باید توجه داشت که افزایش تعاملات تجاری به هرطریق ممکن، مسلما مطلوب نخواهد بود و اگر این کار بدون برنامه صورت گیرد منجر به وابستگی به کالاهای وارداتی و حتی وابستگی به منابع حاصل از صادرات میشود و نتیجه معکوس در پی داشته خواهد داشت.
به گزارش جهان به نقل از عیارآنلاین، تجارت در طول تاریخ جزء مهمترین منابع درآمدی برای کشورمان محسوب میشدهاست، به طوری که جادهی ابریشم برای تجارت ابریشم و دیگر کالاهای با ارزش در زمانهای قدیم(حدود ۲۰۰سال پیش از میلاد مسیح) احداث شده بود و شرق و غرب عالم را به یکدیگر متصل میساخت. گذر این جاده از ایران، باعث شده بود درآمد زیادی از ناحیه تجارت به حکمرانان ایرانی برسد و همچنین کشورمان در تأمین کالاهای مورد نیاز خود با مشکل مواجه نباشد. این جاده تا اواخر قرن پانزدهم میلادی نقشی بسیار مهم و اساسی در تجارت بین کشورهای جهان داشت، اما پس از رونق صنعت حمل و نقل دریایی از اهمیت آن کاسته شد و منافع حکمرانان ایران از بین رفت و این امر یکی از دلایل کاهش قدرت اقتصادی سیاسی ایران در سطح جهان بود.
در اهمیت گسترش تجارت خارجی و تأثیر به سزای آن بر رشد اقتصادی و روابط خارجی همین بس که برخی از اندیشمندان بر این باورند که یکی از دلایل اصلی وقوع جنگهای جهانی اول و دوم برهم خوردن نظم شکل گرفته در تجارت بینالملل بود و درواقع یکی از اهداف شروع کنندگان این جنگها باز کردن درهای صادرات به روی صنایع داخلی بودهاست.
در گذشته هدف از تجارت و دادوستد و رفع نیازهای ضروری زندگی بود. اما امروزه هدف از توسعه تجارت خارجی علاوه بر رفع نیازهای داخلی کشورها به برخی محصولات، گام برداشتن در مسیر توسعه و رقابت با سایر رقبای بینالمللی در عرصه تولید است به طوری که گسترش تجارت خارجی امروزه مهمترین جنبه و نمود اقتصادی جهانی شدن است.
همانطور که در نمودار زیر مشخص است در طی سالهای اخیر تجارت بین کشورهای جهان روندی شدیدا فزاینده داشته است.
هرچه سطح تجارت یک کشور با دیگر کشورهای جهان کمتر باشد به این معناست که در تعاملات تجاری بینالمللی نقش کمرنگتری دارد و امکان منزوی کردن این کشور توسط قدرتهای بزرگ فراهمتر است. اگر کشورمان بتواند با کشورهای مختلف خصوصا کشورهای همسایه تعاملات تجاری سودمندی شکل دهد که دو طرف از آن منتفع شوند، این کشورها به سادگی حاضر به قطع روابط خود با کشورمان نخواهند شد و به این ترتیب کشورهای غربی برای رسیدن به خواستهی خود که همان انزوای ایران است، در متقاعد کردن دیگر کشورها با مشکلات بیشتری مواجه می شوند و با سد مخالفت دیگر کشورها روبه رو میشوند و دست کم باید هزینه بیشتری بابت رسیدن به هدفشان بپردازند.
در سیاستهای ابلاغی اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری نیز اهمیت تجارت خارجی لحاظ شده و بر لزوم درونزایی در عین برونگرایی تأکید شدهاست. به عنوان نمونه در بند ۱۲ این سیاستها آمدهاست:
افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب پذیری اقتصاد کشور از طریق:
- توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان بویژه همسایگان.
- استفاده از دیپلماسی در جهت حمایت از هدفهای اقتصادی.
- استفاده از ظرفیتهای سازمانهای بینالمللی و منطقهای.
در آمارهای جهانی کشورمان در زمینه میزان مبادلات تجاری، در رتبهی حدود ۵۰ام جهان قرار دارد و این درحالیست که در زمینههای مختلف دیگر از جمله جمعیت و تولید داخلی، رتبهی کشورمان به مراتب بهتر و در حدود ۱۸ام جهان است. درنتیجه میتوان گفت میزان تجارت خارجی کشورمان با میزان بالقوهای که با توجه میزان تولید داخلی و جمعیت کشور قابل دسترسی است فاصلهی زیادی دارد و بر این اساس کشورمان پتانسیل بالایی در زمینه ایجاد روابط تجاری سودمند با دیگر کشورهای جهان خصوصا کشورهای همسایه دارد که بلا استفاده مانده است.
طبق آمار گمرک جمهوری اسلامی میزان تجارت خارجی کشورمان(واردات + صادرات) بدون احتساب نفت و میعانات گازی در سال ۱۳۹۲ در حدود ۸۰میلیارد دلار بوده است و با یک تخمین ساده از میزان فروش نفت میزان کل تجارت کشورمان با احتساب نفت و میعانات گازی در حدود ۱۳۰میلیارد دلار میباشد، همچنین طبق آمار سازمان تجارت جهانی و بانک جهانی میزان تجارت خارجی ایران(با احتساب نفت و میعانات گازی) در سال ۲۰۱۲ به ترتیب در حدود ۱۶۰میلیارد دلار و ۱۳۷میلیارد دلار بوده است.[۱] و این درحالیست که اگر بخواهیم در زمینه تجارت خارجی به رتبهای در حدود تولید داخلی و جمعیتمان در سطح جهانی برسیم باید تجارت خارجی کشورمان به مراتب بیشتر از این میزان باشد: برای دستیابی به رتبهی حدود ۲۰ام جهان باید میزان تجارت خارجی کشورمان در حدود ۵۰۰میلیارد دلار باشد. و این یعنی کشور ما در حال حاضر در مقایسه با میانگین کشورهای جهان تنها ۲۵درصد از پتانسیل تجارت خود را بالفعل کرده و ۷۵درصد باقی مانده همچنان بلا استفاده مانده است.
البته باید به این نکته توجه کرد که عمدهی سهم تجارت خارجی کشورمان را نفت و میعانات گازی و مشتقات نفت و گاز تشکیل دادهاند و این امر باعث میشود که به میزان تجارت کشورمان، مانند دیگر کشورهای نفتی، مقداری اضافه شود که با تلاش و برنامهریزی کمتری حاصل شدهاست و درواقع ما برای همین استفاده ۲۵درصدی از پتانسیل تجارت خارجی نیز تلاش و برنامه مناسبی نداشتهایم.
با توجه به آنچه گفته شد کشورمان علیرغم موقعیت جفرافیایی مناسبی که دارد از پتانسیل بالای خود در عرصه تجارت خارجی بهره لازم را نبردهاست و میتواند با برنامهای هدفمند تجارت خود را با کشورهای منطقه عمیقتر کند. در شرایط کنونی کشورهای به نسبت معدودی با ایران رابطه تجاری دارند و همچنین به دلیل عمیق نبودن این روابط تجاری، آنها از قطع رابطهی تجاری با ایران دچار آسیب زیادی نمیشوند.
همانطور که اشاره شد افزایش تعاملات تجاری با دیگر کشورها موجب بالارفتن هزینه برای کشورهای متخاصم در منزوی کردن کشورمان میشود، اما باید توجه داشت که افزایش تعاملات تجاری به هرطریق ممکن، مسلما مطلوب نخواهد بود و اگر این کار بدون برنامه صورت گیرد منجر به وابستگی به کالاهای وارداتی و حتی وابستگی به منابع حاصل از صادرات میشود و نتیجه معکوس در پی داشته خواهد داشت. اما اگر افزایش آن در چارچوب تعاملات دوجانبه برنامه ریزی شده و به صورت برد-برد باشد و کشورهای هدف با توجه به شرایط خاص کشورمان انتخاب شوند، هدف مطلوب حاصل خواهد شد. بنابراین ضرورت دارد این روابط تجاری بهگونهای تنظیم شوند که باوجود اینکه هردو طرف از آن سود میبرند، کشور طرف مقابل در صورت قطع کردن رابطه زیان بیشتری نسبت به ما متحمل شود.
با توجه به مطالب گفته شده توجه متولیان تجارت خارجی کشور به لزوم برقراری روابط عمیق دوجانبه تجاری، همراه با اجتناب از وابستگی در عرصه واردات و احیانا صادرات، در شرایط کنونی کشور ضروری به نظر میرسد و علاوه بر درآمدزایی و ایجاد اشتغال فراوان برای کشور موجب تقویت قدرت سیاسی کشورمان در منطقه میشود.
[۱] به دلیل شرایط تحریم فروش نفت و تحریمهای مالی که در عرصه بینالملل بر کشورمان تحمیل شدهاست آمارهای تجارت خارجی ایران در منابع مختلف تفاوتهای اندکی با یکدیگر دارند.
به گزارش جهان به نقل از عیارآنلاین، تجارت در طول تاریخ جزء مهمترین منابع درآمدی برای کشورمان محسوب میشدهاست، به طوری که جادهی ابریشم برای تجارت ابریشم و دیگر کالاهای با ارزش در زمانهای قدیم(حدود ۲۰۰سال پیش از میلاد مسیح) احداث شده بود و شرق و غرب عالم را به یکدیگر متصل میساخت. گذر این جاده از ایران، باعث شده بود درآمد زیادی از ناحیه تجارت به حکمرانان ایرانی برسد و همچنین کشورمان در تأمین کالاهای مورد نیاز خود با مشکل مواجه نباشد. این جاده تا اواخر قرن پانزدهم میلادی نقشی بسیار مهم و اساسی در تجارت بین کشورهای جهان داشت، اما پس از رونق صنعت حمل و نقل دریایی از اهمیت آن کاسته شد و منافع حکمرانان ایران از بین رفت و این امر یکی از دلایل کاهش قدرت اقتصادی سیاسی ایران در سطح جهان بود.
در اهمیت گسترش تجارت خارجی و تأثیر به سزای آن بر رشد اقتصادی و روابط خارجی همین بس که برخی از اندیشمندان بر این باورند که یکی از دلایل اصلی وقوع جنگهای جهانی اول و دوم برهم خوردن نظم شکل گرفته در تجارت بینالملل بود و درواقع یکی از اهداف شروع کنندگان این جنگها باز کردن درهای صادرات به روی صنایع داخلی بودهاست.
در گذشته هدف از تجارت و دادوستد و رفع نیازهای ضروری زندگی بود. اما امروزه هدف از توسعه تجارت خارجی علاوه بر رفع نیازهای داخلی کشورها به برخی محصولات، گام برداشتن در مسیر توسعه و رقابت با سایر رقبای بینالمللی در عرصه تولید است به طوری که گسترش تجارت خارجی امروزه مهمترین جنبه و نمود اقتصادی جهانی شدن است.
همانطور که در نمودار زیر مشخص است در طی سالهای اخیر تجارت بین کشورهای جهان روندی شدیدا فزاینده داشته است.
هرچه سطح تجارت یک کشور با دیگر کشورهای جهان کمتر باشد به این معناست که در تعاملات تجاری بینالمللی نقش کمرنگتری دارد و امکان منزوی کردن این کشور توسط قدرتهای بزرگ فراهمتر است. اگر کشورمان بتواند با کشورهای مختلف خصوصا کشورهای همسایه تعاملات تجاری سودمندی شکل دهد که دو طرف از آن منتفع شوند، این کشورها به سادگی حاضر به قطع روابط خود با کشورمان نخواهند شد و به این ترتیب کشورهای غربی برای رسیدن به خواستهی خود که همان انزوای ایران است، در متقاعد کردن دیگر کشورها با مشکلات بیشتری مواجه می شوند و با سد مخالفت دیگر کشورها روبه رو میشوند و دست کم باید هزینه بیشتری بابت رسیدن به هدفشان بپردازند.
در سیاستهای ابلاغی اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری نیز اهمیت تجارت خارجی لحاظ شده و بر لزوم درونزایی در عین برونگرایی تأکید شدهاست. به عنوان نمونه در بند ۱۲ این سیاستها آمدهاست:
افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب پذیری اقتصاد کشور از طریق:
- توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان بویژه همسایگان.
- استفاده از دیپلماسی در جهت حمایت از هدفهای اقتصادی.
- استفاده از ظرفیتهای سازمانهای بینالمللی و منطقهای.
در آمارهای جهانی کشورمان در زمینه میزان مبادلات تجاری، در رتبهی حدود ۵۰ام جهان قرار دارد و این درحالیست که در زمینههای مختلف دیگر از جمله جمعیت و تولید داخلی، رتبهی کشورمان به مراتب بهتر و در حدود ۱۸ام جهان است. درنتیجه میتوان گفت میزان تجارت خارجی کشورمان با میزان بالقوهای که با توجه میزان تولید داخلی و جمعیت کشور قابل دسترسی است فاصلهی زیادی دارد و بر این اساس کشورمان پتانسیل بالایی در زمینه ایجاد روابط تجاری سودمند با دیگر کشورهای جهان خصوصا کشورهای همسایه دارد که بلا استفاده مانده است.
طبق آمار گمرک جمهوری اسلامی میزان تجارت خارجی کشورمان(واردات + صادرات) بدون احتساب نفت و میعانات گازی در سال ۱۳۹۲ در حدود ۸۰میلیارد دلار بوده است و با یک تخمین ساده از میزان فروش نفت میزان کل تجارت کشورمان با احتساب نفت و میعانات گازی در حدود ۱۳۰میلیارد دلار میباشد، همچنین طبق آمار سازمان تجارت جهانی و بانک جهانی میزان تجارت خارجی ایران(با احتساب نفت و میعانات گازی) در سال ۲۰۱۲ به ترتیب در حدود ۱۶۰میلیارد دلار و ۱۳۷میلیارد دلار بوده است.[۱] و این درحالیست که اگر بخواهیم در زمینه تجارت خارجی به رتبهای در حدود تولید داخلی و جمعیتمان در سطح جهانی برسیم باید تجارت خارجی کشورمان به مراتب بیشتر از این میزان باشد: برای دستیابی به رتبهی حدود ۲۰ام جهان باید میزان تجارت خارجی کشورمان در حدود ۵۰۰میلیارد دلار باشد. و این یعنی کشور ما در حال حاضر در مقایسه با میانگین کشورهای جهان تنها ۲۵درصد از پتانسیل تجارت خود را بالفعل کرده و ۷۵درصد باقی مانده همچنان بلا استفاده مانده است.
البته باید به این نکته توجه کرد که عمدهی سهم تجارت خارجی کشورمان را نفت و میعانات گازی و مشتقات نفت و گاز تشکیل دادهاند و این امر باعث میشود که به میزان تجارت کشورمان، مانند دیگر کشورهای نفتی، مقداری اضافه شود که با تلاش و برنامهریزی کمتری حاصل شدهاست و درواقع ما برای همین استفاده ۲۵درصدی از پتانسیل تجارت خارجی نیز تلاش و برنامه مناسبی نداشتهایم.
با توجه به آنچه گفته شد کشورمان علیرغم موقعیت جفرافیایی مناسبی که دارد از پتانسیل بالای خود در عرصه تجارت خارجی بهره لازم را نبردهاست و میتواند با برنامهای هدفمند تجارت خود را با کشورهای منطقه عمیقتر کند. در شرایط کنونی کشورهای به نسبت معدودی با ایران رابطه تجاری دارند و همچنین به دلیل عمیق نبودن این روابط تجاری، آنها از قطع رابطهی تجاری با ایران دچار آسیب زیادی نمیشوند.
همانطور که اشاره شد افزایش تعاملات تجاری با دیگر کشورها موجب بالارفتن هزینه برای کشورهای متخاصم در منزوی کردن کشورمان میشود، اما باید توجه داشت که افزایش تعاملات تجاری به هرطریق ممکن، مسلما مطلوب نخواهد بود و اگر این کار بدون برنامه صورت گیرد منجر به وابستگی به کالاهای وارداتی و حتی وابستگی به منابع حاصل از صادرات میشود و نتیجه معکوس در پی داشته خواهد داشت. اما اگر افزایش آن در چارچوب تعاملات دوجانبه برنامه ریزی شده و به صورت برد-برد باشد و کشورهای هدف با توجه به شرایط خاص کشورمان انتخاب شوند، هدف مطلوب حاصل خواهد شد. بنابراین ضرورت دارد این روابط تجاری بهگونهای تنظیم شوند که باوجود اینکه هردو طرف از آن سود میبرند، کشور طرف مقابل در صورت قطع کردن رابطه زیان بیشتری نسبت به ما متحمل شود.
با توجه به مطالب گفته شده توجه متولیان تجارت خارجی کشور به لزوم برقراری روابط عمیق دوجانبه تجاری، همراه با اجتناب از وابستگی در عرصه واردات و احیانا صادرات، در شرایط کنونی کشور ضروری به نظر میرسد و علاوه بر درآمدزایی و ایجاد اشتغال فراوان برای کشور موجب تقویت قدرت سیاسی کشورمان در منطقه میشود.
[۱] به دلیل شرایط تحریم فروش نفت و تحریمهای مالی که در عرصه بینالملل بر کشورمان تحمیل شدهاست آمارهای تجارت خارجی ایران در منابع مختلف تفاوتهای اندکی با یکدیگر دارند.