انجمن های تخصصی  فلش خور
بیزارم از آن عشق که... - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: بیزارم از آن عشق که... (/showthread.php?tid=10760)

صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8


RE: بیزارم از آن عشق که... - sara ?????????????????? - 27-12-2012

دقيقااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااcryingاcryingcryingcrying


RE: بیزارم از آن عشق که... - Apathetic - 27-12-2012

براي پاك ماندن، انسان نيازمند جاري ماندن است؛ يك رودخانه پاك مي‌ماند، چون به جاري بودن ادامه مي‌دهد. جاري بودن روند پيوسته‌ي باكره ماندن است. يك عاشق باكره مي‌ماند. تمامي عشاق باكره‌اند. مردمي كه عشق نمي‌ورزند، باكره نمي‌مانند؛ آنان مسكوت مي‌شوند، راكد؛ آنان دير يا زود شروع به بوي گند دادن مي‌كنند _ و زودتر از ديرتر _ چون آنان هيچ جايي براي رفتن ندارند. زندگي آنان مرده است.
*ميرسد روزي كه بي من روزها را سركني/ مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني/ مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني


RE: بیزارم از آن عشق که... - Armina - 27-12-2012

تنها چیزی که خرجی ندارد،جاری شدن در ذهن دیگران است...
پس آنگونه جاری شو که، خنده بر لبانشان نقش بندد، نه نفرت در دلشان....


RE: بیزارم از آن عشق که... - Apathetic - 28-12-2012

ازتوگذشتن سخته....باتونبودن درده....‏"‏واسه من....زنده بودنم مرگه....بدون تو و عشقت.....‏"‏واسه من......وجودمن مال تو....قلب توام مال من.....‏"‏عزیزم.....رفتن تو مرگ منه...دستای تو ،،،تو دستمه.....نگو که باید جداشیم...‏"‏نبود تو...نبودمه‏!‏‏!‏‏!‏....بدون تو کم میارم....تا پای جون دوستت دارم....اگه تو ازمن جدا شی ‏"‏‏"‏‏"‏امید موندن ندارم ...


RE: بیزارم از آن عشق که... - pink devil - 05-01-2013

ســــال هاست نبودنتـ

در شبـــ ــ ـ هاي پاييز

يکـ ســـــاعتـ زودتر شــــروع مي شـــود ...

!



RE: بیزارم از آن عشق که... - ÐeaÐ GiЯl - 06-01-2013

انـــــ کـــــــــه نامشــــــــ زندگیستـــــــ

منــــــــ را کشتــــــــ!

مانده امــــــــ ...

آنکــــــــــه نامشـــــــ مرگـــــــــ استـــــــ

با منـــــــــ چـــــــــه مــــــــی کنــــــد؟


RE: بیزارم از آن عشق که... - Armina - 06-01-2013

هیچ کس از رفتن من غصه نخورد...هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت...بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غُصش نگرفت... وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه...پس چی شد هیچ کسی عاشقم نکرد
چهره ی هیچ کسی پژمرده نبود...کلا اما همه پژمرده بودن
کسانیکه واسشون مهم بودم...همه شاید یه جوری مرده بودن


RE: بیزارم از آن عشق که... - pink devil - 06-01-2013

قوی ترین زن جهان هم که باشی

وقت هایی هست که

دستی ...

باید لمس ات کند

تنی ...

تن ات را داغ کند

و

لبی ...

طعم لبت را بچشد

مستقل ترین زن جهان هم که باشی

وقت هایی هست

که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد که

آرام رانندگی کنی

و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی

مسافرترین زن دنیا هم

دست خطی می خواهد که بنویسد برایش:

" زود برگرد "

طاقت دوری ات را ندارم!


RE: بیزارم از آن عشق که... - ღdorsaღ - 10-01-2013

اگر خود را دوست بداري،ديگر خود را ارزان نمي‌فروشي.

اگر خود را حقيقتا دوست بداري، ديگر آجري نخواهي شد

تا ديگران با تو كاخ هوس‌هاي خود را بسازند.

اگر خود را حقيقتا دوست بداري، ديگر عمله‌ي خطا و خيانت

و دروغ و زشتي نمي‌شوي.

اگر خود را حقيقتا دوست بداري،ديگر قطره نمی شوی تا تبخيرت كنند.

اگر خود را حقيقتا دوست بداري، همه را دوست خواهي داشت.


RE: بیزارم از آن عشق که... - *Nafas* - 11-01-2013

نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ، ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست

HeartHeartHeart