![]() |
تاريخ ايران باستان (9) پارس ها - نسخهی قابل چاپ +- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum) +-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40) +--- انجمن: تاریخ (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=34) +---- انجمن: وسطی و باستان (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=46) +---- موضوع: تاريخ ايران باستان (9) پارس ها (/showthread.php?tid=120672) |
تاريخ ايران باستان (9) پارس ها - !~IмДи~! - 16-06-2014 هخامنشي ها پارس ها نيز مانند مادها مردماني آريايي بودند . ايشان نيز مانند خويشاوندان مادي خود مدت زيادي تحت تسلط آشوري ها بودند. کتيبه هايي ازپادشاهان آشور ( سارگن ، سلمانسرو آشور حيدون ) در اين ارتباط در دست است . پارس ها به شش طايفه شهري پاسارگادي ها ، مرفي ها ، ماسپيانها ، پانتالي ها ، دروزي ها و ژرمن ها و چهار طايفه چادر نشين ساگارتي ها ، مردها ، دروپيک ها و دا ان ها تقسيم مي شده اند . پارسها پس از اتحاد با مادها در زمان فرورتيس از قيد دولت آشور رها شدند . چنان که گفته شد پارس ها در بدو ورود به فلات ايران درمحلي به نام پارسوا واقع در مغرب و جنوب غربي درياچه اروميه و در همسايگي دولت ماد و اورارتو سکني گزيدند . معماري اورارتو مخصوصا به سنگ پايه ساختمان اهميت مي داد ولي آن هرگز به صورت ستوني داراي سر ستون درنيامد ، ساختمانها داراي بامهاي شيرواني و از دو طرف شيب بودند . به نظر مي رسد پارس ها اين ويژگيها را با تغييراتي از جمله افزودن سر ستون به ستونها در ساخت مجموعه هاي تخت جمشيد و پاسارگاد به کار بردند . اقامت پارس ها در پارسوا در شمال غربي ايران زياد طول نکشيد ، سرانجام تحت فشار آشوريان از سويي وبرنتابيدن تابعيت اورارتورها ( همسايه گان شمالي ) از سوي ديگر، در قرن هشتم ق .م ايشان را برآن داشت تا به تدريج در امتدا زاگرس و به سمت جنوب شرق ايران مهاجرت نمايند . بنا به سال نامه هاي آشوري در حدود 700 ق .م آنان در محوطه غربي جبال بختياري تا مشرق شوشتر کنوني در ناحيه اي که به آن پارسوماش ( مسجد سليمان کنوني ) نام داده بودند و در اراضي دولت عيلام قرار داشت ساکن بوده اند . عيلام ديگر در اين زمان آن قدرت را نداشت که از استقرار پارس ها جلوگيري کند . به نظر مي رسد در اين زمان پارس ها تابعيت عيلام را پذيرفته بودند . پارس ها تحت رياست هخامنش حکومت کوچک خود را که مقدر بود بسيار بزرگ گردد تشکيل داده بودند . هخامنش نام سرسلسله اين دودمان و ازطايفه پاسارگاديان است که پس از وي پسرش چش پش سرزمينهاي تحت تسلط خويش را ما بين دو تن از پسرانش آريارمن (منطقه پارس ) و کوروش اول ( منطقه انشان ) تقسيم مي کند . هجوم سکاها به ماد و استقرار 28 ساله ايشان در سقز چش پش را از تابعيت مادها رهاند . از اينجا سلسله هخامنشي به دو شاخه پارسي و انشاني ( انزاني ) تقسيم مي شود . درست در زماني که عيلاميان درگير جنگ داخلي و مبارزه با آشوريان بودند حکومت پارسيان رو به توسعه تدريجي بود . سرانجام آشور باني پال دولت عيلام را برانداخت و راهي سلسله جبال بختياري يعني مملکت پارسوماش و محل اقامت پارس ها شد که در آن زمان مطابق با نوشته هاي آشوري، پادشاهي آن در اختيار کوروش اول يعني پسر چش پش بود . پادشاه به نشانه حسن نيت و تسليم در برابر آشوريان فرزند ارشد خود اروکو را به عنوان گروگان در اختيار دشمن فاتح قرار داد . اين حادثه نخستين تماس مستقيم ميان آشوريان و پارس ها بود . پس از آريارمن ، پسرش آرشام در پارس و پس از کوروش اول ، پسرش کمبوجيه درانشان حکومت مي کنند. کوروش دوم (بزرگ) ايختو ويگو (آستياگ) پادشاه ماد ، دخترش ماندانا را به عقد کمبوجيه پارسي ( پادشاه انشان ) در مي آورد .حاصل اين ازدواج فرخنده بزرگمردي است به نام کوروش که يونانيان او را سيروس ناميده اند . به تدريج ، شهرت و قدرت گرفتن کوروش در پارس موجب نارضايتي ايختو ويگو شده و با تدارک ديدن لشکري برعليه نوه اش قيام مي کند . اما به دليل محبوبيت کوروش و نارضايتي مردم ماد ( سرزمين مادري کوروش کبير) از پادشاه و ياري بزرگان ماد ، ايختو ويگو در جنگ شکست خورده و کوروش به سلطنت پدر بزرگش پايان داده و دولت متحد و بزرگ ايران را تشکيل مي دهد. نبونيد پادشاه بابل اين واقعه را در کتيبه اي به نام سال نامه نبونيد اينگونه شرح مي دهد : «....... و قشوني جمع کرده ، به جنگ کوروش رفت ،ليکن لشکر او ياغي شد و ايختو ويگو را گرفته تسليم کوروش نمود » هرودوت مورخ يوناني مي نويسد : مردم و بلندپايگان مادي که به هيچ روي از وي رضايت نداشتند با هدايت يکي از بزرگان ماد به نام هارپاگ بر آستياگ شوريده و کوروش هخامنشي را به سلطنت رساندند . کوروش از پدر بزرگ خود کينه اي به دل نمي گيرد و با وي رفتار مناسبي نشان داده و تا پايان عمر وي را مورد احترام قرار مي دهد .همدان را همچنان به عنوان يکي از پايتخت هاي ايران باقي گذاشت و سران مادي در شغل خود باقي مانده و تعدادي نيز منسب هاي مهم و جديدي دريافت نمودند . کوروش در مدت کوتاهي توانست با شعار احترام به حقوق انسان واتحاد قبايل مختلف آريايي ( ماد ، پارت ، پارس و ... ) يکي از معظم ترين امپراتوري هاي جهان را برآورد . تصوير زير نمايشي از اتحاد بزرگان ماد و پارس در تخت جمشيد است . ( بزرگان ماد و پارس - نگاره اي در تخت جمشيد ) شکـل اصلی ان در گذشته ![]() تصویر چند تا از دزدیهای خارجیها از تخت جمشید رو میبینید. فقط میشه افسوس خورد. همین ! ![]() ردیفی از شیرهای غران تخت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو ![]() نقش برجسته سرباز هخامنشی در موزه «بوستون» ![]() نقش برجسته ملازمین ،موزه «متروپولیتن» نیویورک ![]() سر ستونی از تحت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو ![]() سر ستون ایوان شمالی کاخ صد ستون-اکنون در موزه دانشگاه شیکاگو ![]() سر سنگی گاو نر از جبهه شرقی رواق شمالی کاخ صد ستون-موزه دانشگاه شیکاگو ![]() ![]() اشیاء کشف شده در تخت جمشید در موزه هنر متروپولیتن آمریکا . بـدرود . |