25-05-2014، 17:38
بیاد اعترافاتونو بنویسید
اعتراف میکنم وقتی که ۷،۸ سالم بود، یه روز ظهر بابام داشت میخوابید به من گفت که برو برام پتو بیار، آقا من یه دختر عمو دارم اسمش بتوله و خونشون هم کنار خونه ی ماست، رفتم بتول رو صدا زدم گفتم بیا بابام کارت داره، اون هم پاشد اومد خونمون، به بابام که خواب و بیدار بود میگه عمو کارم داشتی؟ بابام با همون حالت منو نگاه کرد و با یه کم عصبانیت بهم گفت: من بهت میگم برو پتو بیار رفتی بتول رو آوردی ؟!
اعتراف میکنم تا۱۶ سالگی فکر می کردم کامران هومن یکی هستند
یه روز دوستم پرسید کامران خوشگله یا هومن
منم گفتم کامران اسمشه هومن فامیلیش
تا حالا در این حد ضایع شدید
اعتراف میکنم وقتی که ۷،۸ سالم بود، یه روز ظهر بابام داشت میخوابید به من گفت که برو برام پتو بیار، آقا من یه دختر عمو دارم اسمش بتوله و خونشون هم کنار خونه ی ماست، رفتم بتول رو صدا زدم گفتم بیا بابام کارت داره، اون هم پاشد اومد خونمون، به بابام که خواب و بیدار بود میگه عمو کارم داشتی؟ بابام با همون حالت منو نگاه کرد و با یه کم عصبانیت بهم گفت: من بهت میگم برو پتو بیار رفتی بتول رو آوردی ؟!
اعتراف میکنم تا۱۶ سالگی فکر می کردم کامران هومن یکی هستند
یه روز دوستم پرسید کامران خوشگله یا هومن
منم گفتم کامران اسمشه هومن فامیلیش
تا حالا در این حد ضایع شدید