انجمن های تخصصی  فلش خور
بغض قلم ❥ .. - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن های تخصصی فلش خور (http://www.flashkhor.com/forum)
+-- انجمن: علم، فرهنگ، هنر (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=40)
+--- انجمن: ادبیات (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=39)
+---- انجمن: عاشقانه ها (http://www.flashkhor.com/forum/forumdisplay.php?fid=58)
+---- موضوع: بغض قلم ❥ .. (/showthread.php?tid=262577)



RE: بغض قلم ❥ .. - pesarebaad - 02-05-2018

ﻟﮑﻨﺖ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺰﻩ ﻣﺰﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﻤﺖ …


RE: بغض قلم ❥ .. - royayebarfi - 02-05-2018

شاید”تو”…
سکوت میان کلامم باشی!
دیده نمیشوی
اما من تو را احساس می کنم!
شاید”تو” …
هیاهوی قلبم باشی!
شنیده نمیشوی
اما من تو را نفس می کشم!


RE: بغض قلم ❥ .. - pesarebaad - 02-05-2018

گوش کن
صدای قلبم را میشنوی ؟؟؟
با هر تبش ارام نام تو را فریاد میزند


RE: بغض قلم ❥ .. - royayebarfi - 02-05-2018

یکی باید باشد
یکی که آدم را صدا کند
به نام کوچکش صدا کند
یک جوری که حال آدم را خوب کند
یک جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد
یکی باید آدم را بلد باشد…


RE: بغض قلم ❥ .. - pesarebaad - 02-05-2018

یک لحظه بمان
یک لحظه صبر کن
دو کلمه دیگر ته سینه ام باقی مانده
بگذار بگویم بعد برو



دوستت دارم


RE: بغض قلم ❥ .. - royayebarfi - 02-05-2018

خواستم منکر عشقت بشوم ، فهمیدم
از ته قلب من اخبار موثق داری
” می شود فاش همه آن چه میان من و تو است ”
که تو هم مثل خودم چشم دهن لق داری …!


RE: بغض قلم ❥ .. - Dead Silence - 02-05-2018

لذت دنیا
داشتن کسی است
که دوست داشتنش
حواسی برای آدم نمی گذارد..



RE: بغض قلم ❥ .. - sama00 - 02-05-2018

باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد
آنقدر که اشک ها خشک شوند
باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد
به چیز دیگری فکر کرد
باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد


RE: بغض قلم ❥ .. - pesarebaad - 02-05-2018

چشمانم را می بندم
دهانم را چسب میزنم و گوش هایم را میگیرم
ولی انگار تک تک اعضایم چشم دارند و تو را میبینند گوش دارند و صدایت را میشنود
خوب گوش کن اسمت را تک تک سلول هایم زمزمه میکنند ولی درمیانشان قلبم با بقیه فرق دارد
از دیوانگی به سینه ام میکوبد تا راهی پیدا کند که به تو برسد


RE: بغض قلم ❥ .. - امیر‌حسین - 02-05-2018

و آخر شب است و تنهاییم...