كند). ولی Ultimate Destruction نه تنها تمام توقعات را درنوردید، بلكه دقیقترین و وفادارانهترین اقتباس از داستانهای مصور هالك را پدید آورد.
خالقان بازی به خوبی از گذشته درس گرفته و به جای تمركز روی بروس بانر یا عناصر مخفی کاری (Stealth) و كسلكننده، روی جنبهای انگشت گذاشتند كه همگان میخواستند: تخریب و ویرانی به سبك هالك شگفتانگیز! آنها برای این كار گیمپلی را به صورت محیط باز (open world) درآوردند تا هالك با محیط پیرامونی تعامل داشته باشد. بدین ترتیب تقریباً هر چیزی كه در محیط یافت میشد قابلتخریب یا اصطلاحاً deformable بود، از درختان و تیر چراغ برق گرفته تا آسمانخراشها و هلیكوپترهای آسمان! از این گذشته، دسترسی به نیروهای ابرانسانی هالك دیگر یك آرزو نبود. او میتوانست روی سطوح عمودی بدود، پرشهای بسیار بلند انجام دهد، هر چیزی را از سر راه بردارد، اشیاء گوناگون را تسلیح كند، عابران نگونبخت را به هوا بفرستد، بناهای عظیم را در هم بشكند و از همه مهمتر اینكه (پس از رسیدن به حد بالای توان خود) با اجرای حملات فوقالعاده قدرتمند زمین و زمان را به هم بریزد!


در ضمن، اكثر مبارزات با غولها بسیار هیجانانگیز و حتی حماسی بود. از دیگر خصوصیات مثبت بازی میشد به داستان آن كه توسط پل جنكینز (از نویسندگان باتجربه مارول) نوشته شد، اشاره كرد. در نهایت، تمام عوامل مذكور دست به دست هم داد تا هواداران انگشت به دهان شوند و برای اولین بار حس كنند در آشوبی كه هالک بر پا كرده سهیم هستند.
3

سال انتشار: 2011
ناشرین: Warner Bros. Interactive Entertainment ،Square Enix
کنسول: PS3،Xbox 360،PC، Wii U
Rocksteady كه با ساخت Batman: Arkham Asylum به خوبی تبحرش را به رخ همگان كشیده بود، بار دیگر با Batman: Arkham City چشمها را خیره نمود. در واقع این بازی با فضای جدی و سنگین و گیم پلی فوق العاده روان خود نه تنها هواداران کمیک استریپی بلکه تمام بازیبازان را مجذوب خود کرد. بتمن اینبار باید علاوه بر پرده برداری از اهداف شوم "هوگو استرنج" (که از هویت واقعی بتمن آگاه است)، با بزرگترین دشمنان خود روبرو شده و عدالت را اجرا میکرد (البته او این بار از کمک "رابین" و "زن گربه ای" نیز بهره مند میشد).
یقیناً بار دیگر جذابیت اصلی بازی در داستان پخته و نفس گیر اش خلاصه میشد که با مهارت هر چه تمام روایت شده و فکر و ذهن بازیباز را کاملاً در دنیای تاریک خود فرو میبرد. پایان بازی هم احتمالاً تا سال های سال یکی از بهترین و تاثیرگذارترین پایان ها محسوب خواهد شد. ایندفعه محیط بازی بسیار بزرگتر و بازتر شده، معماها تنوع بیشتری پیدا كرده و تجهیزات و حركات جدیدی در اختیار بتمن قرار داشت. در ضمن بازی پر بود از انواع و اقسام ماموریت های اصلی و فرعی و موانع گوناگون. موارد فوق الذکر به همراه یک سیستم مبارزه بهبود یافته، DLCهای جذاب، گرافیک چشم نواز، طراحی مراحل خلاقانه، طراحی هنری بسیار زیبا و هنرمندانه، نورپردازی مسحور کننده، استفاده بهینه از Detective Mode، طراحی مدل عالی، انیمیشن های قابل قبول، کننده، گیم پلی درگیر کننده، موسیقی متن حماسی و صداپیشگی های بی عیب و نقص، فضا سازی شگفت انگیز، مبارزات جذاب و نفس گیر، مخفی کاری های مبتکرانه، challengeهای سرگرم کننده و ...کارشناسان را مجبور کرد تا Arkham City را حتی از سری فیلم های سینمایی بتمن کریستوفر نولان برتر بدانند و به آن لقب بهترین اقتباس انجام شده از روی داستان های مصور شوالیه تاریکی در دنیای سرگرمی را بدهند.


راستی، دورنمای محیط های بازی آن چنان زیبا بود که در برخی قسمت ها ناخواسته روی یک ساختمان های بلند قرار گرفته و چند دقیقه به منظره هولناک زیر پای خود خیره می شدید!
2
ـ Spider-Man
سال انتشار: 2000
ناشر: Activision
کنسول: PlayStation (PS1)

سال انتشار: 2000
ناشر: Activision
کنسول: PlayStation (PS1)
ویژگیهای منحصر به فرد پیتر پاركر/اسپایدرمن مثل آسیبپذیر بودن (هم از نظر روحی و هم از نظر فیزیکی)، نیروهای فوق بشری استثناییاش و همچنین دشمنان متنوع و جذابی که با آنها دست و پنجه نرم میکند، باعث شده است تا او به راحتی در قالب بازیهای رایانهای فرو رود. گل سر سبد این بازیها، عنوانی بود كه در سال 2000 برای PS1 منتشر شد. در حقیقت، این بازی با غوغایی که در میان بازیبازان به راه انداخت، کنسول PS1 را احیا كرد. منتقدان هم همگی یک صدا لب به تحسینش گشوده و آن را سرآمد ژانر ابرقهرمانی نامیدند.
در بازی، دکتر اختاپوس بار دیگر میخواست با پاپوش دوختن برای اسپایدرمن و اجیر کردن برخی از دشمنان قسمخورده او به اهداف شوم و خطرناکی دست یابد. بکارگیری موتور تحسینشدهی بازیTony Hawk's Pro Skater ،موجب گشت تا تواناییهای اسپایدرمن در محیطی سه بعدی و تقریباً گردش آزاد (free roaming) جلوهی خاصی بیابد و قادر شوید برای نخستین بار حس بیهمتای تاب خوردن در میان آسمانخراشهای نیویورک را تجربه کنید.
در بازی، دکتر اختاپوس بار دیگر میخواست با پاپوش دوختن برای اسپایدرمن و اجیر کردن برخی از دشمنان قسمخورده او به اهداف شوم و خطرناکی دست یابد. بکارگیری موتور تحسینشدهی بازیTony Hawk's Pro Skater ،موجب گشت تا تواناییهای اسپایدرمن در محیطی سه بعدی و تقریباً گردش آزاد (free roaming) جلوهی خاصی بیابد و قادر شوید برای نخستین بار حس بیهمتای تاب خوردن در میان آسمانخراشهای نیویورک را تجربه کنید.


با این حال، این خوانندگان پر و پا قرص کمیکاستریپهای اسپایدرمن بودند که بالاترین میزان لذت را بردند. عواملی همچون استفاده از تم خاطرهانگیز تیتراژ نخستین انیمیشن اسپایدرمن در منوی اصلی، دیالوگهای شنیدنی که لحن كنایهآمیز و زبان بذلهگویانه مشهور اسپایدرمن به خوبی در آنها حفظ شده بود، حضور افتخاری ابرقهرمانان دیگر مارول، حضور اکثر دشمنان درجه یك اسپایدرمن و گیمپلی گیرایی که به خوبی از تمام نیروهای فوق بشری او بهره میجست، تعقیب و گریزهای پرهیجان، مبارزات فراموش نشدنی با غولها (مثل نبرد با عقرب و کرگدن)، داستانی جذاب که با پیچوخمهای غیرمنتظره حوش و حواس را درگیر میکرد،صحنه های سینمایی که پس از گذشت بیش از 10 سال هنوز سرگرمكننده هستند، bonusهای سخاوتمندانه (مثل قابلیت انتخاب لباسهای گوناگون اسپایدرمن و یا امکان جمعآوری کمیکاستریپهای معروف و مهم او)، صداپیشگیهای کمنظیر (اکثر صداپیشهگان یا قبلاً در سریالهای كارتونی اسپایدرمن حرف زده بودند یا بعداً از آنها دعوت شد تا به جای کاراکترهای خود حرف بزنند!)، یک مرحله پایانی بینهایت نفسگیر که طی آن دکتراختاپوس هیولا به طور خفنی(!) دنبالتان میآمد، معماهای هوشمندانه...، همه و همه باعث شعف هواداران شدند. راستی، استن لی راوی داستان بود! ولی شاید دلیل اصلی قرار گرفتن این بازی در این رتبه این باشد كه نخستین عنوانی بود كه به معنای واقعی كلمه در ژانر بازی های ابرقهرمانی تحول ایجاد كرد و باعث شد تا این نوع بازی ها هویت خاص خود را پیدا كنند. (موفقیت خارق العاده بازی باعث شد تا برای کنسولهای Dreamcast، Nintendo 64 و PC نیز به بازار بیاید که از میان آنها تنها نسخه Dreamcast بود که از هر نظر به پای نسخه PS1 میرسید)
1
ـ Comix Zone
سال پخش: 1995
ناشر: Sega
کنسول: Sega Mega Drive/Genesis

سال پخش: 1995
ناشر: Sega
کنسول: Sega Mega Drive/Genesis
تردیدی نیست كه Comix Zone نه تنها بهترین بازی کمیکاستریپی تاریخ بازیهای ویدئویی است که شاید خیلی از بازیبازان جدید با آن آشنا نباشند. اگر شما هم جزو این افراد هستید واقعاً باعث تأسف است، چرا که از تجربه ناب اثری اعجابانگیز محروم بودهاید! Comix Zone، یک بازی اكشنSide-scroller بود که در سال 1995 و برای كنسول سگا مگا درایو/ جنسیس به بازار آمد (البته در سالهای اخیر همان نسخه سگا مگا درایو/ جنسیس برای كنسولهای دیگری نیز مثل PS3، Xbox 360،Virtual Console و ... عرضه شده است). علیرغم آنکه این بازی از روی هیچ مجلهی مصوری اقتباس نشده بود، اما موفق به خلق یک دنیای کمیکاستریپی تمام عیار و بیهمتا شد. به نحوی که انگار جوهره پرکشش و شیفتهکننده این مجلات از لابهلای تصاویر خوش آب و رنگش به بیرون میجهید. در Comix Zone در نقش كاراكتری به نام اسکچ ترنر ظاهر میشدید؛ طراحی که ناگهان داخل کمیکاستریپی که خود خلقش کرده بود گرفتار شده و باید به کمک راهنماییهای زنی به نام آلیسا با شخصیت پلیدی به نام مورتوس و نیروهای تحت فرمان او مبارزه میکرد!
یك عالمه اشارات و ارجاعات کمیکاستریپی در بازی یافت میشد و بدون شک هواداران این مجلات لذت بی حد و حصری از آن میبردند. به طور مثال، تا دلتان میخواست از اصوات مرسوم در کمیکاستریپ مثل!POW! WACK و !BOOM استفاده شده بود. به علاوه،شاهد بودیم که ترنر چطور همانند اکثر ابرقهرمانان، با حریفانش بده بستان داشت و با آنها حرف میزد. البته دیالوگها که عمداً غلوآمیز و بامزه بودند، نه به صورت صوتی، بلکه به شکل حبابهای گفتگو (یکی از اجزای همیشگی و لاینفک دنیای کمیکاستریپ) روی صفحه ظاهر میشدند. گیمپلی نیز با موفقیت تمام، المانهای برتر ژانرهای نام آشنایی همچون بزن بزن، مبارزهای (Fighting) و پلاتفورمر را درهم آمیخته و به فرمولی بینقص و بیبدیل دست یافته بود. با این حال بهرهگیری از پانلهای کمیکاستریپی، بارزترین ویژگی گیمپلی به حساب میآمد. این پانلها همان محیطهایی بود که ترنر در آنها با دشمنان پیکار میکرد و پس از شکست دادنشان (و با ظاهر شدن فلشی زرد رنگ) به پانلی دیگر میرفت. خلاقیت خاص و نبوغآسایی در به کارگیری پانلهای مذكور به چشم میخورد؛ به گونهای كه واقعاً باورتان میشد در دل یک کمیکاستریپ گیر افتادهاید.


گیمپلی در ضمن سرعت بالایی داشت و باید برای حفظ جانتان و شکست دادن مورتوس و افرادش سرعت عمل به خرج میدادید. گاهی اوقات هم معماهای مبتكرانهای پیش رویتان قرار میگرفت که با حلشان سر ذوق میآمدید. قطعاً بیشترین توجهات به سوی جنبههای گرافیکی معطوف میشد. در واقع، گرافیک بازی با افتخار انیمیشن روان و کاراکترهای خوب انیمیتشدهاش را به رخ کشیده و با صحنه های سینمایی دلربایش صفحات پررنگ و لعاب کمیکاستریپی را یادآوری میکرد. از سوی دیگر، به کارگیری رنگهای اصلی در Comix Zone، ظاهر چشمگیر، رنگارنگ و افسونکنندهای به آن بخشیده بود. پسزمینهها هم به اندازه کاراکترها جزئیات داشتند و بعضاً نکات ظریفی در آنها به چشم میآمد. از دیگر ویژگیهای برجسته گرافیک بازی، میشد به ترکیب دلپذیر واقعیت و فانتزی در آن اشاره کرد. یعنی، ظاهر واقعگرایانه و گویش امروزی شخصیت اصلی به خوبی با فضا، محیط تخیلی و ظاهر بیمانند موجودات بازی ترکیب شده و تجربهای بکر میآفرید. موسیقی تند و شلیكی بازی توسط هنرمند کارکشتهای همچون هاوارد دروسین ساخته شده بود و به خوبی شما را تهییج میكرد. هر صدایی هم که به گوش میرسید ـ از صدای خوردن مشت به بدن حریفان گرفته تا صدای مهیب انفجار ـ منحصر به فرد بود. ضمناً، افکتهای صوتی به زیبایی لحظات مهم را برجسته كرده و بر جذابیتشان میافزودند.


سیستم کنترل در Comix Zone حرف نداشت و از بهترینهای تاریخ سگا جنسیس/مگا درایو به شمار میآمد و تمام ضربات از یک مشت ساده گرفته تا فنون پیچیده، به راحتی آب خوردن اجرا میشد. ترنر حرکات و فنون رزمی جالبی داشت و اغلب به صورت تنبهتن با موجودات ریز و درشتی که به دست مورتوس ایجاد میشدند، نبرد میكرد. همه مبارزهها هیجان داشت و هرگز تکراری یا کسالتآور نمیشد. طراحی مراحل (Level Design) نیز با زبردستی خاصی انجام شده و با ایدههای بیبدیل و غیرقابل پیشبینی مدام غافلگیرتان میكرد! فقط کافی بود کمی به حضور مفید و دلچسب Roadkill (موش دست آموز ترنر) و تعامل او با محیط اطراف، توجه کنید تا به نبوغ طراحان مراحل ایمان بیاورید. بازی دو پایان متفاوت و یک نبرد نهایی فراموشنشدنی داشت که در آن سرنوشت آلیسا تعیین میشد و بیشك تا مدتها ذهنتان را به خود مشغول میساخت.
در كل، تمام جنبههای هنری و فنی Comix Zone بیانگر تعهد و تلاش غیرقابل وصفی بود که سازندگانش صرف آن کرده بودند. شدیداً توصیه میشود اگر تا به حال Comix Zone را تجربه نکردهاید، همین الان سری به اینترنت بزنید و دانلودش کنید!