انجمن های تخصصی  فلش خور
رابطه پنهانی زن گرگانی، به قتلی وحشتناک ختم شد - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: خبرها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=42)
+---- انجمن: حوادث (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=77)
+---- موضوع: رابطه پنهانی زن گرگانی، به قتلی وحشتناک ختم شد (/showthread.php?tid=222570)



رابطه پنهانی زن گرگانی، به قتلی وحشتناک ختم شد - Ֆℋ£¥∂α - 28-04-2015

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
رابطه پنهانی زن گرگانی، به قتلی وحشتناک ختم شد 1
در گرگان رخ داد؛
رابطه پنهانی زن گرگانی، به قتلی وحشتناک ختم شد
مردی که گلوی زن مورد علافه اش را بریده بود در پلیس آگاهی به جرم خود اعتراف کرد و جزییات حادثه را شرح داد.

 
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، مردی که گلوی زن مورد علافه اش را بریده بود در پلیس آگاهی به جرم خود اعتراف کرد و جزییات حادثه را شرح داد.
 
 26 فروردین ماه یک فقره پرونده مبنی بر قتل خانم "ب-ف" جهت انجام تحقیقات و شناسایی و دستگیری قاتل یا قاتلین به پلیس آگاهی ارسال شد.
 
ابتدا از همسر متوفی تحقیق به عمل آمده که اظهار داشت: من و همسرم راننده سرویس مدارس هستیم و ساعت 17:40 به اتفاق هم از منزل خارج و جهت انجام کار از یکدیگر جدا شدیم تا اینکه ساعت ۲۰: ۰۰ بامداد متوجه شدم همسرم به منزل بازنگشته و نگران شدم.
 
وی ادامه داد: دخترم اعلام داشت مادرش قبل از ساعت ۲۰: ۰۰ به تلفن منزل تماس گرفته و به او گفته شام را آماده کن من هم چند دقیقه دیگر می‌آیم اما هرچه به گوشی همسرم تماس می‌گرفتم گوشی او خاموش بوده که به اتفاق چند نفر از دوستان و آشنایان در سطح شهر به دنبال او گشتیم اما نه اثری از او و نه از اتومبیل وی پیدا کردیم و به همین جهت به کلانتری مراجعه کردم.
 
همسر مقتول در ادامه بیان داشت: ساعت ۷ صبح روز چهارشنبه مورخه 26 فروردین با من تماس گرفته شد مبنی بر اینکه جسدی با مشخصات همسرم در جاده کریم آباد پیدا شده و از من خواسته شد جهت شناسایی به محل بروم که بلافاصله به سمت کریم آباد حرکت و متوجه شدم جسد همسرم می‌باشد.
 
تحقیقات جهت شناسایی قاتل یا قاتلین با جدیت ادامه داشت و نتیجه اقدامات بیانگر آن بود که در ساعت 19:34 عصر با شماره‌ای تماس داشته لذا مالک خط شناسایی، دستگیر و به آگاهی استان منتقل شد که اظهار داشت: خانم "ب-ف" را می‌شناسم و چندین بار به محل کارم واقع در میدان بار انقلاب آمده و اجناسی خریداری کرده و حتی یک فقره چک مربوط به من داده است.
 
متهم ادامه داد: 25 فروردین ماه متوفی با من تماس گرفته و پس از احوال پرسی بیان داشت که آن یک فقره چکی که نزد من می‌باشد را فردا به محل کارم ببرم تا او بیاید و از من بگیرد که من هم قبول کردم اما نیامد تا اینکه شنیدم نامبرده به قتل رسیده و من حاضرم قسم یاد کنم که از قتل وی هیچگونه خبری ندارم.
 
در ادامه یکی دیگر از مخاطبین مقتول شناسایی و به آگاهی استان احضار شد که پیرامون موضوع از وی تحقیق و عنوان داشت: این خط متعلق به من می‌باشد و حدود ۲سال است که در اختیار شوهرم می‌باشد، لذا متهم شناسائی و دستگیر شد.
 
متهم در تحقیقات بیان داشت: خانم "ب-ف" را می‌شناسم، و مدتی است با وی قطع رابطه کرده‌ام و این یک فقره چک کشف شده متعلق به من می‌باشد، من در تاریخ 20 آبان ماه 93 جهت خرید قطعات تراکتور خانم "ب-ف" را دیدم و با توجه به اینکه از قبل او و همسرش را می‌ شناختم از من تقاضای یک فقره چک ضمانتی کرد و من هم تقبل کردم و یک فقره چک بانک به مبلغ یک میلیون ریال بابت ضمانت به او دادم.
 
متهم ابتدا از قتل خانم "ب-ف" اظهار بی‌اطلاعی نموده اما با توجه به شواهد، قرائن، مستندات و ادله موجود در ‌‌نهایت لب به اعتراف گشوده و بیان داشت: در روز حادثه که سالگرد مراسم مادر یکی از دوستان همسرم بود بوسیله خودرو شخصی به اتفاق  همسرم به شهرستان نکاء روستای ورجی محله رفته بودم و بعد از صرف ناهار بعلت اینکه مراسم زنانه بود آمدم و از قبل باخانم "ب-ف" هماهنگ بودم، به گرگان آمدم و وی نیز خودرو خود را در یکی از شهرکهای اطراف گذاشت، برای من پیامک فرستاد وگفت بیا، نزد او رفتم و باهم با خودرو شخصی‌ام به سمت کردکوی رفتیم.
 
وی افزود: سپس به روستای اسلام آباد منزل خودم رفتیم و چون کسی در منزل نبود حدود یک الی دو ساعت آنجا بودیم، زمان خداحافظی او زود‌تر از من به بیرون اتاق رفت و خواستم شومینه را خاموش کنم که متوجه شدم خانم " ب-ف " از پله‌ها سقوط کرده و سرش به لبه سنگ پله‌ها برخورد کرد، هرچه او را صدا زدم جواب نمی‌داد و در حال جان دادن بود اما از بردن او به بیمارستان می ترسیدم چراکه ممکن بود رابطه‌مان افشا شود، او همچنان در حال زجر کشیدن بود که من بوسیله یک تیغه کارد گلوی او را بریدم تا خلاص شود و سپس با یک شال و مشمای مشکی سر و گردن او را بستم.
 
متهم در ادامه اعترافاتش گفت: چون خون زیادی از وی می‌رفت دو عدد کیسه گونی تهیه و از سر تا کمر وی کشیدم، روی صندلی عقب خودرو‌ام گذاشتم و جسدش را از ماشین به بیرون انداختم و از محل متواری شدم، و بعد به دنبال خانواده‌ام رفتم.
 
در ادامه مأمورین آگاهی با راهنمایی متهم جهت کشف اموال مقتول به محل اعزام شدند که تعداد ۹حلقه النگو، ۱ رشته زنجیر طلا، ۱ رشته
دستبند، ۲جفت گوشواره و همچنین آلت قتاله کشف و ضبط گردید.
 
گفتنی است، پرونده جهت سیر مراحل قانونی به دادسرای عمومی و انقلاب گرگان ارسال شد.