23-07-2013، 18:44
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
اولین کسانی که میتوانند تاثیر مثبت بر هویت داشته باشند، خانوادهها
هستند که باید اجازه دهند کودک به دنبال علاقههایش برود.منصور بهرامی،
عضو ارشد انجمن بین الملل تحلیل رفتار درباره عوامل ناتوانی جوانان در قدرت
تصمیمگیری و عدم ثبات کاری به برنا گفت: کار و فعالیت ضلعی از مثلث زندگی
است که اضلاع دیگر آن را ارتباط و تفریح تشکیل میدهد. این ارتباط مجموعه
روابطی است که در خانواده، همکاران و اقوام مشاهده میشود. به هر دلیل که
هر کدام از این سه ضلع مختل شود روی جسم و روان تاثیر میگذارد در نتیجه
به اهمیت فعالیت داشتن پی برده میشود.
وی بزرگترین و مهمترین عامل و دلیل عدم پایداری جوانان در شغل را بحران
هویت نام برد و توضیح داد: طبیعتا وقتی انسان پا به سن جوانی میگذارد یکی
از دغدغههای ذهنیاش این است که به دنبال چه شغلی برود. متاسفانه
جوانان به دلیل اینکه در سنین کودکی و نوجوانی به دنبال خواسته هایشان
نرفتهاند و همه چیز به آنها القا شده است دچار روزمرگی شده اند و تکلیفشان
برای کاری که انجام می دهند روشن نیست.
بهرامی به دلایل مهم و کلی این موضوع اشاره کرد و افزود: هنگامیکه کودک در
منزل دارای یک هویت است، در جامعه یک هویت دارد و در مدرسه دچار هویتی
دیگر میشود، دچار چند شخصیتی میشود. در این حالت جوانان انگیزهای
برای فعالیت ندارند و دلیل این عدم انگیزه کاری، تامین شدن از طرف خانواده
است به همین دلیل به درآمدزایی شغل فکر نمی کنند و کار را نوعی تفریح
میبینند.
نکته بعدی عدم علاقه به شغلی است که انجام می دهد، زمانیکه جوان به
شغلی که انجام می دهد نگاه ایده آلی و آرمانی دارد، طبیعتا رسیدن به چنین
شغلی بسیار سخت است.مورد بعدی، پایین بودن میزان حقوق و مزایا در
جامعه است. وقتی جوان به این مساله فکر می کند برای کاری که انجام
میدهد و زحمتی که متحمل میشود حقوق مکفی دریافت نمیکند به این
نتیجه میرسد که نباید انرژی خود را صرف شغلی کند که نیازهای مادی او را
تامین نمیکند.
هنگامیکه انسان حس می کند در شغلی که در آن فعالیت میکند امکان
ترفیع و پیشرفت وجود ندارد، سرخورده میشود یا زمانی مشاهده میشود که
جوانان برای وارد شدن به بازار کار باید از شغل های سطح پایین فعالیت
اجتماعی خود را آغاز کنند و وقتی شغل های سطح پایین مورد پسند آنها
نیست ترجیح میدهند شغل شان را تغییر دهند.
بهرامی از عدم هماهنگی رشته تحصیلی و شغل افراد به عنوان یکی از معضل
های اجتماعی نام برد و اظهار داشت: متاسفانه در جامعه مشاهده میشود
که افراد به رشته تحصیلی که انتخاب کردهاند هیچ علاقه ای ندارند و تنها دلیل
انتخاب این رشته فرار از سربازی بوده است و یا برای ورود به دانشگاه این رشته
را انتخاب کرده اند. متاسفانه آنچه در جامعه به آن توجه می شود مدرک گرایی
است و توجه کمتری به علم گرایی و تخصص گرایی میشود.
وی در پایان توصیه کرد: اولین کسانی که میتوانند تاثیر مثبت داشته باشند،
خانوادهها هستند که باید اجازه دهند کودک به دنبال علاقههایش برود. همچنین
در جامعه باید مشاغل بر اساس علاقه و تخصص انسان ها به آنها ارایه شود و
این مسائل که جوان را دچار بحران هویت میکند حل شود و هر قطعه از پازل
باید جای خود قرار داده شود تا بتوانیم جامعه ای از جوانان موفق که سرمایه
های اصلی مملکت هستند داشته باشیم.

اولین کسانی که میتوانند تاثیر مثبت بر هویت داشته باشند، خانوادهها
هستند که باید اجازه دهند کودک به دنبال علاقههایش برود.منصور بهرامی،
عضو ارشد انجمن بین الملل تحلیل رفتار درباره عوامل ناتوانی جوانان در قدرت
تصمیمگیری و عدم ثبات کاری به برنا گفت: کار و فعالیت ضلعی از مثلث زندگی
است که اضلاع دیگر آن را ارتباط و تفریح تشکیل میدهد. این ارتباط مجموعه
روابطی است که در خانواده، همکاران و اقوام مشاهده میشود. به هر دلیل که
هر کدام از این سه ضلع مختل شود روی جسم و روان تاثیر میگذارد در نتیجه
به اهمیت فعالیت داشتن پی برده میشود.
وی بزرگترین و مهمترین عامل و دلیل عدم پایداری جوانان در شغل را بحران
هویت نام برد و توضیح داد: طبیعتا وقتی انسان پا به سن جوانی میگذارد یکی
از دغدغههای ذهنیاش این است که به دنبال چه شغلی برود. متاسفانه
جوانان به دلیل اینکه در سنین کودکی و نوجوانی به دنبال خواسته هایشان
نرفتهاند و همه چیز به آنها القا شده است دچار روزمرگی شده اند و تکلیفشان
برای کاری که انجام می دهند روشن نیست.
بهرامی به دلایل مهم و کلی این موضوع اشاره کرد و افزود: هنگامیکه کودک در
منزل دارای یک هویت است، در جامعه یک هویت دارد و در مدرسه دچار هویتی
دیگر میشود، دچار چند شخصیتی میشود. در این حالت جوانان انگیزهای
برای فعالیت ندارند و دلیل این عدم انگیزه کاری، تامین شدن از طرف خانواده
است به همین دلیل به درآمدزایی شغل فکر نمی کنند و کار را نوعی تفریح
میبینند.
نکته بعدی عدم علاقه به شغلی است که انجام می دهد، زمانیکه جوان به
شغلی که انجام می دهد نگاه ایده آلی و آرمانی دارد، طبیعتا رسیدن به چنین
شغلی بسیار سخت است.مورد بعدی، پایین بودن میزان حقوق و مزایا در
جامعه است. وقتی جوان به این مساله فکر می کند برای کاری که انجام
میدهد و زحمتی که متحمل میشود حقوق مکفی دریافت نمیکند به این
نتیجه میرسد که نباید انرژی خود را صرف شغلی کند که نیازهای مادی او را
تامین نمیکند.
هنگامیکه انسان حس می کند در شغلی که در آن فعالیت میکند امکان
ترفیع و پیشرفت وجود ندارد، سرخورده میشود یا زمانی مشاهده میشود که
جوانان برای وارد شدن به بازار کار باید از شغل های سطح پایین فعالیت
اجتماعی خود را آغاز کنند و وقتی شغل های سطح پایین مورد پسند آنها
نیست ترجیح میدهند شغل شان را تغییر دهند.
بهرامی از عدم هماهنگی رشته تحصیلی و شغل افراد به عنوان یکی از معضل
های اجتماعی نام برد و اظهار داشت: متاسفانه در جامعه مشاهده میشود
که افراد به رشته تحصیلی که انتخاب کردهاند هیچ علاقه ای ندارند و تنها دلیل
انتخاب این رشته فرار از سربازی بوده است و یا برای ورود به دانشگاه این رشته
را انتخاب کرده اند. متاسفانه آنچه در جامعه به آن توجه می شود مدرک گرایی
است و توجه کمتری به علم گرایی و تخصص گرایی میشود.
وی در پایان توصیه کرد: اولین کسانی که میتوانند تاثیر مثبت داشته باشند،
خانوادهها هستند که باید اجازه دهند کودک به دنبال علاقههایش برود. همچنین
در جامعه باید مشاغل بر اساس علاقه و تخصص انسان ها به آنها ارایه شود و
این مسائل که جوان را دچار بحران هویت میکند حل شود و هر قطعه از پازل
باید جای خود قرار داده شود تا بتوانیم جامعه ای از جوانان موفق که سرمایه
های اصلی مملکت هستند داشته باشیم.