![]() |
خاطرات همسر سردار شهد ناصر فولادی - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: مذهبی (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=41) +--- موضوع: خاطرات همسر سردار شهد ناصر فولادی (/showthread.php?tid=156138) |
خاطرات همسر سردار شهد ناصر فولادی - ✘ றДƬДᗡØЯЄ ✘ - 11-08-2014 ![]() ایشان در ادامه گفتند: احتمال دارد من هم مثل ایشان بعد از ازدواج به سوی جبهه بشتابم.تنها تقاضایی که دارم این است که مانع جبهه رفتن من نشوید. دانشجو و بخشدار بود، اما حرفی از آن نزد و گفت: قصد دارد در سپاه خدمت کند و باید با حقوق کم گذران زندگی کنیم. 12 فروردین سال 61 مراسم عقد را در سادگی کامل همراه با نماز جماعت، دعای روح بخش کمیل و حضور رزمندگان و جانبازان، برگزار کردیم. وقتی وارد اتاق عقد شدم، نوشته هایی که بر دیوار بود نظرم را به خود جلب کرد.آیاتی پیرامون جهاد و شهادت. بعد از مراسم عقد برای تجدید عهد با شهیدان به مزار شهدا رفتیم. ناصر پس از چند روز عازم جبهه شد. از خاطرات همسر سردار شهد ناصر فولادی |