02-08-2015، 13:09
[rtl]آموزههای رضاخان به محمدرضا شاه[/rtl]
[rtl]او گمان می کرد که پسرش خیلی ملایم و ضعیف است و به راحتی می توان او را به دام انداخت و با چشمان باز به تله خواهد افتاد و در نتیجه کارهای انجام شده او نقش برآب خواهد شد...[/rtl]

[rtl]رضا شاه از ابتدا می دانست که تدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رحم یک سلاح دو لبه است و کمتر اتفاق می افتد که تدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رحم و نیکی به صلاح باشد . چون او در اوان جوانی سخت بار آمده بود به زودی دریافت که باید قبل از اینکه کسی او را بزند مجال به ضارب ندهد و پیش از اینکه ضربه بخورد ضربه بزند. یعنی اگر خواسته باشیم به زندگی ادامه بدهیم باید بدانیم که تدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رحم و نیکی خیلی خطرناک هستند و بایستی قلب را سخت کرد. او همچنین می دانست که بایستی یک برنامه مشخص تنظیم کرد و برای اجرای آن محکم ایستادگی کرد حتی اگر ضرورت های زمان اقتضا داشته باشد که خلاف جریان سیر کنیم . او می دانست که هیچگاه نباید تصمیمی را که می گیرد نقض کند. او معتقد به اتکا به قدرت بود و به هیچ کس اعتماد نمی کرد. این رویه را مکرر به پسرش بازگو می کرد .[/rtl]
رحم یک سلاح دو لبه است و کمتر اتفاق می افتد که تدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رحم و نیکی به صلاح باشد . چون او در اوان جوانی سخت بار آمده بود به زودی دریافت که باید قبل از اینکه کسی او را بزند مجال به ضارب ندهد و پیش از اینکه ضربه بخورد ضربه بزند. یعنی اگر خواسته باشیم به زندگی ادامه بدهیم باید بدانیم که تدیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رحم و نیکی خیلی خطرناک هستند و بایستی قلب را سخت کرد. او همچنین می دانست که بایستی یک برنامه مشخص تنظیم کرد و برای اجرای آن محکم ایستادگی کرد حتی اگر ضرورت های زمان اقتضا داشته باشد که خلاف جریان سیر کنیم . او می دانست که هیچگاه نباید تصمیمی را که می گیرد نقض کند. او معتقد به اتکا به قدرت بود و به هیچ کس اعتماد نمی کرد. این رویه را مکرر به پسرش بازگو می کرد .[/rtl]
[rtl]او گمان می کرد که پسرش خیلی ملایم و ضعیف است و به راحتی می توان او را به دام انداخت و با چشمان باز به تله خواهد افتاد و در نتیجه کارهای انجام شده او نقش برآب خواهد شد و ایران به سوی هرج و مرج زمان قاجار بر می گردد.[/rtl]
چیزی که فکر او را تایید می کرد این بود که به محض خروج از مدرسه نظام پسرش به کاباره های بدنام می رفت و چندین روز با اتومبیل خود ناپدید شد
[rtl] چیزی که فکر او را تایید می کرد این بود که به محض خروج از مدرسه نظام پسرش به کاباره های بدنام می رفت و چندین روز با اتومبیل خود ناپدید شد. برای رضا شاه مشکل بود فکر کند که بعضی جوانها دیرتر فکرشان پخته می شود و به اصطلاح سرعقل میآیند . با این فکر رضاشاه پی راه حل می گشت. (1)[/rtl]
[rtl]پی نوشت: صعود محمدرضا شاه به قدرت یا شکوفایی دیکتاتوری ، دکتر شمس الدین امیر علائی ناشر، کتابفروشی دهخدا ، ص 166 و 167[/rtl]